عوامل تقویت و تخریب اعتماد اجتماعی چیست؟

 

عوامل تقویت و تخریب اعتماد اجتماعی

در هیاهویی که بازارهای اجتماعی، پر است از کالاهایی که بی اعتنا به بوق و کرنای فروشندگان و خریداران، خودنمایی می کنند، اعتماد اجتماعی گاهی رنگ می گیرد و گاهی رنگ می بازد.
بسیاری با پافشاری بر ارتباط مستقیمی که بین اعتماد اجتماعی و احساس امنیت وجود دارد، عامل اصلی رنگ گرفتن و رنگ باختن اعتماد اجتماعی در چهرهِ روابط و تعاملات میان افراد را همان احساس امنیتی می دانند که انگیزه اصلی افراد از اعتماد به دیگران و گروه های دیگر قلمداد می شود.
دکتر رنانی، اقتصاددان در مصاحبه خود با اشاره به ارتباط مستقیم و خطی بین اعتماد و سرمایه اجتماعی می گوید: سرمایه اجتماعی وقتی بالاست که اعتماد در میان مردم بالا باشد، همبستگی اجتماعی شدید باشد، تعهد به منافع ملی و منافع اجتماعی جدی باشد، احساس نوعدوستی و همیاری جمعی قوی باشد، قانون حرمت داشته باشد و کسی جرات نکند آشکارا در جامعه، خلاف قانون رفتار کند، مردم به حکومت و قوانین آن و مجریان آن به چشم حامی و خادم بنگرند نه به چشم غاصب و ظالم، مردم نسبت به دردها و مصائب همنوعان خود در جامعه حساس باشند و واکنش نشان دهند، بی تفاوتی اجتماعی حداقل باشد و مردم در ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی خود را مسئول بدانند و نظایر این ها.
با توجه به مفهوم سرمایه اجتماعی که مجموعه ای از هنجارها، ارزش های غیررسمی، قواعد عرفی و تعهدات اخلاقی است و رفتارهای افراد در چارچوب آنها شکل می گیرد، موجب تسهیل روابط اجتماعی افراد می شود و افزایش همکاری و مشارکت اجتماعی را برای افراد به همراه می آورد، می توان توسعه را غنی سازی کنش های اجتماعی ناشی از افزایش تمایل به مشارکت و اعتماد اجتماعی دانست.
دکتر لهسایی زاده، جامعه شناس با اشاره به عوامل تقویت کننده اعتماد اجتماعی می گوید: انجام آموزش در سطح خانواده، از طریق وسایل ارتباط جمعی و نیز احترام به اقوام، باورها، ارزش ها و هنجارهای آنان می تواند اعتماد اجتماعی را در بین افراد جامعه درونی کند. از طریق خانواده، بسیاری از مسائل و مفاهیم مرتبط با اعتماد اجتماعی به کودکان منتقل می شود. از طریق وسایل ارتباط جمعی به صورت مدرن امروزی، افراد در جریان اجتماعی شدن قرار می گیرند که باید در این رابطه، یک نوع فرهنگ سازی انجام شود تا روند تقویت اعتماد اجتماعی بهبود یابد. درصورت احترام به اقوام، باورها، ارزش ها و هنجارهای آنان نیز زمینه های ایجاد اعتماد اجتماعی گسترش پیدا می کند.
وی همچنین معتقد است اعتماد اجتماعی در سطوح مختلف خرد، میانه و کلان تخریب و تضعیف می شود و می گوید: عوامل تخریب کننده اعتماد اجتماعی در سطح خرد، منفعت طلبی افراطی افراد است. از آنجا که انسان ها به طور ذاتی، منفعت طلب هستند، وقتی این منفعت طلبی حالت افراطی به خود بگیرد، افراد سعی می کنند با استفاده از روش های کاذب، سهم بیشتری از امکانات و منفعت را برای خود طلب کنند. در سطح میانه، موضوع رقابت های کاذب بین نهادها و مؤ سسات مطرح می شود. در سطح کلان نیز، جاه طلبی کشورها عامل اصلی تخریب اعتماد اجتماعی محسوب می شود. به طوری که هرچه کشورها جاه طلبی بیشتری داشته باشند، دیگر کشورها نمی توانند به آنها اعتماد کنند. (حسینی ،1388)

مطلب مرتبط :   نظریه های جامعه پذیری از منظر اندیشمندان و روانشناسان

سهم عمده اعتماد در کاهش آسیب ها

اعتماد سهم مهمی را در بسیاری از فرایندهای سازمانی نظیر عقد قراردادها، انجام مذاکرات و نظارت مستمر بر عملکرد واحدها دارد و تلاش درجهت افزایش آن می تواند بسیاری از هزینه های مربوط به فعالیت های ذکر شده را کاهش و علاوه بر آن بهره وری سازمانی را افزایش دهد. از این رو، اعتمادسازی در بین گروهها و واحدهای مختلف یک سازمان را می توان یکی از مهمترین وظایف یک رهبر سازمانی دانست.
دکتر لهسایی زاده می گوید: اگر در جریان تعاملات و روابط اجتماعی، از اعتماد اجتماعی سوءاستفاده شود، شمار آسیب های اجتماعی گسترش می یابد. به عبارتی حالت سوءاستفاده از اعتماد اجتماعی، تضعیف اعتماد اجتماعی را به همراه دارد، کارایی هنجارهای اجتماعی نیز کاهش می یابد.
وی می افزاید: برخی از هنجارهای اجتماعی مانند قوانین نوشته شده و شفاهی هستند و این هنجارها، ناشی از اعتمادی است که افراد نسبت به هم دارند. به طور مثال، درصورت اعتماد اجتماعی بین افراد، رسم اجتماعی پایدار می ماند و برعکس. از این روست که افراد به قرار و مدارهایی که بین خودشان می گذارند، احترام می گذارند، آنها را رعایت می کنند و اعتماد اجتماعی به وجود می آید.
با این حال، در تعبیر نخستینی که انسان ها اعتماد می کنند تا ارتباط برقرار کنند، ارتباط برقرار می کنند تا این باور در ذهنشان ریشه کند که بدون همکاری، مشارکت و همفکری کاری از پیش نخواهند برد، شاید به راحتی نتوان به جایگاه عینی اعتماد در پس کوچه ای از هنجارها و ناهنجاری ها دست یافت. گویی باید به همان انگیزه ای دلخوش کرد که در پوشش اعتماد، افراد را به سوی دنیای بی حد و مرز ارتباطات و تعاملات می کشاند.( حسینی،1388)

مطلب مرتبط :   صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری چیه؟