تئوری های راهبری دانش جهت بررسی ماهیت و محتوای راهبری دانش

2تئوری های راهبری دانش

برای بررسی ماهیت و محتوای راهبری دانش، چهار تئوری زمینه ای مورد بررسی قرار میگیرد که عبارتند از:

  • تئوری تراکنش هزینه[1]
  • دیدگاه مبتنی بر دانش[2]
  • تئوری عقلانیت محدود[3]
  • مکتب شناخت[4]

2-1-2-1تئوری تراکنش هزینه

بنابر منطق نهاد تطبیقی،نظریه پردازان تراکنش هزینه اظهار داشتند، زمانی که هدف معامله با اندازه گیری سخت و اختصاصی و با ابهام علی شخص می شود، شرکت برای درونی کردن این معامله (تراکنش) دست به فرصت طلبی می زند. این امر بدان معناست که شرکت در درجه ی بالایی از عدم اطمینان، یک راهبری سلسله مراتبی را اتخادذ میکند تا معامله را حفظ نماید. بنابراین، با توجه به معامله دانش، سازمان سلسله مراتبی در مقایسه با بازار با مشروعیت وجود خواهد داشت. با این حال، اینگونه نیست که راهبری سلسله مراتبی هیچ هزینه ای به همراه نخواهد داشت. مادامی که اعضا در ساختار سلسله مراتبی صرفا فرض کنند که قدرت تنها از طریق ترتیبات سازمان اختصاص داده می شود،   آنها قدرت ادعای پایدار یا حقوق کنترل پایدار نخواهند داشت. به همین دلیل، انگیزه اعضای سازمان برای به تسهیم دانش خود به خود شکل نخواهد گرفت. وقتی که معامله در بازار ، به طور برجسته از مکانیزم تشویقی با قدرت بالا به یک معامله ی با نوعی از انگیزه با قدرت کم تغییر میکند، شرکتها با مشکلات ناشی از ایجاد انگیزه در معامله دانش موثر مواجه می شوند.

از نظر معامله دانش این اولین معضلی است که سازمان سلسله مراتبی باید بر آن غلبه نماید. بنابراین برای بررسی آنچه که مکانیزم مدیریت دانش موثر در نظر گرفته می شود، دیدگاه هزینه ی تراکنش، موضوع طراحی مکانیزم تشویقی را فرا میخواند. تدبیر مکانیزم تشویقی این است که جریان دانش در سازمان و تسهیم  دانش بین اعضای را تسهیل می بخشد. اقدامات انگیزشی عملی می تواند شامل سیستم های پاداش مالی، غیر مالی، بیرونی و درونی باشد.

 

2-1-2-2دیدگاه مبتنی بر دانش

کوگت وزاندر[5] (1992) پیشنهاد میکنند که سازمانها دارای مزیت رقابتی با معضلهای انتقال پذیری روبرو هستند. اصول سازماندهی بلند مرتبه در ساختار سلسله مراتبی قرار می گرد و برای غلبه بر پیچیدگی ها به ساختار کمک مینماید. بنابراین راهبری سلسله مراتبی ارزش نسبی خود را برای مقابله با راهبری بازار به لحاظ انتقال دانش و تسهیم دانش حفظ می نماید. علاوه بر این، کانر و پراهالد[6] (1996) نشان دادند که در حالت سلسله مراتبی راهبری، کارمندان با دامنه متنوعی از تجربه و تخصص ادغام شده روبرو می شوند. به عنوان یک نتیجه از تاثیر دانش جایگزین[7] و تاثیر انعطاف پذیری، مزیت رقابتی سازمان از طریف یادگیری سازمانی و تجربه انباشته می شود. درمقایسه با قرادادهای بازار، راهبری دانش در ساختار سلسله مراتبی نسبت به تراکنش دانش[8] کارآمدتر و رقابتی تر است. بنابراین وجود آن را توجیه می نماید. گرانت (1996) با تاکید بر اینکه شرکتها قادر به ادغام دانش تخصصی هستند تاکید می کند که شرکتها به سبب حالت سلسله مراتبی دانش به وجود می آیند. شرکتها به عنوان یک انسجام دهنده ی دانش، جهت استفاده از مزایای ادغام و انسجام دانش به ایجاد ارزشهای مشترک بین خود می پردازند.

