پایان نامه رشته حقوق درباره : بازگردید

َمَا کانَ اللهُ مُعَذِّبَهُم وَ هُم یَستَغفِرونَ»؛ ( انفال/23) ولی ای پیامبر (ص) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد و نیز تا استغفار میکنند، خدا عذابشان نمی کند.
2-4- معناشناسی حدود

2-4- 1- معناشناسی لغوی حدود
حدود جمع حد به معنای مرز میباشد. راغب میگوید: واسطه میان دو چیز که از اختلاط آن دو جلوگیری می کند«تَلکَ حدودُ الله ….»؛ (بقره /187) آنهاست مرزهای خدا پس به آنها نزدیک نشوید. اصل حد چنانکه طبرسی ذیل آیه 63 سوره توبه تصریح کرده و چنانکه از قاموس و صحاح بدست میآید به معنای دفع و منع است. بنابراین مرز را از آن جهت حد میگویند، که میان دو شیء واقع شده و مانع از اختلاط است (قریشی، 1381، ص 112).

2-4- 2- معنا شناسی اصطلاحی حدود
2-4-2-1- معناشناسی فقهی حدود
حد به معنای عقوبتی است که بدن را درد می آورد و میزان آن را شارع معین کرده است. و اگر از طرف شارع مقدار آن معین نشده باشد اصطلاحاً به آن تعزیر گفته میشود ( شهید اول، 1373، ص 328).
آنچه امروز در لسان فقها و در کتب فقهی مصطلح و مرسوم می باشد؛ این است که: حدّ مجازاتی است که نوع و میزان آن را شرع معین و مقرر کرده، مانند حد زنا، شرب خمر، سرقت و نظایر آن (محقق داماد، 1378، ص 65).
اساساً در قرآن لفظ حد در چهارده مورد به صورت جمع آمده و به صورت مفرد در قرآن ذکر نشده است از طرف دیگر در مواردی که لفظ الحدود آمده، هیچ کدام با معنای عقوبت استعمال نشده است تا چه رسد به اینکه به معنای عقوبت معین باشد. بلکه به معنای احکام و مقررات و غیر آمده است؛ «مثل تلک حدود الله فلا تقربوها»، «اینها (حدود) احکام خداست. پس پیرامون آنها می گردید» (بقره /187)،
و یا «تِلکَ حدودُ الله فَلا تَعتَدَوها»، «اینها مرزهای خداست، از آنها فراتر مروید» (همان /229) و یا ،«… إِلا اَن یَخافا أن یُقِیما حدودُ الله»، « مگر آنکه هر دو بترسند که نتوانند حدود (مرزها و احکام) خدا را برپا دارند. ( همان آیه…) بنابراین در استعمالات قرآنی شاهدی بر این ادعا نداریم که حدّ به معنای عقوبت معین از ناحیه شارع باشد (محقق داماد، 1387، ص67).
2-4-2- 2- معناشناسی حقوقی حدود
در اصطلاح حقوق جزائی اسلام حد مجازاتی است که مقدار آن مشخص باشد (مؤمنی، 1382، ص 65).
و نیز به معنای منع و جلوگیری است و در اصطلاح همان مجازات مصرح در قانون است (شکری/ سیروس، 1384، ص180).
همچنین به معنای«منع کردن» است، به همین جهت دربان را «حدّاد» نامیدهاند، زیرا مانع از ورود می شود، و در منطق تعریفی که جامع افراد و مانع اغیار باشد، حد می گویند. برای اینکه تمام معنای لفظ و شیء را در بر میگیرد و مانع از ورود معانی چیزهای دیگر در آن لفظ و شیء می گردد. و نیز عقوبت و مجازات شرعی را حد نامیدهاند، از آن حیث که وسیلهای است برای منع کردن مردم از انجام جرائم و معصیت، که از جهت ترس از کیفر معصیت را ترک می نمایند (مؤمنی، 1382، ص63).
فصل سوم
جایگاه و ارزش توبه در اسلام
3-1- جایگاه و ارزش توبه در قرآن
از دیدگاه قرآن، توبه جایگاه ویژه ای دارد و در آیات متعددی به آن اشاره شده است. به گونه ای که واژه توبه و مشتقات آن، نود و دو بار و کلمه استغفار و مشتقات آن، چهل و پنج مرتبه، در قرآن تکرار شده و در آیات متعدد دیگری نیز، بدون ذکر این واژه ها به این مطلب، اشاره گردیده است.
3-1-1- وجوب توبه
تمام علمای اسلام در وجوب توبه اتفاق نظر دارند و در متن آیات قرآن مجید کراراً به آن امر شده است:
در آیه 8 سوره تحریم می خوانیم:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا تُوبوا إِلَی اللهِ تُوبَهً نُصُوحًا عَسَی رَبَّکُم اَن یُکَّفِر عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلکُم جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهارُ»؛
«ای کسانیکه ایمان آورده اید به سوی خدا بازگردید توبه کنید، توبه ای خالص و بی شائبه، امید است ( با این کار) پروردرگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است داخل کند.»
