استرس و واکنشهای ناشی از آن

طبیعت و منابع استرس

از نقطه نظر پزشکی استرس و واکنشهای ناشی از آن به سه دلیل عمده ایجاد می شوند.

استرس انگیزشی

در این حالت احساسا استرس در یک فرد به علت وجود یک انگیزه “استرسور” است. استرسور یا انگیزاننده می تواند از فردی به فرد دیگر متغیر باشد مثلاً احساس استرس و اضطراب، انگیزش ایجاد شده در یک کارمند، ناشی از ملاقات و جلسه ای با مدیر خود در مورد ارزیابی عملکردش.

استرس پاسخی

منشاء استرس در حالت ناشی از یک محرک و انگیزاننده نبوده، بلکه پاسخ و حساسیت یا عکس العملی است که یک فرد از  خود بروز می دهد که در واقع استرسور در این حالت نوعی پاسخ روانی رفتاری است از افراد برای مثال وقتی از یک کارمند خواسته می شود که رفتار خود را از یک الگوی ثابت تغییر دهد ممکن است این تغییر رفتار خود سببی برای بروز استرس گردد.

استرس انگیزشی، پاسخی (ترکیب)

در چنین حالتی استرس ناشی از یک واکنش مشترک میان یک انگیزاننده و یک پاسخ همراه آن باشد. برای مثال وقتی یک مدیر خواستار ایجاد تغییرات حادتری در نحوه ارائه گزارش کار می گردد. این تغییر نوعی انگیزه برای ایجاد استرس می شود و از سویی پاسخی که فرد از این تغییز از خود نشان می دهد، می تواند موجب استرس گردد. در چنین حالتی پاسخ کارمند ممکن است به صورت قبول گزارش کار و وجود فرصتی برای اصلاح آن ظاهر شود (جواهرکلام، 1373؛ به نقل از کهنوج،1383).

منابع یا علت های استرس

استرس در همه زمینه های زندگی و در همه جا با درجات مختلف حضور دائمی دارد بسیاری از منابع اسرس را عوامل بیرونی تشکیل می دهند مثل (دگرگونی ها یا رویدادهای زندگی، گرفتاری های زندگی،استرس بلند مدت، ناکامی و تعارض ها) وسایر منابع استرس را می توان به عوامل درونی نسبت داد (مثل رفتار تیپ A و باورهای غیر منطقی) (گنجی،1380).

الف: دگرگونی با رویدادهای زندگی

تغییر در فرآیند معمول زندگی عامل اصلی بروز فشار روانی است هر گونه تغییر و دگرگونی (خواه مثبت یا منفی) چالش های تازه ای می طلبد که مستلزم ایجاد سازگاری جدید و احتمالاً بروز اضطراب های بیشتری خواهد بود. هرچه تغییر ایجاد شده اساسی تر باشد میزان فشارهای روانی جامعه بیشتر خواهد بود. تغییر با خود انتظاراتی را به همراه می آورد که ممکن است در آن حالت ما قادر نباشیم به طور موقتی در موقعیت جدید رفتار کنیم و از این جهت به طور بالقوه در استرس قرار بگیریم. تغییرات ناخوشایند زندگی موجب مشکلات مرتبط با فشار روانی می شوند. در حقیقت هرگونه تغییر (خوب یا بد) در زندگی به خاطر آنکه فرد را وادار به انطباق و سازگاری مجدد میکند باعث ایجاد فشار روانی می گردد، هر چه  این تغییر بیشتر باشد فشار روانی نیز بیشتر خواهد بود. برای مثال “ازدواج معمولاً به عنوان یک رویداد شادی بخش تلقی میشوداما این رویداد منجر به ساماندهی مجدد چشمگیری در زندگی می شود باید خاطر نشان شود که هنوز تمامی پژوهشگران متقاعد نشده اند که تغییرات زندگی به خودی خود موجب فشار روانی بد ، می شود. آنها ابراز می دارند که فقط تغییرات نا خوشایند با چنین مشکلاتی همبستگی دارند این مسئله که آیا تغییرات مثبت می توانند باعث مشکلات مربوط به فشار روانی شوند هنوز حل نشده است، اما بسیاری متفق القول اند که تغییرات منفی زندگی می توانند باعث مشکلات مرتبط با فشار روانی شوند ( فارس ،1996).

مطلب مرتبط :   نظریه های جامعه پذیری از منظر اندیشمندان و روانشناسان

ب: گرفتاریهای زندگی روزانه

گرفتاری های زندگی، یعنی شرایط قابل مشاهده زندگی روزانه و تجربه ها، که آرامش افراد را تهدید می کنند یا حتی خطرناک هستند بخشی از این نوع استرس را تشکیل می دهند. دگرگونی های زندگی نیز این حالت را دارند. برخی از متخصصان معتقدند که گرفتاری های روزانه خیلی بیشتر از رویدادهای زندگی استرس زا هستند. در واقع می توان گفت که وقتی رویداد مهمی در زندگی اتفاق می افتد، گرفتاری های روزانه خود به خود افزایش می یابد و در نتیجه خود رویداد بیشتر استرس زا می شود.