مطلب مرتبط :   مزیت ها و ویژگی های بارز دانشگاه مجازی

به طور خلاصه دانشمندان تاکید می کنند که مزایای حالت سلسله مراتبی راهبری دانش از این فرضیه برخاسته است که سازمانها به عنوان یک جامعه اجتماعی درنظر گرفته می شوند و در نتیجه نتایج حاصل از آن قابل شناسایی خواهد بود. چنین شناسایی ای به تقویت ارزشها و هنجارهای منسج شده ی اعضای سازمانی کمک می کند. در چنین زمینه ی سازمانی، تاثیر تراکنش دانش، تسهیم دانش، ادغام دانش و کاربرد دانش ترویج خواهد یافت و از این رو به تجمع دانش سازمانی سرعت خواهد بخشید. به این ترتیب، مفهوم این اصول برای مدیران این است که مدیران باید گونه ای از فرهنگ سازمانی که در بین اعضای سازمان ارزشهای قوی و تعهد به اهداف سازمان را ایجاد کرده و همچنین شکل فرهنگ سازمانی در جهت فعالیت های اشتراک گذاری دانش سودمند را تقویت نمایند.

 

2-1-2-3 تئوری عقلانیت محدود

در سالهای اخیر برخی از نظریه پردازان سازمانی مسائل مربوط به تسهیم دانش و ایجاد دانش از منظر عقلانیت محدود میان فردی را در سازمان مورد بحث قرار می دهند. نکته اصلی آنها تلاش جهت ایجاد این است که از طریق روابط غیر رسمی می توان روابط اجتماعی شفاف تری را درنظر گرفت و درنتیجه تبادل و تسهیم دانش بین اعضای سازمان تسهیل بخشیده خواهد شد. همانطور که از مطالعات تجربی بر که توسط کروس و همکارانش مشاهده شده است بر می آید برای بیشتر مهندسان و دانشمندان که در شرکتها کار می کنند میزان دانش بدست آمده از طریق تعامل غیر رسمی پنج برابر بیشتر از مکانیزم های ارتباطی رسمی است.

به عبارت دیگر، این عدم محدودیت های ارتباطی غیر رسمی نقش حیاتی را هم در تسهیم دانش درون سازمانها و هم در فرایندهای یادگیری سازمانی ایفا می کند. برای اینکه دانش جاسازی شده در روابط و یا دانش جاری در سازمان به عملکرد خوبی منتهی شود، اعتماد در سازمان مورد نیاز است. یک دریافت کننده ی فردی تنها زمانیکه دانش براساس پایه های اعتماد در سازمان باشد می تواند از میزان ارزش، اهمیت و ارتباطی که دانش تسهیم یافته در سازمان خواهد داشت آگاهی یابد. همچنین، نگاه عقلانیت محدود در اصطلاح راهبری دانش، یک مکانیزم راهبری موثر بر تعاملات غیر رسمی و اعتماد متقابل میان اعضا ساخته و پرداخته خواهد شد. این مفهوم برای مدیران دربردارنده ی این نکته است که مدیران ارشد باید یک زمینه علاقه برای ایجاد تعامل غیر رسمی را ایجاد و محیط کار توام با اعتماد متقابل را شکل دهند.

