آموزش صلح به عنوان یک اصل فراگیر

آموزش صلح به عنوان یک اصل فراگیر

متمم پیشنهاد یونسکو درباره آموزش صلح مستلزم این است که آموزش صلح به عنوان یک اصل فراگیر در آموزش به رسمیت شناخته شود. یعنی در تدریس، این رویکرد صرف­نظر از موضوع یادگیری، جهانی شود و محتوای آموزش صلح وارد همه فعالیت­های تدریس شود. گنجاندن آموزش صلح در آموزش در یک مقیاس بزرگ، مستلزم یادگیری شیوه جدیدی در تربیت مربیان شاغل در آموزش است. آموزش صلح باید ابتدا افراد را به سوی یک وظیفه­شناسی درونی هدایت کند، به طوری که مفاهیم آموزش صلح را بر اساس وظیفه­شناسی درونی خود به صورت عملی محقق نمایند. برنامه­ریزی و سازمان به تربیت مربیان در هر کشور، باید به عنوان قسمتی از متمم اصول پیشنهادی یونسکو مورد توجه قرار گیرد.

تقویت احساس مسئولیت که هدف اولیه آموزش صلح است، مستلزم تربیت اخلاقی عمیق است که با هدف به کمال رساندن شخصیت جامع نوع بشر، انجام می­گیرد. بنابراین آموزش صلح در سراسر زندگی هر یک از آدمیان ادامه دارد. آموزش صلح نمی­تواند خنثی و عاری از ارزش­ها باشد: شجاعت کار بر اساس ارزش­های اخلاقی ، یک امر اساسی است. این ارزش­ها لازم است در بیانیه حقوق بشر سازمان ملل متحد پیشنهادهای یونسکو جای گیرند و مبنای فعالیت­های آموزشی مردان و زنان در همه کشورها باشند (ذکاوتی قراگزلو،1381).

برطبق نظریه یونسکو هدف عمده، تغییر آگاهی انسان است. به طوریکه شرایط اجتماعی به سوی عدالت تحول یابد. یونسکو سال2000 میلادی را سال فرهنگ و صلح و سازمان ملل سال 2011-2010 را دهه بین المللی فرهنگ صلح اعلام کردند.

یونسکو تنها سازمان بین المللی است که از وظایف اصلی و کلیدی آن پرداختن به مسائل آموزشی به شمار می­آید. این سازمان مؤلفه­های صلح را به شرح زیر اعلام می­کند:

  • دموکراسی(حقوق بشر) 2- تعاون و همبستگی       3- حفظ فرهنگ­ها         4- خود و دیگران         5- جهان وطنی      6- حفاظت از محیط زیست         7- معنویت
مطلب مرتبط :   چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی

برای این­که احتمال بروز جنگ کاهش یابد و افراد بتوانند با طبقات پایین جامعه احساس یکدلی داشته باشند، درک متقابل افراد توسعه یابد ، آموزش و پرورش باید در جهت تحقق شرایط صلح­آمیز و انسانی­تر گام بردارد.

” اگر گذرگاه اصلی صلح اندیشه انسان­ها باشد، بنابراین منطقی است که آموزش صلح از اهمیت برجسته­ای برخوردار باشد. صلح قابل آموزش است و عرصه اصلی آن آموزش و پرورش می­باشد و آموزش و پرورش چهارراهی است که کس را از آن گریز نیست” (ذکاوتی قراگزلو، 1385).

آموزش می­تواند از طریق گوناگون در جهت توسعه فرهنگ صلح همکاری نماید. آموزش از آن­رو که متوجه افراد جوان و پرشور است. و از آن­رو که با کارشناسان و مدیران تخصصی اجتماعی سروکار دارد. تا در سطوح گوناگون، هم در قلمرو عمل و هم در قلمرو نظر منشا اثر باشد. پس نکته مهم این است که بذر صلح باید با استفاده از بستر مناسبی که آموزش و پرورش صلح ایجاد می­کند افشانده شود. تا از این طریق آرزوی جهانی برای صلح با پرورش شهروند صلح­طلب و صلح­جو تحقیق یابد. این آرزو، زمانی تحقق پیدا می­کند که آموزش صلح، در زمره غایات بنیادی نظام­های آموزشی قرار گیرد.