لازاروس و همکاران (1985) مقیاس فراهم آورده اند که بر اساس آن می توانند گرفتاری های زندگی روزانه و برعکس، لحظه های خوب آن را اندازه بگیرند آنها کشف کرده اند که گرفتاری های زندگی به شیوه زیر گروه بندی می شوند:

  • گرفتاری های خانه داری تهیه غذا، خرید اجناس و بحث های خانه داری
  • گرفتاریهای سلامتی، بیماری جسمی، نگرانی های مربوط به مراقبت های درمانی و عوارض جانبی دارو ها
  • گرفتاری های موقتی؛ زیادی کار ، زیادی مسئولیت و کمبود وقت.
  • گرفتاری های شخصی: تنها بودن و ترس از درگیری ها
  • گرفتاری های محیطی: جنایات ، تخریب خانه های همسایگان، سر و صدای اتومبیل ها
  • گرفتاری های اقتصادی: کمبود درآمد، داشتن قرض، قسط بندی ها.
  • گرفتاری های شغلی: نارضایتی از شغل، درگیری با رئیس اداره، تعارض با همکاران
  • گرفتاریهای امنیتی دراز مدت: نگرانی از دست دادن شغل، تغییر قیمت ها، بازنشستگی.

دگرگونی های زندگی با گرفتاری های زندگی، دو تفاوت عمده دارند:

  • تعداد زیادی از دگرگونی های زندگی مثبت و خوشایند است، اما همه گرفتاری ها طبق تعریف منفی و نا خوشایند است.
  • گرفتاری های روزانه معمولاً تکرار می شود، اما دگرگونی های زندگی رویدادهای نسبتاً نادری است (ساپینگون[1]،1989؛ترجمه حسین شاهی، 1987).

ج: استرس بلند مدت

موقعیت های استرس زا تنها به صورت رویدادهای کوتاه مدت مثل مرگ یا تولد جلوه نمی کنند ازدواج با شکوه یا حقیرانه، موقیعت های کاری نا مناسب یا جو سیاسی خفقان آور نیز می توانند به صورت عامل های استرس آور بلند مدت جلوه کنند. با این همه، خواه این عوامل کوتاه مدت باشند خواه بلند مدت هر شخصی به نحو متفاوتی در مقابل آنها واکنش نشان می دهدواکنش هر فرد در مقابل عوامل استرس زای بلند مدت به ارزشیابی شناختی او از موقعیت وابسته است. از نظر شخصی رویدادهای طلاق، از دست دادن کار، اعتیاد به الکل و مسائل اقتصادی می توانند برای همه اعضای خانواده استرس شدیدی به همراه آورند (گنجی، 1379)

مطلب مرتبط :   چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی

در تحقیقات مربوط به استرس بلند مدت، اغلب عوامل استرس زا در محیط کاریا در ارتباط با کار را مطالعه کرده اند. اشخاص معمولاً از این نظر استرس دارند که می خواهند شغل خود را حفظ کند یا آن را تغییر دهند. زیرا نیاز به درآمد دارند یا نمی توانند با همکاران خود کنار بیایند، در اجتماعی که امنیت شغلی وجود ندارن و مردم همیشه نگران از دست دادن کار خود هستند یا نمی توانند محل کار خود را تغییر دهند و در کنار افرادی باشند که با آنها راحت هستند بنابر این بهداشت روانی رخت می بندد و به نا کجا آباد می رود (همان منبع)

د: ناکامی و تعارض ها

از نظر مکتب روانکاوی، ناکامی عبارت است از حالت فردی که بنا به علل درونی یا بیرونی از ارضای لیبیدو محروم شده است. پس ناکامی بر اثر محرومیت از سائق ها یا انگیزه های فیزیولوژیک به وجود می آید، وقتی می گوییم. ناکامی ممکن است علل درونی یا بیرونی داشته باشد، منظور این است که مانع می تواند، در وجود فرد یا در بیرون از وجود او باشد. ناکامی در صورتی که شدید باشد و دوام پیدا کند، احتمال دارد بهداشت روانی فرد را به خطر اندازد و در فرد استرس ایجاد کند؛ و حتی اختلال ها جسمی و روانی به همراه آورد.تعارض عبارت از یک حالت هیجانی منفی است، که به علت ناتوانی در انتخاب دست کم یکی از دو هدف ناسازگار به وجود می آید. به عبارتی دیگر تعارض زمانی پیش می آید که فرد نتواند دست کم از دوراه سازش ناپذیر یکی را انتخاب کند و این تعارض در فرد ایجاد استرس می کنند (گنجی،1387).

ه: شخصیت تیپ A

تیپ شخصیتی A  ، افرادی پر انرژی، رقابت جو، جاه طلب، بی حوصله و ستیزه جو می باشند. احتمالاً آثار استرس شدت پیدا خواهد کرد و در این گونه افراد این اشخاص به طور دائم عصبانی می شوند، تند تند حرف می زنند، احساس فوریت می کنند و اغلب به مسئولیت های خود می اندیشند، تیپ شخصیت بیشتر A  بیشتر در معرض استرس قرار میگیرد، و بیشتر مستعد بیماریهای قلبی هستند.(گنجی،1387)

[1] Sapengton