تحقیق رایگان درمورد قصاص

دانلود پایان نامه

د سلب گردد . لذا دو موضوع در اینجا قابل بحث است . اول وجود حیات برای شخص و دوم عملی که مرتکب انجام میدهد.
وجود شخص زنده
قتل موجب سلب حیات یک انسان زنده است . لذا وجود حیات در انسان شرط اساسی قتل است . چنانکه فرد مرده را نمی توان به قتل رسانید . بنابراین باید انسان زنده ای وجود داشته باشد تا بتوان حیات او را سلب نمود . فرقی ندارد این انسان مرد باشد یا زن , کوچک باشد یا بزرگ , پیر باشد یا جوان , سالم باشد یا بیمار , ایرانی باشد یا خارجی . اگرچه در بحث تخصیص دیه و نوع کیفر بر اساس دین و مذهب قاتل و مقتول تفاوت هائی وجود دارد لیکن بحث اساسی در اینجا این است که فرد مورد جنایت حتما باید زنده باشد . حیات مجنی علیه در لحظه جنایت شرط لازم و حتمی است . لذا چنانچه فردی با قصد قتل و انجام عملی که نوعا باعث قتل می شود به فردی مثلا با اسلحه گرم شلیک کند و بعدا معلوم شود مجنی علیه چند لحظه قبل به علت حمله قلبی فوت کرده بوده است , عمل مرتکب قتل عمد نیست اگرچه با قصد ارتکاب قتل بوده و عمل او هم نوعا کشنده باشد .

2- فعل مادی مرتکب
یکی از لوازم قتل عمدی فعل مادی است . یعنی باید مرتکب با انجام فعلی که منجر به سلب حیات از مجنی علیه می شود اقدام به قتل نماید . بنابراین آلام و درد و رنج های روحی که فردی برای فرد دیگر بوجود می آورد و آن فرد تحت تاثیر آن درد و رنج ها اقدام به خود کشی – یعنی سلب حیات از خود – می نماید نمی تواند مصداق قتل عمدی باشد زیرا اگرچه متهم با القاء درد و رنج روحی موجب اقدام مجنی علیه به سلب حیات خویش شده است لیکن هیچ فعل مادی مرتکب نشده است . بنابراین احراز قتل عمدی امکانپذیر نیست.
فعل مادی به دو گونه ممکن است رخ دهد : فعل مثبت و ترک فعل . که هر کدام بصورت جداگانه مورد بحث قرار میگیرد.
2-1 : فعل مثبت مادی : از لحاظ عنصر مادی علاوه بر وجود شخص زنده , انجام یک فعل مثبت مادی هم لازم است تا عنصر مادی جرم قتل عمدی کامل گردد . لذا صرف میل و اراده به ارتکاب قتل کافی نمی باشد و مرتکب باید با انجام یک فعل مثبت مادی عمل سلب حیات انسان دیگر را انجام دهد . هرچند وسیله انجام فعل مثبت متفاوت است و مرتکب می تواند از وسایل مختلف استفاده نماید از جمله سلاح سرد و گرم , هل دادن در آب , خفه کردن , ضربه مستقیم با مشت به نقطه حساس و…  ولی بدون ارتکاب فعل مثبت مادی ارتکاب قتل عمدی منتفی می باشد.
بنابراین اگر شخصی با دیدن صحنه دلخراش نزاع یا حتی قتل دیگری از ترس بمیرد یا اینکه به سبب ارعاب و اخافه فرد دیگری از ترس جان بدهد مرتکب را نمی توان قاتل معرفی کرد زیرا رابطه علیت بین عمل ترساندن یا نزاع یا… و سلب حیات فرد وجود ندارد و همچنین هرگاه فردی با رفتار زشت و ناشایست خود شرایطی فراهم کند که پدر یا برادرش از فرط بی آبروئی یا… اقدام به خودکشی کنند فرد مورد نظر را نمی توان قاتل شمرد.

2- 2 : ترک فعل : اگرچه دربیشتر مواقع قتل ناشی از فعل مثبت است لیکن نباید تصور کرد که ترک فعل عنصر مادی قتل عمد نیست . زیرا در بعضی مواقع قتل عمدی ناشی از ترک فعل می باشد . در زیر چند مورد از موارد قتل عمدی ناشی از ترک فعل را می آوریم.
1)مرگ ناشی از ترک فعل متعاقب حبس و توقیف غیر قانونی.
هر گاه فردی شخص دیگری را بصورت غیر قانونی حبس نماید و او را تشنه و گرسنه نگهدارد تا بمیرد اگرچه عمل مثبت مادی در سلب حیات انجام نداده لیکن مرتکب قتل عمدی شده است . زیرا عمل منفی مرتکب در این حالت مربوط به فعل مثبت قبلی او یعنی حبس غیر قانونی می باشد.
2)خودداری از شیر دادن طفل به قصد سلب حیات .
3)خودداری از نجات طفل در معرض خطر به قصد سلب حیات.
4)خودداری از دادن دارو یا غذا به بیمار به قصد سلب حیات.
5)خودداری مامور زندان از تحویل لباس یا دارو به زندانی به قصد سلب حیات.