از آنجایی که کتاب­های درسی در نظام آموزش و پرورش ایران محور اصلی تعلیم و تربیت است و همچنین با توجه به اهمیت آموزش صلح در تربیت شهروند جهانی، محتوای کتاب­ها باید بر اساس اهداف مندرج در اسناد ملی کشور باشد، لذا اهداف باید در راستای صلح و مؤلفه­های آن باشد.

تحولات اجتماعی، صنعتی، سیاسی و علمی همواره آموزش را تحت تأثیر خود قرار داده است. از این رو به بررسی تأثیراتی که تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تحقیقات صلح براساس دیدگاه و شناخت آموزش صلح در اوایل دهه­ی 1950 تا 1990 گذشته است، پرداخته می­شود. این بررسی در چهار دوره­ی زمانی مختلف انجام گرفته است.

مطلب مرتبط :   صورت مجلس تفکیکی چیه و چه کاربردی داره؟

      الف) دوره­ی خلع سلاح اتمی: از اوایل دهه­ی 1950 تا اواسط دهه­ی 1960ادامه داشته است، زمانی که توجه اکثریت به جنگ سرد منعطف شده بود و مطالعات صلح بر محور موضوعات خلع سلاح قرار گرفته بود.

  • دوره­ی عدالت اقتصادی و اجتماعی: از اواسط دهه­ی 1960تا اواسط دهه­ی 1970 ادامه داشت. زمانی که مفهوم صلح بیانگر تغییر از خشونت مستقیمبه خشونت غیرمستقیم (ساختاری) بود و توجه اکثریت بر قبول داشتن عدالت اقتصادی و اجتماعی و تأکید بر درگیری­های بدون خشونت بود و بر وجود کشورهایی با برخورداری از صلح مثبت، تأکید می­شد.

در این راستا یونسکو از اواسط دهه­ی 1970 تلاش­هایی را برای ارتقاء عدالت اجتماعی و اقتصاد در آموزش به کار گرفت و در این رابطه، پیشنهاد پیرامون « آموزش شناخت بین­المللی، همکاری و صلح» را مطرح نمود و موارد اساسی را که تمام دانش­آموزان باید آن­ها را مطالعه کنند، در موارد زیر خلاصه نمود:

  1. تساوی حقوق انسان­ها
  2. مطمئن کردن مردم از وجود حقوق بشر
  3. حفظ صلح و خلع سلاح
  4. رشد اقتصادی و تحول اجتماعی
  5. محافظت از میراث فرهنگی انسان­ها
  6. محافظت از منابع طبیعی
  7. نقش سازمان ملل در حل چنین مشکلات ( هیکس[1]، 1983)

 

ب) دوره­ی آموزش خلع سلاح[2]: این­دوره از اواسط دهه­ی 1970 تا اواسط دهه­ی 1980 به طول انجامید و محور اصلی آن بر تربیت نیروهای بومی آموزش خلع سلاح قرار گرفت. در این دوره نگرانی پیرامون مسائل زیست­محیطی آغاز شده بود.

       ج) دوره­ی وابستگی متقابل جهانی و سیاره­ای[3]: این دوره شامل اواسط دهه­ی 1980 تا عصر کنونی می­باشد و توجه عمده­ ی­آن پیرامون وابستگی متقابل جهانی و سیاره­ای است و تأکید فراوان بر مسائل محیطی در جهت دستیابی به زندگی بهتر، بدون تباهی محیط زیست دارد.

 

 

 .Hick 1

[2].Disarmament education

[3].Global and plaetary  interdependence