آزاردیدگی هیجانی و اختلال‌های هیجانی-رفتاری

آزاردیدگی هیجانی و اختلال‌های هیجانی-رفتاری

به رفتارهای مراقبین که آثار زیان‌بخشی بر رشد و تحول کودک دارند، بدرفتاری یا آزار گفته می­شود (اسندن، ایوانیک و استوارت[1]، 2010). برای توصیف کودک یا نوجوانی که با بدرفتاری یا آزار مواجهه شده است، از اصطلاح «آزاردیده[2]» استفاده می‌شود. آزاردیدگی شامل چهار نوع جسمی، جنسی، هیجانی و غفلت (جسمی و هیجانی) می‌شود، با این حال بین آن‌ها هم­پوشی وجود دارد (اسندن، ایوانیک و استوارت، 2010). برخی از پژوهشگران معتقدند که آزار هیجانی باید به عنوان هسته‌ی اصلی سایر آزارها در نظر گرفته شود (لیسون و نیکسون[3]، 2011).

آزار هیجانی در تعریفی که انجمن تخصصی آمریکا در آزار کودکان (1995) ارائه داده است به عنوان «الگوی تکراری از بدرفتاری هیجانی مراقب با کودک تعریف شده است، به شکلی که این الگوی تکراری به کودک القاء می‌کند که فاقد ارزش، ناقص، دوست نداشتنی، و ناخواسته است» (گلسر، 2011). آزار هیجانی طبقات گوناگونی را شامل می­شود. گاربارینو، گاتمن و سیلی[4] (1986) برای آزار هیجانی پنج طبقه (دسته)­ی 1. طرد کردن، 2. محدود ساختن (مانند جلوگیری از ارتباط داشتن با دیگران)، 3. تهدید کردن (مانند تشر زدن یا ترساندن با تهدید به آسیب زدن)، 4. غفلت کردن و 5. فاسد ساختن (مانند تشویق کودک به درگیر شدن در کارهای منع شده) را در نظر گرفته­اند.

شواهد تجربی نشان می‌دهند که آزاردیدگی با افزایش خطر نشان دادن اختلال‌های هیجانی مانند افسردگی و اضطراب (سیکتی و بنی[5]، 2014؛ سیکتی، روگوش، گونار و توث[6]، 2010؛ بوگلر و پترسون، 2002؛ جونز[7] و همکاران، 2013؛ هرینگا[8] و همکاران، 2013؛ میلز[9] و همکاران، 2013؛ سیلوا، گرانا، گونزال-سیزا[10]، 2014) و اختلال‌های رفتاری مانند نافرمانی‌ مقابله‌ای، سلوک، پرخاشگری، بزهکاری، و رفتارهای ضداجتماعی (سیکتی و بنی، 2014؛ مک‌کولو و شافر[11]، 2014؛ جونز و همکاران، 2013؛ سیلوا، گرانا، گونزال-سیزا، 2014) مرتبط است.

مطلب مرتبط :   رویکردهای نظری به رابطه و تعارض والد – فرزند

پژوهش‌هایی که به صورت اختصاصی به بررسی آزاردیدگی هیجانی پرداختند، آشکار ساختند که آزاردیدگی هیجانی مشابه سایر انواع آزاردیدگی‌ها، با اختلال‌های هیجانی و رفتاری در ارتباط است. مورتی و کریگ[12] (2013) نشان دادند که آزاردیدگی هیجانی با افسردگی در نوجوانی و همچنین اوایل جوانی رابطه دارد. همیلتون، استانگ، ابرامسون و الوی[13] (2013) نیز دریافتند که آزاردیدگی هیجانی با تفکر خودکشی، اضطراب و افسردگی در نوجوانان با میانگین سنی 8/12 سال رابطه دارد. سیلوا و همکاران (2014) رابطه آزاردیدگی هیجانی و مشکلات درون‌نمود و برون‌نمود (که با استفاده از فرم خودگزارش‌دهی نوجوان آخن‌باخ سنجش شده بود) در نوجوانان مجرم را بررسی کردند. همبستگی قابل توجهی بین آزاردیدگی هیجانی با مشکلات درون‌نمود (44/0r=) و برون‌نمود (74/0r=) وجود داشت. در یک بررسی دیگر که بر روی یک نمونه غیر بالینی از کودکان سن مدرسه صورت گرفته است، مشخص شده است که آزاردیدگی هیجانی با نشانه‌های اختلال نارسایی توجه-بیش‌فعالی رابطه دارد (سبوپلو[14]، 2012). میلز و همکاران (2013) در بررسی یک نمونه نسبتاً بزرگ (5172 نفر) از نوجوانان 14 ساله استرالیایی دریافتند که همه انواع آزاردیدگی‌ها با مشکلات درون‌نمود و برون‌نمود (که با استفاده از فرم خودگزارش‌دهی نوجوان آخن‌باخ مورد سنجش قرار دادند) رابطه دارند ولی آزار هیجانی و غفلت نسبت به سایر آزاردیدگی‌ها، رابطه قوی‌تری با این مشکلات دارند.

[1]. Sneddon., Iwaniec., & Stewart

[2]. Abused

[3]. Leeson., & Nixon

[4]. Garbarino., Guttman., & Seeley

[5]. Banny

[6]. Gunnar., & Toth

[7]. Jones

[8]. Herringa

[9]. Mills

[10]. Silva., Graña., & González-Cieza

[11]. McCullough., & Shaffer

[12]. Moretti., & Craig

مطلب مرتبط :   خانواده و تعاملات آن در شکل گیری شخصیت فرزندان

[13]. Hamilton., Stange., Abramson., & Alloy

[14]. Sebopelo