6)خودداری عمدی از نجات غریق در مورد کسی که موظف به نجات غریق است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مرتبط :   پایان نامه با واژه های کلیدی پروانه ثبت اختراع

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ب : رکن معنوی یا قصد و عمد در قتل عمدی
سلب حیات از یک انسات زنده که عنوان قتل دارد وقتی عمدی است که مرتکب ضمن آگاهی قبلی از نتیجه مجرمانه عمل خود اقدام به این کار نماید . یعنی با علم به اینکه عمل مادی او موجب سلب حیات یک انسان می شود اقدام به این کار نماید . صرفنظر از موارد استثنائی , انگیزه قاتل , رضایت مجنی علیه و اشتباه در هویت او در ماهیت قتل عمدی تاثیری ندارد . یعنی هرگاه قاتل به انگیزه شرافتمندانه اقدام به قتل طرف مقابل نماید , یا هرگاه قاتل با رضایت قبلی مجنی علیه حیات را از وی سلب نماید , یا هرگاه قاتل با اشتباه در هویت مواجه شود در هرسه مورد قتل صورت گرفته , عمدی است .
البته احراز عمد مرتکب که یک عامل ذهنی و روانی است کار بسیار مشکلی است که بر عهده قاضی گذاشته شده است . لیکن با توجه به ضابطه های مشخص در قانون و با دقت در نحوه ارتکاب قتل و شیوه استفاده از آلت قتاله و همچنین شدت خطر آلت استفاده شده , می توان به عنصر عمد و قصد پی برد .
ب ) عنصر روانی عمد
عمد شامل دو عنصر روانی می باشد : یکی عمد در فعل و دیگری عمد در نتیجه حاصل از فعل.
الف : عمد در فعل یا عمد عام:
یعنی اینکه قاتل فعل مورد ارتکاب را قصد کرده باشد بدین صورت که عامدا با چوبدستی خود ضربه ای به مجنی علیه وارد نماید و یا او را عامدا از دیوار به سمت پائین هل داده باشد.
ب : قصد نتیجه
یعنی مرتکب به نتیجه مادی عمل خود آگاه بوده و آن نتیجه مورد نظر را قصد کرده باشد . در واقع قصد در نتیجه , یعنی اینکه نتیجه حاصل شده , مورد نظر مرتکب بوده است . بدین صورت که هر گاه شخصی شخص دیگر را هل داده و درون رودخانه ای بیندازد و آن فرد بدلیل عدم توانائی شنا کردن بمیرد , مرتکب باید نتیجه حاصل شده (مرگ فرد) را قصدکرده باشد.
عمد در فعل یعنی فعل انجام یافته با آگاهی و از روی اراده و اختیار به انجام رسیده و عمد در نتیجه یعنی مقصود قاتل از انجام عمل ,کشتن مقتول باشد.
از نظر علمی و قضائی برای اثبات عمد به کیفیت عمل و نوع آلت جرم و نتیجه حاصل از عمل توجه می شود . بنابراین در صورتیکه شخص ضمن اقدام به فعل از آلت و وسیله ای استفاده نماید که غالبا کشنده است و بدان وسیله کسی را بکشد نمی تواند ادعا کند که قصد نداشته و در حقیقت ظاهر این است که فرد قاصد بوده است . (قصد مفروض است) .
ج ) موارد قتل عمدی
قانون مجازات اسلامی با توجه به همین توضیح , قتل را در سه مورد عمدی دانسته است:

