مفهوم تعارض و ابعاد آن

تعارض

اصطلاح تعارض از جمله مفاهیمی است که معانی مختلفی از آن مستفاد می شود. روان شناسان بیشتر به جنبه روان شناختی آن، یعنی تضادهای درونی و جامعه شناسان بیشتر به جنبه اجتماعی تعارض، یعنی تضادهای میان افراد و گروه ها پرداخته اند (ایزدی یزدان آبادی، 1379، ص12). تعارض فرایند ادراک و یا احساس هرگونه ناسازگاری در درون، و یا بین افراد، گروه ها، و یا سازمان ها است که منتهی به رفتار پنهان و یا آشکاری متعارض در دو طرف می شود. تعارض از ناهماهنگی شدید منافع ناشی می شود به طوری که هرگونه احساس رضایت و موفقیت ممکن است به مفهوم شکست و نارضایتی برای طرف مقابل باشد (میرکمالی، 1364، ص61).

بهتر است فرایند و جنبه ها و ابعاد مختلف تعارض، نظیر شرایط و موقعیت تعارض، طرفین درگیر، حالات شناختی، حالات انفعالی، و پویایی تعارض را مد نظر قرار دهیم تا به یک شناخت دقیق تر از این پدیده دست یابیم. در این جا هر یک از این ویژگی ها به طور مختصر تشریح می شود:

  • طرف های درگیر: برای وقوع تعارض همیشه دو یا چند “طرف” یا “جناح” که در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند، لازم است. طرف درگیر می توانند افراد، گروه ها، سازمان ها، اقوام، نژادها، دولت ها و تمدن ها و یا حتی در سطوح پایین تر یعنی جنبه های مختلف شخصیت فرد، و یا فرد و عوامی محیطی باشند (میرکمالی، 1380، ص49).
  • تعارض به عنوان پدیده ای ذهنی و عینی: آیا حالات ذهنی و غیر بارز چون احساس کینه و دشمنی ، تنفر ابراز نشده، نگرش های خصمانه و سایر احساسات منفی جزو مقوله تعارض می باشند، یا این که تنها منازعه آشکار و محسوس لازمه یک موقعیت تعارض است؟ “گرین هافزیرنویس شود” در این خصوص معتقد است: تعارض صرفاً یک پدیده عینی و محسوس نیست، بلکه این حالت ذهنی و درونی است که در ذخن افرادی که خود یک طرف قضیه هستند وجود دارد. تنها مظاهر آن نظیر توطئه چینی بر علیه یکدیگر، مجادله یا منازعه جنبه ی عینی و ملموس قضیه می باشد (میرکمالی، 1380، ص49).
  • تعارض به عنوان یک فرایند ارتباطی: از سوی دیگر کولتز تعارض را ماهیتاً یک فرایند ارتباطی می پندارد و معتقد است: زمانی تعارض روی می دهد که مردم درگیر اعمال ارتباطی می شوند که به ارتباط متقابل منجر می شود که برای آن ها حائز اهمیت باشد. تعارض بین افراد تا زمانی که نوعی ارتباط صورت واقع پیدا نکند، فی نفسه وجود نخواهد داشت (کولتز[1]، 2000، ترجمه میر حسینی، 1369، ص19).
  • درک تعارض: درک تعارض از سوی طرفین درگیر لازمه یک موقعیت تعارض است. “رابینز” در این مورد می نویسد: وجود یا عدم وجود تعارض به ادراک آن بستگی دارد، اگر هیچ کس از تعارض آگاه نباشد، توافق عموم بر آن است که تعارضی وجود ندارد. به زعم وی، علاوه بر درک و آگاهی، وجود حالاتی چون مخالفت، کمیابی و بازندگی نشانگر ماهیت تعارض هستند (رابینز[2]، 2000؛ ترجمه پارسائیان و اعرابی، 1374، ص98).
  • حالات انفعالی: صرف درک و پنداشت تعارض، بیانگر بروز این پدیده نیست. به بیان دیگر، امکان دارد “الف” از این امر آگاه باشد که “الف” و “ب” به شدت با هم مخالفند. ولی این امر نمی تواند موجب ناراحتی و اضطراب “الف” گردد و احتمال بسیار زیادی دارد که این آگاهی هیچ اثری بر علاقه ای “الف” به “ب” دارد گذارد. تنها به هنگام بروز احساسات است که افراد به صورت عاطفی درگیر مسأله می شوند و طرفین نوعی اضطراب، تنش، استیصال، دشمنی یا کینه توزی را تجربه می کنند.
  • موقعیت و زمینه ی تعارض: شرایط، وضع و حالت تعارض از یک موقعیت به موقعیت دیگر متفاوت است، به نظر بولدینگ[3] (1964) موقعیت یا زمینه تعارض مجموعه یا تمام حالت هایی است که در یک سیستم اجتماعی وجود دارد که این حالت ها یا اوضاع را یکی از طرفین دعوا ممکن است معقول و ذیربط بداند و طرف دیگر نظر متفاوتی داشته باشد. این موضوع بیان گر آن است که فرد به ندرت امکان دارد که در یک وضع یا موقعیت ثابت بماند، چه تضاد برطرف شود و چه تداوم داشته باشد.
  • پویایی و مسری بودن تعارض: ویژگی مهم دیگر تعارض، پویایی آن است. یعنی هر یک از طرفین سعی می کند خود را به وضع و یا شرایطی برساند که احساس می کند طرف مقابل دارای آن است. اگر یکی از طرفین حالت مبارزه به خود بگیرد، طرف دیگر نیز این حالت را از خود نشان خواهد داد البته این در حالی است که طرفین دارای قدرت برابر باشند (مالزیرنویس شود 2000، ترجمه پارسائیان و اعرابی، 1376، ص38، 37).
مطلب مرتبط :   تعاریف و مفاهیم صلح از دیدگاه روانشناسی

