منبع پایان نامه ارشد درمورد حمایت اجتماعی، سلامت روان، سبک های مقابله

دانلود پایان نامه

فرض که قابل تغییر نیست.
– دیدگاه آلتمایر و ورندال: در دیدگاه ورندال و آلتمایر(2007) دو تمایز عمده در فرایند مقابله مطرح می باشد که عبارتند از:
1- مقابله مساله مدار و هیجان مدار که به ویژگی های فردی مانند خودکار آمدی مربوط است مقابله مساله مدار بر عامل فشار آور متمرکز است در حالی که مقابله هیجان محور به شخص امکان می دهد پیامدهای هیجانی متعاقب مشکل را کنترل کند.
2- تمایز بین منابع مقابله و پاسخ های مقابله، منابع مقابله آن چه که در دسترس فرد است اما پاسخ های مقابله، اعمالی هستند که به طور عملی در شرایط خاص به کار گرفته می شوند.
– دیدگاه لانگ و اسکات: اسکات و لانگ(2006) شیوه های مقابله را به دو نوع (درگیر شدن، و درگیر نشدن) تقسیم می کنند.
1- مقابله درگیر شدن: تلاش های فعالی را می طلبد که هم برای کنترل پدیده های مشکل مدار و هم هیجان مدار به کار می رود چون این نوع مقابله تحت تاثیر موقعیت است، ثبات کمتری دارد.
2- مقابله درگیر نشدن: این نوع مقابله، شامل راهبرد هیجان مدار است، زیرا کمتر متاثر از عوامل موقعیتی است مانند: تفکر آرزومندانه، این نوع مقابله ثبات متوسطی دارد.
– دیدگاه کارور و شیرز52: (1989) مقابله را به چهار دسته کلی تقسیم می کنند و هر نوع از چندین زیر محور تشکیل شده است:
1- مقابله فعال: تلاش جهت غلبه بر مشکلات و در مسیر حل مشکلات (به طور صرف) به کار گرفته می شود.
2- مقابله برنامه ریزی: به منظور اتخاذ روشهای مشخص و منظم انجام کارها، مراحل حل مسئله و انتخاب بهترین راه حل، تلاش و تفکر دقیقی صورت می گیرد.
3- جلوگیری از مقابله عجولانه با مشکل: انجام هر اقدامی تا شرایط مساعد و زمان مناسب به تعویق انداخته می شود.
4- جلوگیری از فعالیت های مزاحم: توجه شخص به مسئله اصلی است و فعالیت ها و افکار نا مربوط کنار گذاشته می شوند.
5- جستجوی حمایت اجتماعی ابزاری: درخواست راهنمایی از دیگران در مورد مشکل و پرس و جو از کسانی که تجارب مشابه با فرد داشته اند.
ب) مقابله هیجان مدار: برای متعادل ساختن عواطف، هیجانات، کنترل واکنش های هیجانی صورت می گیرد و شامل موارد زیر است:
1- روی آوردن به مذهب
2- جستجوی حمایت عاطفی و اجتماعی
3- تفسیر مجدد مثبت: کنترل هیجانات ناخوشایند
4- پذیرش: پذیرش و قبول واقعیت ها
5- انکار: هر شکل یا رویداد پیش آمده مورد انکار قرار می گیرد.
ج- مقابله ناکارآمد و کمتر موثر: مجموعه ای از شیوههای مقابله ای می باشد که به عنوان روشهای ناکارآمد برای تغییر شرایط یا بهبود عواطف و هیجانات شدید موقعیتی در نظر گرفته می شوند شامل چند طریق جهت مقابله هستند:
1- انحراف فکر از مساله به فعالیت های دیگر: نبود درگیری ذهنی
2- نبود درگیری رفتاری: عدم تلاش برای انجام امور و رسیدگی جهت دستیابی به اهداف
3- تمرکز بر جوانب عاطفی و ابراز (بیان) آن ها: آشفتگی عاطفی و احساس تحلیل انرژی روانی زیاد
د) پاسخ مقابله غیرموثر: شامل موارد زیر است:
1- تکانش وری: به صورت از دست دادن صبر و شکیبایی، تصمیم گیری عجولانه (سریع) و عمل کردن حتی به رغم داشتن اطلاعات کافی و درست.