همه انبیاء الهی هنگامی که برای هدایت امتهای منحرف مأموریت می یافتند، یکی از نخستین گامهایشان دعوت به توبه بود. چرا که بدون توبه و شستن لوح دل از نقش گناه، جایی برای نقش توحید و فضائل نیست.
پیغمبر بزرگ خداوند هود (ع) از نخستین سخنانش این بود:
«ویا قَوم استَغفِروا رَبّکم ثُّمَ تُوبُوا اِلیه»؛ای قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید و توبه نمایید (هود/16).
حضرت شعیب (ع) نیز با همین منطق به دعوت قومش پرداخت و گفت:
«و استَغفِروا رَبَّکُم ثُّم تُوبُوا اِلیهِ اَن رَبّی رَحیمٌ وَدودٌ»؛از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او بازگردید و توبه کنید که پروردگارم مهربان و دوستدار(توبه کاران)است! (هود/90)
پیامبر بزرگ دیگر صالح (ع) نیز همین سخن را پایه کار خود قرار می دهد و می گوید:
«فَاستَغفِروا ثُّمَ تُوبوا إِلَیهِ»؛ از او طلب آمریش کنید و به سوی او بازگردید و توبه کنید!(هود/61)
توبه به حکم عقل واجب است در قرآن کریم سوره ی نور آیه 31 می فرمایند:
«وَ تُوبُوا إِلَی اللهِ جَمیعاً أَیُّهَا المُؤمِنون لَعَلَّکُم تُفلِحونَ»؛ «توبه کنید و همه شما به سوی خداوند رجوع کنید باشد که رستگار شوید».
و همچنین در سوره نساء آیه 16 می فرمایند:
«فَإِن تابا و َأَصلَحا فَأعرَضوا عَنهُما إِنَّ اللهَ کانَ تَوّاباً رَحیماً»؛«چنانچه توبه کردند دیگر معترض آنها نشوید که خدا توبه پذیر است.»
بنابراین وجوب توبه از مواردی است که فی الجمله می توان ادعا نمود مسئله مورد اجماع امت اسلامی است و ادله دال بر آن، آیات قرآن، روایات، اجماع و دلیل عقل می باشد .
3-1-2- دعوت به توبه
دعوت به توبه، دعوت به انجام خوبیهاست و مؤمنان مأمور به سبقت در خوبیها هستند (بقره/148).
خداوند متعال در سوره زمره آیه 53 و54 می فرماید:
«قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ اسرَفوا عَلی أَنفُسَهِم لا تَقنَطوُا مِن رَحمَهِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحیم* و َاَنیبُوآ إِلی رَبِّکُم و َاَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن یَاتِیکُم اَلعَذابُ ثّمَ لاتُنصَرون»؛
بدان بندگانم که ( به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو هرگز از رحمت ( نامنتهای) خدا ناامید مباش البته خدا همه گناهان شما را خواهد بخشید که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است و به درگاه خدای خود به توبه و انابه بازگردید و تسلیم امر او شوید پیش از آنکه عذاب قهر خدا فرا رسد و هیچ آن زمان نصرت نیابید.
و در آیه ای دیگر، مجدداً این دعوت را به شیوه دعا از زبان فرشتگان الهی بیان می نماید:
«اَلَّذینَ یَحمِلونَ اَلعَرشَ و مَن حَولَهُ یُسَبِحُونَ بِحَمدِ رَبِّهِم و َیُؤمِنونَ بِِه و َیَستَغفِرونَ لِلذّینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ رَحمَهً وَ عِلمَاً فَاغفِر لِلذّینَ تابُوا وَ اتَّبَعوا سَبیلَکَ وَ قِهِم عَذابُ الجَحیم»؛«و فرشتگانی که عرش الهی را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند و به ستایش حق مشغولند به خدا ایمان دارند و برای اهل ایمان آمرزش می طلبد ( می گویند ) ای پروردگار ما مهربانی و علم تو همه چیز را فرا گرفته است؛ پس بیامرز آنانی را که توبه کرده اند و از راه تو بیعت کرده اند و آنها را از عذاب جهنم نگه دار» (غافر/7).
گاهی نیز خداوند متعال از زبان پیامبر خود حضرت صالح (ع) مردم را به توبه تشویق می نماید:
«قالَ یا قَومِ لِمَ تَستَعجلونَ باِلسَیِّئَهِ قَبلَ اَلحَسَنَهِ لولا تَستَغفِرونَ اللهَ لَعَلَّکُم تُرحَمون»؛
« صالح گفت: ای قوم من چرا برای بدی قبل از اینکه عجله میکنید چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمیکنید تا مشمول رحمت شوید»( نمل / 46).