تحولات اجتماعی و اقتصادی که در چند قرن اخیر در جهان روی داده، موجب ورود رسمی زنان به دنیای کار و فعالیت های خارج از خانه شده است. ورود زنان به دنیای کار هم به دلیل ماهیت بعضی از مشاغل که فعالیت زنان در آن ها ضروری است مانند مشاغل بهداشتی- درمانی، مشاغل آموزشی و مشاغل امنیتی و هم به دلیل علاقه زنان به کسب استقلال و فعالیت اجتماعی است. دولت ها و صاحبان مشاغلی که فعالیت دائم آن ها ضروری است مجبور به نوبتی کردن کار شدند به نحوی که نوبت های کار به سه نوبت صبح، عصر، شب و یا دو نوبت 12 ساعته تقسیم شد و بدین ترتیب مفهوم نوبت کاری به وجودد آمد. در آمریکا کار نوبتی به کاری گفته می شود که خارج از ساعات 7 تا 21 باشد (مدید، 2003) و به اعتقاد کوجی (2001) کار نوبتی، کاری است که قبل از ساعت 6 صبح و یا بعد از ساعت 6 عصر شروع شود. سازمان های نوبت کار سازمان هایی هستند که باید در 24 ساعت فعال باشند (مدید، 2003؛ به نقل از آکرستت، 1966). در فاصله دو دهه کسانی که به کار شبانه روزی روی آوردند بیش از دو برابر شده اند.

از جمله افرادی که از دیرباز با کار و فعالیت در تمام مدت شبانه روز سر و کار داشته اند افرادی هستند که در زمینه مسائل درمانی فعالیت می کنند و با بیماران ارتباط دارند. پرستاری شغلی است که بدون وقفه در شبانه روز فعال است چرا که مراقبت از بیمار ساعت نمی شناسد. در ایران تا قبل از 1294 حرفه پرستاری به شکل رسمی وجود نداشت از این زمان به بعد بنا به شرایط زمانی از طرف دولت آموزشگاه هایی برای تعلیم و تربیت پرستاران تحصیل کرده تأسیس شد (جوادی، بوقانی و حسینی 1378). بنابراین از حدود 89 سال پیش در ایران نیز شرایطی به وجود آمد که کم کم زنان نیز به طور رسمی شغی را بر عهده بگیرند که لازمه آن کار شبانه خارج از خانه باشد. اکنون طبق آمارهای غیررسمی حدود 000/120 پرستار در ایران مشغول به کار هستند که درصد بالایی از آنان را زنان تشکیل می دهند و بسیاری از آنان مجبور به کار در نوبت شب هستند.

