تعریف اثربخشی و روش‌های تفکر در تدریس اثربخش

تعریف اثربخشی:

عبارت است از میزان موفقیت معلم درزمینه بازدهی و نتایج کاری است که به او محول شده است (زارعی 1385، 1).

تدریس اثربخش به معنی توانایی معلم برای فراهم آوردن تجربه یادگیری جهت کسب نتایج آموزش مطلوب است. برای این منظور تک‌تک دانش آموزان باید درگیر فعالیت یادگیری شوند. تدریس اثربخش سه جنبه از فعالیت‌های یادگیری؛ (توجه، پذیرا بودن و تناسب) را شامل می‌شود؛ یعنی دانش آموزان باید انگیزه داشته و مشتاق یادگیری باشند. در تدریس اثربخش سؤال این است که چگونه می‌توان جنبه‌های تدریس و تجربه یادگیری را طوری ترتیب داد که توجه، تلاش ذهنی و انگیزه دانش‌آموزان را جلب و حفظ کرده و نوع یادگیری موردنظر را پرورش داد. معلمان در تدریس اثربخش به مدیریت آموزشی کلاس توجه می‌کنند، یعنی دانش‌آموزان را به‌طور فعال درگیر درس کرده و درنتیجه باعث کاهش وقت بیکاری آنان می‌شوند (تورانی وهمکاران  1387، 19). تدریس اثربخش باید منظم و برانگیزاننده باشد و موجب ارتقای انگیزه، نشاط، نوآوری و افزایش کار آیی معلم و دانش‌آموز شود (عسکری و عندلیب  1389، 33-26). کیفیت آموزش فرایندی چندبعدی است و دارای پیامدهای کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت است، لذا اثربخشی آن نیز باید از جنبه‌های متعددی بررسی شود و این امر مستلزم نگاه جدی به تمام عوامل درگیر با فرآیند یاددهی – یادگیری است (رئوفی  1389، 176-167).

2-3- روش‌های تفکر در تدریس اثربخش:

تدریس اثربخش را این‌گونه تعریف کرده‌اند: تدریسی که در آن معلم به‌طور موفقیت‌آمیز به اهداف یادگیری دانش‌آموزان دستیابی پیدا می‌کند. به‌طورکلی دو عنصر بسیار ساده موجب تدریس اثربخش می‌شوند:

معلم باید تصویر ذهنی روشنی از نوع یادگیری که قرار است اتفاق بیفتد، داشته باشد.

معلم تجربیات یادگیری را فراهم می‌کند که به این نوع یادگیری دستیابی پیدا کند (تورانی وهمکاران 1387، 24).

در مورد میزان به‌کارگیری معیارهای تدریس اثربخش در مدارس، قبل از هر چیز دریافتن کمبودها و جبران نواقص آموزشی مؤثر است؛ چراکه این امر تصویری نسبتاً جامع از کیفیت آموزشی مدارس ارائه می‌دهد و منجر به تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف موجود در کیفیت تدریس معلمان خواهد شد. به دنبال این امر آموزش‌وپرورش باید در برنامه‌ریزی دوره‌های آموزش ضمن خدمت نیز مؤثرتر عمل کند و نیازهای واقعی معلمان را در این زمینه به گونه مطلوبی پیش‌بینی و برآورده سازد (ظهور1382 ، 13-5). اندازه‌گیری اثربخشی تدریس به‌صورت مطلق و در پایان یک دوره آموزشی رویکرد کاملی نیست. اثربخشی و کیفیت آموزش می‌بایست در طول فرایند آموزش ایجاد و بررسی گردد و در پایان فرایند آموزشی برای اطمینان از صحت اقدامات انجام‌شده و تحقق اهداف تعیین‌شده موردبررسی و اندازه‌گیری قرار گیرد. هدف و ضرورت اثربخشی با توجه به گسترش برنامه‌ها و مراکز آموزشی وزارت نیرو که مستلزم صرف منابع انسانی، مالی و مادی فراوانی است که تأمین این منابع موجب حساسیت بیشتر مدیران و شرکت‌کنندگان در دوره‌ها نسبت به آموزش شده است. بررسی میزان اثربخشی دوره‌ها و ارائه بازخورد اطلاعاتی به افراد پاسخی به این حساسیت است (آموزش اثربخش چیست؟) (دل آرام  1385، 21-15). اثربخشی کلی تدریس یک معلم در مدرسه، در پرتو تقابل میان معیارهای کلی شامل طراحی تدریس، اجرای آموزش، مدیریت کلاس درس، روابط انسانی، ارزشیابی و ویژگی‌های شخصیتی مطلوب، سنجیده و تعیین می‌شود. به‌عبارت‌دیگر مدرس اثربخش کسی است که با طرح درس از پیش تعیین‌شده در کلاس حضور یابد و به ارائه آموزش مؤثر مطابق با آن طرح درس بپردازد و در این راستا داشتن تسلط بر موضوع درس و متخصص بودن در آن زمینه، استفاده از روش‌های تدریس متنوع، شرکت دادن دانش آموزان در جریان تدریس از طریق تعیین فرصت سخنرانی یا کنفرانس برای آنان، داشتن انتظارات بالا و معقول از فراگیران و مواردی این‌چنین را مدنظر قرار دهد. همچنین وی باید ضمن ایجاد محیطی شاد و جذاب در کلاس درس، در مقابل بروز بی‌نظمی‌های احتمالی برخورد مؤثر داشته باشد. روابط انسانی سازنده و متقابل خویش را با دانش‌آموزان در فضای داخل و حتی خارج از کلاس حفظ نماید، با انجام ارزشیابی‌های صحیح و ارائه بازخورد به‌موقع، نواقص یادگیری فراگیران و حتی تدریس خود را رفع کند و درعین‌حال از شخصیت باثبات و صفات شایسته یک معلم برخوردار باشد (عندلیب و احمدی  1386، 70-69).