 

2-1-2-4 مکتب شناخت

در سال 1940 سیمون و مارچ[9] رفتار سازمانی را از منظر شناختی مورد بررسی قرار دادند. آنها فرض می کنند که یک حافظه سازمانی یا مدل ذهنی در داخل سازمان وجود دارد. مطالعات مکتب شناخت یک مسیری از بررسی در مورد نظریه های سازمان که شامل مواردی از قبیل تصمیم گیری، ارتباطات، همکاری، طراحی مکانیزم های تشویقی و مکانیزم های رهبری می شود رادنبال می کند. این مسیر مطالعه منعکس کننده ی مضمون حمایت در مجله ی مدیریت و راهبری (2002) با موضوع اختصاصی “مکتب شناخت و راهبری” است که عبارت است از: کاوش مسائل راهبری از منظر شناختی. تاکید اصلی دیدگاه شناخت بر منطق اساسی عقلانیت محدود در تفکر و عمل است. نتیجه عقلانیت محدود حتی زمانیکه دانش محدود و ضمنی است نیز ناقص است. دانش محدود و ضمنی همراه با عقلانیت محدود توانایی سازمان در تصمیم گیری و حل مسائل و مشکلات را محدود تر می کند. به غیر از مشکلات مذکور، اعضای سازمان نسبت به مسائلی که در سازمان با آن روبرو می شوند از قبیل وظایف سازمانی و یا اهداف دستیابی به شناخت به صورتهای متفاوتی واکنش نشان داده و انها را تفسیر می کنند.  به همین دلیل، مشکلات مربوط به تعارض و تنظیم متقابل در برابر اعضای سازمانی به عنوان یک تاثر شناختهای مختلف وجود خواهد داشت.

مطلب مرتبط :   پرخاشگری را چگونه کنترل کنیم؟

مطالعات مسائل راهبری ار نقطه نظر مکتب شناخت بیشتر پدیده ی “شکست شناختی[10]” و یا “فاصله شناختی[11]” را به رسمیت می شناسد. بنابراین،  فرض مسلم این است که با بالابردن احتمال درجه ای از شناخت مشترک، برخی از اقدامات راهبری باید اتخاذ شود از جمله یادگیری تعاملی، ترویج ارتباطات و قابلیت جذب. براین اساس تاثیر منفی شکست و فاصله شناختی کاهش خواهد یافت. گراندوری (2001) نشان داده است که مدیریت سازمانها باید جهت تقویت ارتباطات، تسهیم دانش و یادگیری سازمان در داخل سازمانها به منظور راهبری موثر مدیریت دانش اعمالی را اتخاذ نمایند. همانطور که در بالا ذکر شده است، مدیریت باید فرهنگ تسهیم دانش را ایجاد نماید و یک زمینه ی مشترک برای تقویت ارتباطات بین اعضای سازمانی را بسازد. به این ترتیب یادگیری سازمانی در نهایت ترویج خواهد یافت.

تئوری های راهبری دانش به کشف محتوای راهبری دانش و مفهوم مدیریتی برای سازمانهای مرتبط با تئوری های هزینه تراکنش، مبتنی بر دانش، عقلانیت محدود و مکتب شناخت می پردازد. زمانیکه راهبری موثر دانش رخ بدهد پنج شرایط اساسی نیز اتفاق می افتد: مکانیزم تشویقی برای تسهیم دانش، هویت سازمانی (انسجام و ثبات در اهداف بین اعضا)، اعتماد متقابل بین اعضا، کانالهای ارتباط غیر رسمی و یادگیری سازمانی. این عوامل جریان دانش و تسهیم دانش در سازمان را به صورتی موثر تر ترویج خواهند داد و در نتیجه توانایی خلق دانش سازمانی را تقویت خواهد کرد.

 

 

[1] . Transaction Cost Theory.

[2] . Knowledge-based view

[3] . Relational Embeddedness Theory.

[4] . Cognition School

[5] . Kogut & Zander

[6] . Conner & Prahalad

[7] . Knowledge S

[8] . Knowledge Transaction

[9] . Simon and March

[10] . cognitive failure

[11] . cognitive distance