مفهوم مسولیت پذیری و ابعاد آن

مبانی نظری مسئولیت پذیری

2-12-1 تعاریف مسئولیت

احساس مسئولیت، پشتوانه‌ی بزرگی برای تحقق اهداف و موفقیت برنامه‌ هاست (ابوطالبی، 1389). از طریق مسئولیت پذیری، رابطه‌ی انسان با خود، همنوعان و طبیعت متعادل می‌شود        (سهیلی، 1387). مسئولیت پذیری گوهر ارزشمندی است که با وجود آن انسان بر همه مخلوقات جهان برتری یافته است. تاکنون از مسئولیت‌پذیری تعاریف فراوانی ارائه شده است که هر کدام جنبه‌ای از آن را مدنظر قرار داده‌اند. در فرهنگ سخن، مسئولیت به معنی کاری را عهده‌دار شدن و عواقب و پیامدهای آن را پذیرفتن، پاسخگو بودن، موظف بودن، تعهد به کسی یا چیزی و در     لغت نامه دهخدا به معنی ضمان، تعهد ضمان، مواظبت امری کردن، متعهد کردن، موظف بودن آمده است. کلمز و بین[1]، مسئولیت را از لحاظ لغوی، توانایی پاسخ دادن و در عرف عام به مفهوم تصمیم‌گیری مناسب و مؤثر دانسته‌اند. منظور آن‌ها از تصمیم‌گیری مناسب این است که فرد در چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی که از او می‌رود، دست به انتخابی بزند که سبب ایجاد روابط انسانی مثبت، افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر وی شود. مسئولیت ارثی نیست و از راه تجربه کسب می‌شود (کلمز و بین، ترجمه علی‌پور، 1387).

اصل مسئولیت عبارت است از: « افزایش مقاومت فرد در برابر شرایط، تا به جای پیروی از فشارهای بیرونی از الزام‌های درونی تبعیت کند که احساس مسئولیت یا احساس تکلیف نامیده می‌شود » (باقری، 1386). واژه مسئولیت‌پذیری به معنی توانایی پاسخ دادن و به مفهوم تصمیم‌گیری‌های مناسب و مؤثر است. بسیاری از والدین تلاش می‌کنند تا با مسئولیت‌پذیر کردن کودکان این توانایی را در آن‌ها به وجود بیاورند که در زندگی، تصمیم‌گیری‌ مناسب و مؤثری داشته باشند (فدایی، 1391).

مسئولیت پذیری یعنی قابلیت پذیرش، پاسخگویی و به عهده گرفتن کاری که از کسی درخواست می‌شود و شخص حق دارد که آن را بپذیرد و یا رد کند. مسئولیت‌پذیری در روند صحیح رشد انسان‌ها پدید می‌آید. مسئولیت با وظیفه تفاوت دارد. وظیفه کاری است که یک نفر به دیگری محول می‌کند و باید حتماً انجام بگیرد. وقتی از کسی می‌خواهید مسئولیتی را بپذیرد، باید برای او مشخص شود که موضوع درخواست چیست و در برابر به عهده گرفتن آن، چه چیزی، به دست می‌آورد، البته اجباری برای پذیرش این درخواست وجود ندارد. در واقع، مسئولیت انتخابی آگاهانه است؛ درست مثل قراردادی نانوشته که تمام اجزای آن برای طرفین، مشخص است. پیشنهاد مسئولیت نباید با احساس گناه یا احساس بدهکاری و یا اعمال زور و مبارزه برای کسب قدرت همراه باشد، بلکه باید بدون فشار مالی یا عاطفی مطرح شود (ایزدی، 1386).

مسئولیت‌پذیری، توانایی محاسبه‌ی دقیق محدودیت ‌ها و عواقب موقعیت‌ های خاص، امتیازات، آزادی ‌‌ها، تحلیل علل و عوامل مؤثر در موقعیت ‌ها و سازگاری متناسب رفتارهای شخصی است. احساس مسئولیت نوعی احساس عملی در به کارگیری توانایی ‌ها و کوشش برای تطابق و سازگاری مردم است و عدم تطابق با آن نوعی قانون ‌شکنی و نپذیرفتن مسئولیت ‌ها و وظایف است     (گالن[2]، 1988، به نقل از اسلامی، 1391). مسئولیت به معنی توانایی پاسخ دادن، موظف بودن و یا متعهد بودن به انجام امری می باشد (کلمز، ترجمه علی پور ، 1387).

صاحبنظران و متخصصان مختلف نیز برداشت ‌ها و تبیین‌های خاصی را در مورد معنا و مفهوم مسئولیت‌پذیری ارائه کرده‌اند. از دیدگاه فروم[3](2004)، مسئولیت پذیری صرفاً وظیفه یا تکلیفی نیست که باید توسط یک فرد انجام گیرد، بلکه بر عکس، بیانگر نوعی احساس و حالت است که توسط خود فرد برانگیخته شده و حامل و در بردارنده‌ی پاسخ و واکنش فرد نسبت به نیازهای دیگران به صورت آشکار و پنهان است.

مسئولیت‌پذیری به معنی متعلق بودن انتخاب ها و داشتن شخصیت پاسخگو برای خود و عمل مسئولانه در ارتباط با سایرین است (بهرامی و همکاران، 1383). ایزدی فرد و کاویار (1389) مطرح می‌کنند که مسئولیت‌پذیری در واقع همان پاسخگویی است؛ زیرا پاسخگویی؛ نوعی فرمانبرداری و اجابت درخواست دیگران در برابر وظایفی است که بر عهده دارند و برای شخص تعهد ایجاد می‌کند. از منظر آنان، عنصر اصلی مسئولیت‌پذیری، پاسخگویی است؛ یعنی اصالت دادن به حقوق دیگران، به این معنا که: شما حق دارید و من تکلیف دارم. به طور کلی می‌توان گفت که مسئولیت‌پذیری انسان، برآمده از خودآگاهی و اختیار اوست؛ نوعی رفتار اخلاقی است که با الزام همراه بوده و تعهد آور است.

مطلب مرتبط :   ملاک های اثر بخشی سازمانی

از سوی دیگر، باید به این نکته تأکید کرد که مسئولیت‌پذیری در ابعاد فردی و اجتماعی به مثابه ابزار اصلی حفظ انسجام و همبستگی اجتماعی در عین احترام به تفاوت‌های موجود است، یعنی اینکه مسئولیت‌پذیری در بعد شخصی، زمینه‌ساز مسئولیت‌پذیری اجتماعی است و مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیز پیامد های اجتماعی و فرهنگی زیادی دارد که یکی از مهمترین آنها، دیگرخواهی در روابط اجتماعی است (سروش، 1391).

سارتر معتقد است که که به راستی وجود مقدم بر ماهیت است، پس بشر مسئول وجود خویش است. مسئولیت حرکت اتومبیل با راننده است، اما بشر که هر چه هست در خود اوست، مسئولیت تمام، جز به عهده ی خود او نمی تواند بود (سارتر[4]، ترجمه رحیمی، 1389). گینات معتقد است که احساس مسئولیت در درون فرد ریشه دارد و ارزش هایی که آن فرد در خانه و اجتماع کسب      می نماید، آن را رشد و جهت می دهد. به عنوان مثال: احساس مسئولیتی که بر مبنای ارزش های مثبت، استوار نباشد، می تواند ضد اجتماعی و ویرانگر باشد (گینات[5]، ترجمه سرتیپی، 1388).

نظریه رشدی هم می گوید فرایند مسئولیت پذیری در طی دوره های زندگی انسان معانی متفاوتی به خود می گیرد. در مراحل اولیه رشد افراد تنها نیازهای خاص خود را در نظر می گیرند، در مرحله بعد زمانی که فرد از خود مداری به طرف مسئولیت پذیری حرکت می کند، کشف مفهوم   مسئولیت پذیری باعث می شود که فرد نیازهای خود و دیگران را در نظر بگیرد و برای دیگران دریچه ای باز کند. مرحله بعد، ارزش قائل شدن برای فداکاری و مسئولیت پذیری یعنی پشتیبانی از افراد وابسته و آسیب پذیر می باشد و تمایل به تسلیم پذیری در مقابل انتظارات دیگران، و اینکه افراد دیگر از محبت های فرد، بیش از خود او استفاده می کنند. کسب آگاهی از عدم تعادل بین خود و دیگران نیز موجب برقراری عدالت تازه ای می شود، عدالتی که تنش بین خودمداری و مسئولیت پذیری را از بین می برد (وندرزندن، ترجمه گنجی، 1391) .

2-12-2 ابعاد مسئولیت‌پذیری

مسئولیت پذیری شامل دو بعد فردی و اجتماعی است؛ بدلی[6] (1985) در تعریف مسئولیت پذیری معتقد است، مسئولیت پذیری فردی و شخصی به معنای آن است که موجود انسانی پاسخگوی رفتارش که شامل افکار، انتخاب ها، تصمیمات، گفته ها و اعمال است، باشد به عبارتی معترف باشد که مسبب رفتارهایش می باشد (بدلی، به نقل از یعقوبی، 1390).

مسئولیت پذیری اجتماعی به معنای پاسخگویی، پیشقدم بودن، توانایی ادای وظیفه، قابل اتکا بودن، قابل اطمینان بودن، توانایی برای تصمیمات اخلاقی، شایستگی، بهره مندی از تفکر منطقی و غیره می باشد. زمانی که مسئولیت پذیری شخصی باشد، پرتوهای انجام این عمل مسئولانه به شخص و زندگی شخصی او مرتبط می شود و در مسئولیت پذیری اجتماعی، منافع انجام این رفتار مسئولانه، متوجه جامعه، عموم مردم و همگانی خواهد شد (یعقوبی،1390).

هم چنین از دیدگاه دیگر ابعاد مسئولیت پذیری شامل: بعد شناختی، بعد عاطفی و بعد عملکردی است که در ادامه راجع به آن ها توضیح داده شده است:

2-12-2-1 بعد شناختی

مسئولیت‌پذیری یا بی مسئولیتی، هر یک اشکالی از ارتباط با جامعه هستند که تا حدی به نحوه و چگونگی آگاهی فرد از دنیای پیرامونش مربوط می‌شود. اگر افراد تصویر درستی از جامعه، عناصر اجتماعی و چگونگی ارتباط آنان با یکدیگر داشته باشند این امر تا حد زیادی در نحوه و چگونگی رفتار اجتماعی آنان مؤثر خواهد بود. بنابراین اولین محور در آموزش مسئولیت پذیری، رشد دامنه‌ی اطلاعات و آگاهی‌های فرد از انواع مسئولیت‌پذیری و اعتلای مهارت‌ های عقلانی تحلیل و تفکر پیرامون این مسئولیت‌ ها است.

مطلب مرتبط :   عوامل تقویت و تخریب اعتماد اجتماعی چیست؟

بنابراین در بعد شناختی باید در طی ارائه آگاهی لازم از انواع مسئولیت‌ های اجتماعی،  مهارت ‌های عقلانی تفکر و تحلیل پیرامون آنها نیز در یادگیرنده رشد داده شود. پایه ‌های اولیه درک فرد از دنیای پیرامون به سال های اولیه حیات یا دوران کودکی باز می‌گردد. بتدریج در طول این دوران والدین، همسالان، رسانه های گروهی، معلمان و سایر الگوها تصاویری از جهان پیرامون برای کودک خلق می‌کنند. هر چه الگوهای مذکور انعکاس دقیق‌تری را از دنیای خارج، عناصر و عوامل دخیل در آن، نحوه‌ی ارتباط آنها با یکدیگر برای وی ارائه دهند بدیهی است که ادراک دقیق‌تر و کامل‌تری از جهان خود و نقش و رسالت خویش در آن بدست می‌آورد (سبحانی‌نژاد، 1379).

برمن[7](1990) معتقد است هر یک از افراد جامعه به گونه‌ی خاصی با دنیای پیرامون خویش ارتباط برقرار می‌کنند. اما در این ارتباط نکته‌ی قابل توجه، معنی و مفهومی است که آنها از جهان پیرامون خود دارند. طبعاً اقدام به رفتار مسئولانه اجتماعی تنها زمانی حاصل خواهد شد که افراد تصور درستی از جامعه و اهمیت رفتارهای خویش در حفظ آن داشته باشند. بنابر این از جمله موضوعات مؤثر بر عدم ایفای مطلوب نقش اجتماعی و بی توجهی نسبت به رفتارهای مسئولانه اجتماعی نداشتن تصویری دقیق و همه جانبه در جامعه، شرایط بقا در آن و ضرورت تلاش افراد جامعه برای تعامل با یکدیگر در جهت حفظ آن است عدم آگاهی از زمینه‌های مذکور باعث خواهد شد که فرد نتواند نقش مطلوب‌ اجتماعی خویش را ایفا کند.

2-12-2-2 بعد عاطفی

دومین بعد اساسی رشد دهنده مسئولیت‌پذیری، تلاش در جهت ایجاد انگیزه، نگرش و عواطف مثبت به انواع مسئولیت است. ایزارد[8](1977) معتقد است که شکل‌گیری عواطفی چون خشنودی، علاقمندی، اشتیاق و شادابی از جمله عواطف مثبت و مؤثر در اقدام به رفتارهای مسئولانه است عواطفی چون تشویش، پریشانی، خشم، طغیان، نفرت، انزجار، تحقیر، وحشت، جهالت و تقصیر از جمله عواطف منفی اثرگذار بر هر رفتار مسئولانه است.

از نظر بندورا (1977) « در واقع نحوه و چگونگی طراحی و اجرای عناصر برنامه‌ی رشد دهنده‌ی مسئولیت پذیری دارای اهمیت است و نباید چنان باشد که در مخاطب خود نسبت به موضوع مورد توجه عواطف منفی و نامناسب ایجاد کند، چرا که عواطف مثبت به وسیله‌ی ایجاد انگیزش در فرد به عنوان عوامل تقویت کننده بر نحوه‌ی اجرای رفتار مؤثر خواهد بود (ماجدی، 1388).

2-12-2-3 بعد عملکردی

سومین بعد قابل توجه در آموزش مسئولیت پذیری، بعد عملکردی آن است. در کنار ارائه آگاهی ‌ها و مهارت‌ های عقلانی لازم برای درک انواع مسئولیت ‌ها و عواطف مثبت شکل گرفته پیرامون انواع مسئولیت‌ ها، خلق فرصت‌ های عملی اجتماعی به منظور رشد مهارت‌ های اجتماعی لازم برای اقدام به انواع مسئولیت‌، بعد عملکردی رشد مسئولیت‌پذیری را تشکیل می‌دهد. در واقع عدم کسب مهارت‌ های مذکور موجب خواهد شد که دانش‌آموز، توانایی ‌های لازم در ایفای مطلوب     مسئولیت ‌ها را کسب نکند. برخی از مهارت ‌هایی که می‌تواند در سایه مشارکت دانش‌آموز در فرصت ‌های مذکور رشد یابد شامل همکاری، همراهی، کمک و احترام به سایرین می‌باشد     (قربانی واقعی، 1384).

 

[1] .Klemes & Bean

[2] .Gallen

[3] .Fromm, E

[4] .Sarter

[5] .Ginat

[6] .Bedly

[7] .Berman, D

[8] .Izard, W