مطلب مرتبط :   اصول و مبانی نظارت و راهنمایی آموزشی

2-4- تعاریف تدریس:

از تدریس تعاریف مختلفی ارائه‌شده است. در بین عامه مردم تدریس با ابلاغ یا افاضه دانش یا مهارت هم‌خوان شده است و در بین خواص از تدریس تعریف‌های دیگری ارائه می‌شود به‌عنوان‌مثال:

گیج[1]  تدریس را این‌گونه تعریف کرده است:

هر فعالیتی از جانب یک فرد که به‌منظور تسهیل یادگیری فرد دیگری انجام  می‌پذیرد (گیج  1374، 12)

لانجرن[2] تدریس را فرآیند پیچیده و از قبل برنامه‌ریزی‌شده‌ای می‌داند که توسط معلم در کلاس درس اجرا  می‌شود و هدف عمده‌اش ایجاد درگیری و تعامل ذهنی یادگیرنده با مطالب یادگرفتنی است (نصراصفهانی   1371، 136).

کلوثر[3] (1985، 17) تدریس را فعالیت بین‌الاشخاصی که معطوف به یادگیری است و توسط یک یا چند نفر به انجام می‌رسد  دانسته است.

«تدریس عبارت است از تعامل متقابل معلم و شاگرد براساس طراحی منظم و هدف‌دار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد» (شعبانی  1382 ،115)

رابرتسون[4] (1987، 18-15) از تدریس به‌عنوان فعالیتی تعهدآور همراه با قصدی که موجب یادگیری در دیگری می‌شود یادکرده است.

جنر[5] (1998، 15-10) اذعان دارد که تدریس عبارت از فراهم کردن فرصت‌هایی که یادگیری را تسهیل می‌کند.

رامسدن[6] (1992، 5) هدف از تدریس را فراهم کردن امکان یادگیری یادگیرندگان می‌داند.

از تعاریف متعدد تدریس چند نکته اساسی را می‌توان استنتاج نمود.

1-هدف اصلی تدریس عبارت است از «ایجاد و تسهیل یادگیری در یادگیرندگان».

2- تدریس مجموعه‌ای از فعالیت‌های هدفمند است.

3- تدریس با تعامل دوسویه فراگیر و مدرس انجام می‌گیرد.

4- تدریس مجموعه‌ای نظام‌دار از فعالیت‌ها است و نه یک عمل واحد.

 

[1] -Gaje

مطلب مرتبط :   راهبردهای یادگیری خودتنظیمی از دیدگاه روانشناختی

[2] -Lanjrn

[3] – Klvsr

[4]– Robertson

[5] – Jenner

[6] – Ramsden