2- تفکر خرافی: شامل پاسخ هایی مانند این تصور که صحبت کردن در مورد موقعیت، از وقوع آن جلوگیری می کنند.
3- تفکر آرزومندانه: تفکراتی مثل امید داشتن به وقوع معجزه، آرزوی تغییر شرایط
4- تفکر های منفی: توجه و تمرکز بر نقاط ضعف و علل های منفی برای حوادث منسوب کردن
4- استفاده از دارو، دخانیات، الکل و مواد مخدر جهت منحرف کردن ذهن از مساله
5-
31-2- ارزیابی سبک های مقابله ای:
واکنش ما آدمیان به رویدادها و مسایل واقع شده در طول عمر تحت تاثیر نحوه ارزیابی هر کس از آن رویداد و روش و نوع مقابله ای می باشد که در چنین موقعیت های بستگی دارد.
بنابراین می توان چنین گفت: هر پدیده که بتواند نحوه ارزیابی افراد و دیدگاه ذهنی شان را تحت تاثیر خود قرار دهد و یک سری روش های خاص مقابله را در اختیارشان قرار دهد، باعث تغییر در نحوه ادراک اشخاص از میزان شدت و تنش زا بودن این وقایع و نیز نوع و نحوه واکنش به حوادث و رویدادهای ناخوشایند می گردند.(اصلانی ،1388)
این واقعیت ها و بحران های به ظاهر شدید یا ندرتاً لاینحل و نحوه چگونگی مقابله با آن و رابطه خاص مشکلات با سلامت روانی تامل و کنکاش در این حیطه را بیشتر نمایان می سازد.
به نظر موس و بلینگر(2007) تفاوت نوع واکنش مقابله ای به موقعیت های پیش آمده متکی است. مقابله مساله مدار در موقعیت هایی که می توان کارهای سازنده انجام داد به کار می رود و مقابله هیجان مدار معمولاً پس از رویدادهایی به کار برده می شوند که نمی توان تغییرشان داد.
با این وجود در بیشتر موارد برای مقابله موثر و طولانی مدت، هر دو رویکرد مساله مدار و هیجان مدار ضروری است هر چند برخورد با جنبه عاطفی یک مشکل ممکن است خیلی مهم باشد اما کوشش های هیجان مدار با واقعیت مشکل (اصل مساله) برخورد نکرده و راه حل دراز مدتی برای آن فراهم نمی سازند(.بومینگ.جینگان.2009)
32-2-تفاوت های فردی در سبک مقابله ای:
دو دیدگاه کلی در مورد این که تفاوت های فردی چگونه (به چه صورتی) شیوه مقابله به کار رفته را تحت تاثیر قرار می دهد وجود دارد:
الف) دیدگاهی که معتقد است هر شخصی سبک های مقابله ای ثابتی (مخصوص خود) دارد و هنگام رویارویی با حوادث (مشکلات) روش مقابله جدیدی را به کار نمی برند بلکه آن نوع مقابله هایی که در طول زمان در وجود شان ثابت شده و شکل گرفته خواهند گرفت.
ب)
دیدگاهی است که مقابله را یک فرآیند پویا در نظر می گیرد که در تعامل با موقعیت ها تغییر می یابد دیدگاهی که سبک های مقابله ای دانسته و فرد را با یک روش پاسخ دهی ثابت در نظر می گیرد و منکر اینست که فرد بتواند به صورت انعطاف پذیر و آزادانه پاسخ دهد. اما با در نظر گرفتن مقابله به صورت فرآیندی تعاملی و پویا، در شرایط مختلف مواردی مثل شرایط به وجود آورنده استرس، خصوصیات شخصیتی، اجتماعی و روان شناختی اشخاص از اهمیت قابل ملاحظه ی برخوردار می شود. (لازاروس و فولکمن 1985). بنابراین منابع تفاوت های فردی (خلق / جنسیت، ویژگی های شخصیتی و منابع روان شناختی اش باید در نظر گرفته شوند.