1- قتل عمدی با قصد فعل و قصد نتیجه:
بند الف ماده 290 قانون مجازات اسلامی بدین شرح است ” هر گاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود ، خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود ، خواه نشود ” در اینجا قانونگذار علت عمده انتساب عمل مجرمانه را , قصد و عمد مرتکب در نتیجه قرار داده و انجام هر فعلی خواه کشنده خواه غیر کشنده و یا استفاده از هر آلتی خواه قتاله باشد خواه نباشد را مشروط بر اینکه مرتکب در استفاده از آن آلت یا بطور کلی در انجام آن فعل قصد کشتن فرد را داشته باشد , قتل عمدی تلقی نموده است . در واقع چنانچه قصد قتل نزد مرتکب محرز شود و عمل او هم منجر به قتل شود مورد از موارد قتل عمدی است.
2-  قتل عمدی با انجام فعل نوعا کشنده:
در بعضی موارد قاتل واقعا قصد قتل ندارد لیکن دست به انجام افعالی می زند که از نظر قانونگذار فعل نوعا کشنده محسوب می شمند. و قاتل هم به این خصوصیت آن افعال آگاه است.بنابراین لازم است فرد از ارتکاب چنین افعالی بپرهیزد در غیر اینصورت قتل عمدی تلقی می شود.این مورد در بند ب ماده 290قانون مجازات اسلامی بدین صورت بیان شده است ” مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد” .
وقتی فردی عمدا با اسلحه گرم به قصد مصدوم کردن مجنی علیه از ناحیه پا به طرف او شلیک می کند باید بداند که چنانچه این گلوله به جای دیگر بدن او اصابت کند و او بمیرد مرتکب قتل عمدی شده است . لذا در صورت اصابت گلوله به بدن مجنی علیه و مرگ او اگرچه مرتکب قصد کشتن او را ندارد لیکن از نوع آلت استفاده شده و کیفیت فعل کشنده , قصد مفروض است و قتل عمدی است . زیرا سلاح گرم ذاتا کشنده است.
منظور از کار نوعا کشنده در قتل عمدی ایجاد صدماتی است که گاه به اعتبار وسیله و آلت بکار رفته در قتل و گاه به اعتبار حساسیت موضع اصابت در مورد انسان موجب مرگ وی می گردد.
3- مواردی که قاتل قصد کشتن ندارد و کاری که انجام می دهد هم نوعا کشنده نیست , مثلا آلت مورد استفاده نوعا قتاله نیست , یا ضربه به نقاط حساس اصابت نکرده ولی نسبت به طرف به لحاظ بیماری یا پیری یا کودکی و یا ناتوانی و امثال آن نوعا کشنده محسوب می شود.
بند پ ماده 290 ق م ا چنین مقرر میدارد : ” مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف به لحاظ بیماری یا پیری یا کودکی و یا ناتوانی و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد” .
در اینجا فعل مرتکب قتل نوعا کشنده نیست و از جهت اصابت به موضع حساس هم کشنده محسوب نمی شود ولی به اعتبار شخصیت مجنی علیه از نظر ضعف جسمانی یا کهولت سن یا بیماری یا صغر سن ,صدمه ای که برای اشخاص عادی قابل تحمل است , برای مجنی علیه غیر قابل تحمل گردیده و منجر به مرگ وی میگردد.
مثل ایراد ضرب عمدی خفیف نسبت به یک بیمار قلبی که نباید کوچکترین حرکتی داشته باشد . یا ایراد صدمه خفیف به فردی که خیلی مسن است یا رها کردن عمدی طفل شیرخوار و اصابت به زمین و مرگ او.
البته زمانی می توان اینگونه اعمال را به عنوان قتل عمدی محسوب نمود که قاتل از شرایط ویژه مجنی علیه آگاه باشد . در بعضی موارد آگاهی از شرایط تقریبا بدیهی است مثل کهولت سن , صغر سن , ولی در پاره ای از موارد مثل بیماری خاص مجنی علیه چنانچه قاتل از آن مطلع نباشد و قصد قتل هم نداشته باشد و عملش هم غالبا و نوعا کشنده نباشد نمی توان او را به اتهام ارتکاب قتل عمدی تعقیب و مجازات نمود.
ج : رکن قانونی قتل عمد
ماده 288 قانون جدید بندهای مختلفی دارد که شرایط قتل عمد را بیان کرده‌ است. برای مثال در بند الف این ماده آمده است : “هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا غیر معین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود حاصل شود ، خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت شود ، خواه نشود ، قتل عمد است.
بند چهارم : مفهوم اصطلاحی قصاص
قصاص در شریعت عبارت است از : مجازاه المعتدى على غیره فى نفسه او بدنه بمثل ما جنى به علیه . البته این اعتداء در مال نیست بلکه در نفس ، یا بدن او به قطع و یا جرح و یا ضرب است .

  مراد از غیر در اینجا انسان دیگر است و اعتداء به غیر انسان ، مشمول قصاص نیست مثلا اگر پاى حیوانى را قطع کند یا او را به قتل برساند ، از حیث حیوان بودن مجازاتى ندارد . اما از حیث مملوک بودن مجازات مالى دارد ولى مشمول قصاص نیست این معناى شرعى قصاص است که معناى واضح و معروفى است .
 اما معناى لغوى قصاص (که اگر فهمیدیم مى توانیم حدس بزنیم چرا مجازاه المعتدى بمثل ما جنى به علیه را قصاص نامیده‏اند) از دو اصل ممکن است اتخاذ شده باشد.
تتبّع الاثر، دنبال گیرى یک نشانه‏
 به این معنا در قرآن کریم در دو مورد به کار رفته است . یکى در قضیه کودکى حضرت موسى (علیه السلام) که وقتى او را در آب نیل انداختند ، مادر به خواهرش گفت : قصیّه. یعنى : تتبعّى اثره، دنبال او

دیدگاهتان را بنویسید