هر چند که امروزه نوبت کاری امری ضروری است اما برای آنهایی که مشغول به این نوع کارها هستند ضررهایی را به دنبال دارد. افرادی که در نوبت های عصر و شب کار می کنند بیشتر از روزکاران دچار امراض مختلف می شوند زیرا ساعات کار غیرمعمول آن ها بر ریتم فیزیولوژیکی و جسم و روان آن ها اثر می گذارد و نیز به دلیل خواب آلودگی و کمی توجه احتمال تصادفات در آن بالا است (مدید، 2003).

کار در شیفت های مختلف بخصوص شب کاری، می تواند وضعیت سلامت پرستاران زنی که مسئولیت های خانوادگی از قبیل حاملگی، تربیت فرزندان و … را نیز بر عهده دارند، به مخاطره بیندازد (سلیمانی و همکاران، 1387). به گزارش سازمان بین المللی کار (2000) از هر سه نفر مستخدم یک نفر از کشمکش بین کار و محیط خانواده به عنوان یکی از بزرگ ترین مشکلات زندگی یاد می کند (عبدی ماسوله و همکاران، 1386).

کار کردن در نوبت های بعد از ظهر و شب موجب تعارض کار- خانواده بیشتری می شود. معمولاً هر چقدر مسئولیت های نقش بیشتر باشد تعارض بین افراد با همسران وفرزندان افزایش می یابد، به ویژه اگر برنامه کاری توأم با بی نظمی هایی باشد (دی[4] و چمبرلین[5]، 2006).

پژوهش های مختلف نشان می دهد که بنا به اظهار پرستاران، کار نوبتی پیامدهای منفی بر مسائل خانوادگی و اجتماعی آنها داشته و موجب از هم گسیختگی فعالیت های اجتماعی به همسر و فرزندانشان شده است که تضادهای بین فردی آنها را افزایش داده و به طور معنی داری بهداشت روانی آنان را به خطر انداخته است. کار نوبتی منبع بزرگی برای ایجاد تعارض شغلی و خانوادگی است (حیدری و حسین پور، 1385).

فعالیت های کاری بویژه در شب توسط مادران بر رفتار کودکان تاثیر دارد و سبب بروز پیامدهای منفی رفتاری در بین آنها می گردد. برخی تحقیقات نشان داده که اینگونه پیامدها اغلب به خاطر استرس والدین است (جاشی[6] و بوگن[7]، 2007).

مور هاولی زیرنویس شود (1994، به نقل از ای برگ 1384) می نویسد: در صورتی که اشتغال فشار زیادی بر برنامه ریزی مادر وارد کند کودکان در معرض خطر تربیت ناکارآمد قرار می گیرند. ساعت های زیادی کار کردن و وقت گذرانی کم با کودکان دبستانی، با سازگاری نامطلوب ارتباط دارد. همچنین برگ معتقد است که تاثیر اشتغال مادر بر رشد کودک، به کیفیت مراقبت جانشین و تداوم رابطه کودک- والد بستگی دارد.

مطلب مرتبط :   تعرف ارزشیابی عملکرد از دیدگاه روانشناختی

همچنین اسوارتز[8] (2006) در بررسی این موضوع که پرستاران با کار در شیفت شب، تغییر منفی در رابطه بین آنها و فرزندانشان اتفاق می افتد یا نه؟ تعداد قابل توجهی از پرستاران به دو دلیل اظهار داشتند که کار شیفتی موجب ایجاد تغییرات منفی در رابطه آنها و فرزندانشان می شود: یک احساس ذهنی ناکامی ناشی از عدم توانایی در صرف وقت بیشتر برای بازی و رسیدگی به فرزندان و دو اینکه عدم شادابی ای که فرزندانشان به علت عدم حضور آنها تجربه می کنند. وی این موضوع را نیز مورد بررسی قرار داد که آیا پرستاران با کار در شیفت شب، قادر به رسیدگی به نیازهای آموزشی فرزندانشان هستند؟ تعداد قابل توجهی از پرستاران به دو دلیل اعلام نمودند که قادر به رسیدگی به نیازهای آموزشی فرزندان نمی باشند: یکی غیبت آنها از خانه منجر می شود که نتوانند در تکالیف درسی بچه ها تأثیر معنی دار بگذارند و دیگری به علت خستگی و خواب موفق به ارائه حمایت مناسب و کافی نیستند.

گزمن (1999) گزارش داد کار نوبتی موجب کاهش تماس ها می شود و وضعیتی را ایجاد می کند که احتمال طلاق را افزایش می دهد. به طور کلی می توان گفت که کار در ساعات غیر متعارف و به خصوص کار در شب اثرات منفی جسمی، روانی، اجتماعی و خانوادگی بر کارکنان دارد که این اثرات از طریق تعامل با یکدیگر تقویت می شوند.

پژوهش ها نشان داده اند که کار نوبتی منبع بزرگی برای ایجاد تعارض شغلی- خانواده است (اسمیت، هاموند، مک دونالد و فولکارد، زیرنویس شود 1998). نوبت کار از طریق ایزوله شدن اجتماعی، افزایش افسردگی و کم شدن تعامل زناشویی در خطر کاهش کیفیت زناشویی قرار دارد (جانسون، زیرنویس شود 1999). بیات (1371) نتیجه گیری کرده است که میزان محرومیت از خواب بیشترین تأثیر منفی را در زمینه زندگی خانوادگی و زندگی اجتماعی کارکنان دارد. تامسون و بارلینگ، زیرنویس شود (1998) نشان دادند که تضاد بین ایفای نقش مادری و شغلی بر سازش خانوادگی تأثیر منفی دارد. همچنین ریتی و وود زیرنویس شود (1997) نشان داند که با افزایش عناصر استرس زای شغلی، مادران گوشه گیرتر و افسرده تر می شوند.

پژوهش های مختلفی تأٍیر منفی شب کاری بر رضایت زناشویی را از جنبه های مختلف نشان داده اند. پرسر زیرنویس شود (2000) در پژوهشی بر روی 3552 نفر نشان داد که رضایت زناشویی کمتری نشان می دهند. پژوهش های کالیگان و روزا زیرنویس شود ، (1990)؛ کاستا زیرنویس شود ، (2001)؛ سیمون، زیرنویس شود (1990) و وایت و کیث زیرنویس شود ، (1990) این موضوع را که خانواده های نوبت کار رضایت زناشویی کمتری دارند، تعارضات بالاتری را نشان می دهند، مشکلات جنسی بیشتری دارند و میزان طلاق در آنان بیشتر است را تأیید می کنند، ضمن این که پژوهش های رحمان و پال زیرنویس شود ، (1994) و وایت و کیث زیرنویس شود (1990) نیز نشان دادند که خانواده های نوبت کار مشکلات ارتباطی بیشتری با فرزندانشان دارند. پژوهش های کالیگان و روسا (1990)، کاستا (1996)، سیمون (1990) نیز نشان داده است که در زوج های نوبت کار رضایت زناشویی کمتری داشته، دارای تعارضات زناشویی بالاتری هستند، مشکلات جنسی بیشتری دارند و میزان طلاق در آن ها بالاتر است. پژوهش کالیگان و روسا (1990) نشان داد که روزکاران درجات بالاتری از رضایت زناشویی را نسبت به شب کاران و شب کاران نیز درجات بالاتری از رضایت زناشویی را نسبت به عصر کاران نشان می دهند هر چند مشکلات جنسی در بین شب کاران بیشتر است. گراسولد زیرنویس شود (2004) نیز در پژوهشی تحت عنوان تأثیر نوبت کاری بر رضایت خانوادگی که بر روی 3552 آزمودنی انجام گرفت، نشان داد که کار در ساعات غیراستاندارد به طور معناداری با رضایت زناشویی مرتبط است و احتمال طلاق در شب کاران سه برابر روزکاران است. پرسر زیرنویس شود (2000) عنوان می کند که یکی از تبیین های ممکن برای ارتباط بین ساعات کار غیر استاندارد و طلاق این است که این افراد هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت وقت کمتری را با همسر خود می گذارنند که در این بین غیرمنطبق بودن زمان کار همسران به جهت ایجاد محدودیت هر چه بیشتر برای با هم بودن نیز از عوامل تشدید کننده نارضایتی زناشویی است.

 

[1] – koaltaz- K,K

[2] – rabinz. R,H

[3] – building. B,K

[4] – day

[5] – chamberlain

[6] – joshi

[7] – bogen

[8] – swartz