بعضی افراد به خاطر داشتن شرایط و خصوصیات خاص شخصیتی شان، راحت تر و بهتر با موانع زندگی خود مقابله می کنند و خصلت های خاص فردی شان بر انتخاب سبک های مقابله به کار گرفته از جانب آن ها تاثیر می گذارد.
دیماتئو 1991و مری و کوباسا 1982 معتقدند که این ویژگی های خاص شخصیتی مقاوم بودن است این ویژگی ها سه عضو در هم تنیده دارند:
1- تعهد: داشتن اعتقاد به آن چه انجام می دهد و اهمیت و ارزش مند دانستن خود.
2- کنترل: اعتقاد به این که می تواند بر وقایع زندگی اش تاثیر بگذارد.
3- چالش انگیزی: این باور که دگرگونی و تغییر در جریان زندگی عادی است باید آن را یک فرصت جهت پیشرفت و ترقی به حساب آورد تا یک تهدید برای امنیت و آسایش خاطر.
– یک ویژگی موثر و بنیادی دیگر خودکار آمدی است که بر سبک مقابله اثر دارد. افرادی که خودکار آمدی بالایی دارند در مقابله با وقایع فعال تر و موثرتر هستند. در حالی که افراد دارای خودکار آمدی پایین اند، کمتر فعال هستند و بیشتر تمایل به اجتناب از موقعیت مشکل ساز دارند.
– متغیر خوش بینی نیز از ویژگی های شخصیتی است که از نظر (کارور و شی یر 1989) به عنوان پیش بینی کننده مهم در تلاش های مقابله ای است و این افراد (خوش بین) بیشتر از مقابله مساله محور (مساله مدار) استفاده می نمایند.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد درموردعزت نفس، حمایت اجتماعی، مقابله با استرس

بخش دوم: پیشینه پژوهش
33-2-پژوهشهای داخلی :
1) در بررسی مقابله های دینی در افرادمعتادو عادی (سالم) که توسط هاجر پهلوانی و بهروز دولت شاهی در سال1387 صورت گرفت ،نتایج نشان می دهد افراد معتاد در مقایسه با افراد غیر معتاد به طور معنی داری کمتر از روش های مقابله دینی استفاده می کنند. بین متغیر سن این افراد و میزان تحصیلات آن ها با نوع راهبرد مقابله به کار برده توسط این اشخاص وجود رابطه تایید شد. هر چه افراد مسن تر بودند بیشتر از مقابله کارآمد و مذهبی (دینی) استفاده می کردند درعین حال نحوه مقابله کاربردی در افراد بی سواد و افراد با تحصیلات دیپلم و بالاتر متفاوت بود. در نتیجه داشتن باورهای دینی در برخورد با موقعیت های تنش زا در زندگی باعث تخفیف تاثیرات فشار زای ایجاد شده گردیده و شخص را از مصرف کردن مواد یا پناه بردن به انجام الگوهای نامناسب رفتاری باز می دارد. البته نه تنها گرایش دینی داشتن عاملی دفاعی در برابر گرایش به سمت مواد داشتن است بلکه به نظر می رسد وقتی فرد مصرف مواد را کنار می گذارد در وی گرایش های بیشتری نسبت به مسایل دینی ایجاد می شود.
2) در پژوهشی با عنوان مقایسه سلامت روان و حمایت اجتماعی بین سالمندان ساکن منزل شخصی و سالمندان ساکن خانه سالمندی که توسط رویامشاک در سال 1386 صورت گرفته است مشخص شد افراد ساکن در خانه سالمندی از نظر سطح سلامت عمومی شان و نیز متغیرهای آن (اضطراب، افسردگی عملکردهای اجتماعی و وضعیت نشانه های جسمانی) به نسبت افراد ساکن خانه شخصی نمرات بسیار پایین تری کسب نموده و شرایط مساعدی نداشتند. افراد ساکن خانه سالمندان میزان حمایت اجتماعی کمتری از محیط پیرامونی شان دریافت می کردند.
3) در برسی رابطه میان رضایت از زندگی و حمایت اجتماعی با سلامت روان در دانشجویان که توسط عابدیان در سال 1385 صورت گرفت، یافته ها نشان می دهند که متغیرهای رضایت از زندگی و حمایت اجتماعی به طور معناداری سطح سلامت روانی را پیش بینی می کنند وضعیت تاهل با سطح بهداشت عمومی مرتبط است افرادی که متاهل هستند سطح بهداشت روانی بالاتری را نشان می دهند. هم چنین احساس حمایت اجتماعی در آن ها بالاتر بود. هر چه افراد از زندگی رضایت بالاتری داشته باشند. سلامت عمومی بالاتری دارند؛ و افرادی که حمایت اجتماعی شان بالاتر بود در مولفه سلامت عمومی وضعیت مناسب تری داشتند.
4) در پژوهشی که توسط سید سجاد ایرانی در سال 1387 با عنوان بررسی مقایسه ای ویژگی ها و اختلال های شخصیت و نیز راهبردهای مقابله ای در معتادان خود معرف و گروه به هنجار جامعه پرداخت به این نتایج دست یافت که افراد معتاد از راهبردهای مقابله ای غیر سازنده (ناکارآمد) مانند درماندگی، و پرهیز (اجتناب) بیشتر از افراد بهنجار استفاده می کنند و د53ر شاخص های آسیب پذیری شخصیت بیش از افراد سالم، دچار آشفتگی و اختلال می باشند ویژگی های شخصیتی هم چون (تکان شوری، پرخاشگری و هیجان طلبی) بر رفتار اعتیادی، در شروع گسترش و تداوم وابستگی به مواد نقش دارند (بال.2004)1
5- در تحقیقی که توسط امراله ابراهیمی در سال 1387 با عنوان بررسی رابطه شیوه های مقابله با استرس و حمایت اجتماعی با میزان افسردگی در جانبازان (قطع نخاعی) نتایج نشان داد که افراد افسرده جانباز بیشتر از شیوه های غیرموثر و الگوهای مقابله ای جانبازهای کمتر افسرده بیشتر متمرکز بر مساله و برخی روش های سودمند و کارآمد متمرکز بر هیجان (عاطفه محور) بود. برجسته ترین روشهای مقابله ای شان (ر
وی آوردن به مذهب، مقابله فعال، برنامه ریزی، جستجوی حمایت های اجتماعی برداشت یا تفسیر مثبت، خویشتن داری بود. جانبازان بیشتر افسرده از (مقابله متمرکز بر عاطفه، ابراز نمودن ناراحتی، تفکر آرزومندانه انکار استفاده از مواد دارویی و غیرقانونی، دخانیات و جستجوی حمایت عاطفی )بود.
یافته دیگر این که جانبازانی که کمتر افسرده بودند از سطح سلامت روانی بالایی برخودار بودند، میزان حمایت اجتماعی بیشتری از (والدین، دوستان، همسر) را گزارش نموده اند. این یافته بر اهمیت حمایت اجتماعی در پیشگیری از بروز آشفتگی روانی تاکید دارد. در افراد افسرده شدید میزان کشمکش های بین فردی بالاتر و میزان حمایت اجتماعی کمتری گزارش شد.
همچنین بررسیها نشان داده اند افرادی که دارای حمایت اجتماعی بالا و کشمکش های میان فردی کمتری هستند در رویارویی با رخدادهای فشارزای زندگی بیشتر ایستادگی می کنند.بطور موثرتری مقابله می نمایند و نشانه های کمتری از آشفتگی روانی را

دیدگاهتان را بنویسید