تحلیل کارکردی روسپی‌گری از منظر روانشناختی

تحلیل کارکردی روسپی‌گری

در تبیین کارکردی یک پدیده اجتماعی به آثار و نتیج آن توجه می‌شود. کارکرد گرایان مدعی آنند که هر یک از اجزاء و عوامل نظام اجتماعی کارکردی دارد که برای کلی جامعه ضروری است. به همین دلیل، در جواب این سئوال که چرا برخی از جامعه‌ها روسپی‌گری را به طور رسمی نپذیرفته یا غیر قانونی ندانسته‌اند و حتی به طور ضمنی موجودیت آن را قبول کرده، نسبت به آن بردباری به خرج می‌دهند، به تبیین کارکردی آن کمک می‌کند. بدین ترتیب به عقیده آنان روسپی‌گری نوعی نهاد اجتماعی است که برای کل نظام اجتماعی جوامعی که در قبال آن واکنش نشان نمی‌دهند ا سکونت می‌کنند، لازم به نظر می‌رسد.

کارکرد گرایان کارکردهای روسپی‌گری را به شرح زیر می‌دانند:

  1. روسپی‌گری استغنای جنسی افرادی را که قادر یا حاضر به همسرگزینی نیستند، فراهم می‌کند.
  2. روسپی‌گری استغنای جنسی موقت افرادی مانند: جهانگردان، ملوانان و دیگر کسانی را که دور از خانواده بسشر می‌برند، تامین می‌کند.
  3. روسپی‌گری برای کسانی که حاضر یا قادر نیستند نیازهای جنسی خود را از طریق مشروع دنبال کنند، شرایط نسبتا مناسبی محسوب می‌شود.( ادیبی و انصاری 64:1358)

به طور کلی که ملاحظه می‌شود، کارکرد گرایان روسپی‌گری را فقط بر حسب نتایجی که برای کل نظام جامعه دارد مورد تحلیل قرار می‌دهند. اما باید دانست که چنین تحلیلی تنها بخشی از واقعیتهای آن را مشخص می‌کند و مسائل مهمتر دیگری از قبیل علل ساختی و تضادهایی که برای خانواده‌ها پدید می‌آورد و موجب از هم پاشیدگی خانواده‌ها می‌شود، در این دیدگاه مورد غفلت قرار می‌گیرد.

بررسی علل جرائم و انحرافات جنسی در زنان

برخی از جرائم و انحرافات اجتماعی از ویژگیهای بیولوژیک ناشی می‌شود. از این رو، نوع و کیفیت و میزان جرائم و انحرافات زنان و مردان تفاوت عمده‌ای پیدا می‌کند.

مطلب مرتبط :   رویکردهای نظری به رابطه و تعارض والد – فرزند

در اکثر کشورهای جهان زنان در اثر عوامل اجتماعی و فرهنگی کمتر از مردها خود را در جرائم و انحرافات آلوده می‌کنند و میزان جرائم زنان در هر محیط اجتماعی به شرایط اقتصادی- فرهنگی و اجتماعی آنها وابستگی پیدا می‌کند، و با تغییر و تحرک اجتماعی و توسعه سریع شهر نشینی، گرایش زنان در انحرافات نیز افزایش پیدا می‌کند.

گرانر( Granor) بوسیله آمار نشان می‌دهد که از میان 209075 نفر زن و مردی که در دادگاههای جنائی و دادگاه اطفال محاکمه شده‌اند، تعداد 27305 نفر آنها یعنی 13% کل بزهکاران را زنان تشکیل می‌دهد. ولی همانطور که در پیش اشاره شد میزان جرائم زنان در کشورهای مختلف متفاوت است. مثلا در فنلاند محکومیت زنان 6/4% کل محکومین ات و در سوئد و ژاپن این میزان به 3/6% می‌رسد. در کشورهای ایالات متحده و نروژ 3/8% و در فرانسه 5/9% و بالاخره در بلژیک و پرتقال بیشتر گزارش شده مثلا در بلژیک محکومیت زنان 5/22% و پرتقال 5/24% گزارش شده است                            ( Granor,1964:392).

از زمانی که محققان جرم شناسی برای مطالعه مسئله جرم علاقه‌ نشان داده‌اند کوششهای زیادی برای شناخت علل جرائم و انحرافات زنان نیز بعمل آمده است. زیرا محققان جرم شناسی می‌خواهد روشن کنند که چرا زنان در مقایسه با مردها کمتر خود را در جرائم و انحرافات آلوده می‌کنند. بعضی از جرم شناسان چنین اظهار کرده‌اند که علت تفاوت جرائم مردها و زنان به موقعیتهای متفاوتی که زنان را از مردها متمایز می‌نمایند مربوط می‌گردد.

نظریه دیگری که در این زمینه بیان شده آن است که چون دختران و زنان بطور مداوم تحت مراقبتهای شدید خانوادگی و کنترلهای اجتماعی قرار دارند، بدین جهت کمتر تحت تاثیر خرده فرهنگ جرم‌زا قرار می‌گیرند. بعلاوه مامورین انتظامی و قضات کیفری دادگاهها نیز اصولا نسبت به کشف جرائم و تعقیب زنان متهم کمتر تمایل دارند. از این رو، نسبت زنان مجرم که در آمارهای کیفری گزارش می‌شود کمتر از ارقامی است که آنها واقعا مرتکب می‌شوند. گذشته از اینها، چون زنان در مقایسه با مردها از نیرو و قدرت جسمانی کمتری برخوردارند، بدین جهت امکان ندارد که آنها همانند مردها برای اجرای بعضی از تخلفات از قبیل تخریب و اعمال زور و یا اخاذی ورزیدگی داشته باشند.

مطلب مرتبط :   تعریف کنار آمدن یا کنار آیی و اهمیت آن در کنترل استرس