و گاهی هم در آیاتی با بیان صفات خویش انسانها را به انجام این امر مهم تشویق میکنند:
«وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ اَلتُوبَهَ عن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَن اَلسَیِّئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلون»
؛«و اوست خدایی که از بندگانش توبه می پذیرد و از گناهان در می گذرد و آنچه را می کنید، می داند» ( شوری/ 25).
و همچنین در آیه 104 سوره توبه می فرمایند:
«اَلَم یَعلَمُوا إنَّ اللهَ هُوَ یَقبَلُ اَلتُوبَهَ عَن عِبادِهِ وَ یَاخُذُ الصَّدَقاتِ وَ إنّ اللهَ هُوَ تَوّابُ اَلرَّحیم»
؛«‌آیا مؤمنان ندانسته اند که محققاً خدا توبه بندگان را می پذیرد و صدقه آنها را قبول می فرماید البته خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.»
3-1-3- فوریت توبه
بدون شک توبه امری است که باید فوری انجام شود. تا گناهی از انسان صادر شده قبل از آنکه آثار آن در قلبش ماندگار و محو آن غیرممکن گردد، پشیمانی و توبه ضرورت دارد. توبه از گناهان چه کبیره و چه صغیره به اتفاق جمیع علما و به حکم عقل واجب و فوری است.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند:
«وَتُوبُوا اِلَی اللهِ جَمیعاً اَیُهَا المُؤمِنُون لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ»؛
«توبه کنید و همه شما به سوی خداوند رجوع کنید، باشد که رستگار شوید» (نور/31).
و نیز در آیه 8 سوره تحریم می فرماید:
«یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إلَی الله تَوبَهً نُصُوحاً عَسَی رَبَّکُم أَن یُکَفِّر عَنکُم سَیِّئاتِکُم»
؛«ای کسانی که به خدا ایمان آوریدهاید توبه کنید و به خدا رجوع نمائید، توبه کنید و به خدا رجوع نمائید، توبهای خالص (فقط برای رضای خدا) امید است پروردگار شما، گناهانتان را تلافی فرماید.»
مرحوم شیخ بهائی(ره) در شرح اربعین فرموده:
شکی در وجوب فوری توبه نیست، زیرا گناهان مانند سم هایی هستند که به بدن انسان ضرر می رسانند و همچنان که خورنده سم واجب است در معالجه عجله و شتاب کند تا به هلاکت نرسد و از بین نرود، شخص گنهکار هم همین طور است بر او واجب است که هر چه زودتر گناه را ترک کند و سریع توبه نماید تا دینش ضایع نگردد و گنهکاری که در توبه مسامحه کند و به وقت دیگر تأخیر اندازد بین دو خطر بزرگ خود را قرار داده است.که اگر از یکی سالم بماند به دیگری مبتلا خواهد شد: اول رسیدن مرگ های ناگهانی به طوری که از خواب غفلت بیدار نشود مگر مرگ خود را ناگهان ببیند چنانچه قرآن مجید در سوره اعراف آیه 97 می فرماید: «اَفَاَ مَن اَهلُ القُری أَن یَاتِیَهُم بَاسُنا بَیاتاً و َهُم نائِمُونَ»؛ «آیا در امانند اهل قریه ها که مرگ ایشان را بگیرد در حالی که خوابیده اند.»
که در آن حال باب توبه مسدود و یک ساعت مهلت می خواهند ولی اجابت نمی شود. چنانچه در سوره منافقون آیه های 10 و 11می فرماید: «و َاَنفِقُوا مِن مِمّا رَزَقنکم مِن قَبلِ اَن یَاتِیَ اَحَدَکُمُ المَوتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَولا اَخَّرتَنی إِلی اَجَلٍ قَریبٍ فَاَصَّدَّقَ وَ اَکُن مِنَ الصّالِحینَ* وَ لَن یُّؤَخِّرَ اللهُ نَفسًا اِذا جاءَ اَجَلُها وَ اللهُ خَبیرٌ بِِما تَعمَلوُنَ»
؛«انفاق کنید از دارائی خود پیش از اینکه مرگ یکی از شما فرا برسد و در آن وقت بگوید پروردگارا مرگ مرا به تأخیر انداز به مدت کمی تا تدارک گذشت کنم و هیچ گاه خداوند مرگ کسی را هنگام رسیدنش به تأخیر نخواهد انداخت.»
طبق بیان صریح قرآن کریم، توبه هنگام مرگ قابل قبول نمی شود:
«وَ لَیسَتِ التَّوبَهَ لِلَّذینَ یَعمَلوُنَ السَّیِّئاتِ حَتَّی اِذا حَضَرَاَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ إِنِّی تُبتُ الانَ»؛ (نساء/18) توبه برای کسانی نیست که تمام عمر بدی می کنند تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد، در آن حال می گوید: الان توبه کردم، بنابراین به تأخیر انداختن توبه، علاوه بر آلوده کردن روح انسان، زمینه را برای تکرار گناه و ارتکاب گناهان دیگری فراهم می سازد و ممکن است دیگر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *