پایان نامه رشته حقوق درباره : تائب

کسانی هستند که از گناهان خود توبه مى‏کنند، و راه طاعت و بندگى حق را ادامه مى‏دهند، ولى گاه شهوات در مورد بعضى از گناهان بر آنها غالب مى‏شود و توبه را مى‏شکنند چون هنوز توان کافى در برابر شهوات پیدا نکرده‏اند. ولى با این حال، از توبه شکنى نادم و پشیمانند و پیوسته به خود مى‏گویند اى کاش چنین گناهى را نکرده بودیم، و انشاءالله بزودى توبه خواهیم کرد.
این گونه افراد هم در واقع در مرحله نفس اماره‏اند ولى امید نجاتشان زیادتر است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گروه ‏سوم:
توبه‏کارانى هستند که بعد از توبه از گناهان بزرگ پرهیز مى‏کنند، و نسبت ‏به اصول ‏طاعات پایبندند، ولى‏گاه گرفتار بعضى ‏از گناهان مى‏شوند، بى‏آنکه ‏بطور عمد قصد توبه ‏شکنى داشته باشند، اما بلافاصله پشیمان شده و به سرزنش نفس خویشتن مى‏پردازند و عزم خویش را بر توبه جزم مى‏کنند، و سعى دارند از اسباب گناه فاصله بگیرند.
این گروه در مرحله عالى از نفس لوّامه قرار دارند و به سوى نفس مطمئنه نزدیک مى‏شوند و امید نجات براى آنها بسیار زیاد است.
گروه چهارم:
توبه‏کارانى هستند که بعد از توبه با اراده‏اى محکم و آهنین راه اطاعت و بندگى خدا را پیش مى‏گیرند و پا برجا مى‏مانند.
درست است که معصوم نیستند و گاه فکر گناه و لغزشها ممکن است در آنها پیدا شود ولى از آلودگى به گناه در عمل پرهیز دارند، چرا که نیروى عقل و ایمان در آنها به قدرى زیاد است که بر هواى نفس چیره شده و آن را مهار زده است.
این گروه صاحبان نفس مطمئنه‏اند که در سوره فجر، آیه‏27 تا 30، مخاطب به خطاب والا و پر افتخارى هستند که: «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضیه مرضیه»;« تو اى روح آرام یافته! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است.»
سپس لباس افتخار: «فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى»؛ «سپس در سلک بندگانم درآى و در بهشتم داخل شو. در بر مى‏کنند.
از سوى دیگر، توبه نیز مراتب و مراحل دارد.
مرحله اول: توبه از کفر به ایمان.
مرحله دوم: توبه از ایمان تقلیدى یا ایمان سست ‏به ایمان تحقیقى و محکم.
مرحله سوم: توبه از گناهان کبیره و خطرناک.
مرحله چهارم: توبه از گناهان صغیره.

مرحله پنجم: توبه از فکر گناه هر چند آلوده به گناه نشود.
هر گروهى از بندگان خدا توبه‏اى دارند، توبه انبیاء از اضطرابات درونى (و لحظه‏اى عدم توجه در درون به خدا) است.
و توبه برگزیدگان از نفسى است که به غیر یاد او مى‏کشند.
و توبه اولیاء الله از امور نامناسبى است که به فکر آنها مى‏گذرد.
و توبه خواص از اشتغال به غیر خداست.
و توبه عوام از گناهان است و هر کدام از آنها داراى نوعى معرفت و آگاهى در آغاز و انجام توبه است. (مجلسی، 1404، ج6، ص 31).
علامه طباطبائی –رحمه الله علیه-در مورد مراتب توبه چنین می گوید:
«توبه به معنای رجع به خدا برای تقرب به اوست و بی گمان معنای قرب و بعد، نسبی و تشکیکی است بنده ای که در مقامی قرار دارد گرچه در مقایسه با برخی از مقامات، دارای قرب است، اما نسبت با مقامات بالاتر دارای بعد است. از این رو، مقربان درگاه خدا و بندگان شایسته او همواره باید برای رهایی از بعد نسبی و صعود به مقام والاتر، بالاتر و مقرب تر بکوشند و این مصداق توبه است.» (طباطبائی، 1363، ج4، ص254).
شهید دستغیب، مراتب توبه را به سه قسمت تقسیم کرده و هر کدام را اندکی توضیح می دهند. ایشان می گویند:
«توبه که به معنای بازگشت به پروردگار است، به حسب توبه کاران به چند قسم است:
1- بازگشت از کفر به ایمان و از شرک و تردید به یقین. اطمینان و همچنین رجوع از هر عقیده باطلی به سوی حق.
2- بازگشت از معصیت، چه صغیره و چه کبیره به سوی اطاعت و از مخالفت به موافقت.
3- بازگشت از قصور یا تقصیر از معرفت حضرت آفریدگار و انجام وظایف بندگی، به نحوی که سزاوار اوست به سوی سعی در آنها و بازگشت از غفلت، به سوی کثرت ذکر او و بازگشت از بعدی به قرب و از جفاکاری، به وفاداری باید دانست که توبه معصومی، یعنی پیامبران و امامان – علیهم السلام- از قسم سوم است (دستغیب، بی تا).
مرحوم مصطفوی، در شرح و ترجمه مصباح الشریعه می گوید:
«….به خاطر این است که توبه در تمام مراحل ایمان و در همه مقامات سیر و سلوک جاری و محقق می شود. و بلکه توبه اولیا و انبیا و اصفیا و خواص به مراتب مهمتر و لازم تر از توبه عوام است. چنانکه خطاها و لغزشهای آنان به مراتب از معاصی ظاهری و ترک واجبات و ارتکاب محرمات مهمتر است. آری، عوام با تکالیف الهی مخالفت میکند و در مقابل وظایف دینی عصیان میورزند، ولی خواص به طور مستقیم از توجه و ارتباط با خدا منقطع گشته و از حق تعالی منحرف میشوند» (ابراهیم، 1350، صص 253-252).
ملا هادی سبزواری در خصوص مراتب توبه می گوید:
«توبه دارای سه مرتبه است:
اول: توبه عام، و آن توبه از گناهان است.
دوم: توبه خاص و آن توبه از ترک اولی است همانند برخی از پیامبران، آدم، یونس و…که این پیامبران الهی،گناه نکرده بودند تا توبه به معنای اول بر آنان لازم باشد بلکه توبه آنان توبه از ترک اولی بود.
سوم: توبه اخص و آن توبه از غفلت از یاد خدا، و توجه به غیر اوست مانند توبه پیامبر – صلی الله علیه وآله و سلم» (سبزواری، بی تا، ص354).
امام صادق – علیه السلام- فرمودند:
«کان رسول الله صلی الله علیه آله و سلم یستغفر الله عزّ و جلّ کل یوم سبعین مره و یتوب الی الله عزّ و جلّ سبعین مره…» (الحر العاملی، 1403، ج7، ص179، روایت59).
«حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هر روز هفتاد مرتبه از خداوند عز و جل طلب مغفرت، و70 بار به سوی خدا توبه می کردند».
بنابراین می توان گفت: توبه یک امر همگانی است. ولی با توجه به موقعیت و رتبه معنوی هر فرد، دارای مراتب خاصی است؛ همچنان که گناهان با هم، فرق می کنند.
4-2- شرایط توبه
از آیات قرآن، احادیث اهل بیت (ع) و بیانات علمای بزرگ اخلاق، مقدمات و شرایطی برای توبه، استفاده می شود که حصول توبه بدون آن شرایط و لوازم، عملی به نظر نمی رسد .
شرایط توبه را می توان به شرایط درونی و بیرونی تقسیم نمود. شایان ذکر است، کیفیت توبه به حسب نوع معصیت مختلف می شود و الزام به بعضی شرایط در برخی از گناهان به علت عدم وجود متعلق آن شرط، غیرممکن می باشد (مرعشی، 1379، ص 112-111).
به عنوان مثال، توبه از گناه حسد با پشیمانی از گناه مذکور، عزم بر عدم عود به آن و استغفار محقق میگردد و شرط جبران حق الله یا حق الناس به علت عدم وجود چنین حقی در گناه حسد، غیر ممکن می باشد (تفصیل بیشتر راجع به کیفیت توبه در گناهان، در ادامه همین مبحث خواهد آمد).
4-2-1- بررسی شرایط درونی توبه
منظور از شرایط درونی توبه، ارکانی است که مربوط به شخص تائب است و بیشتر تغییر احوال درونی و روحی وی، مد نظر می باشد.
4-2-1-1- پشیمانی و اراده بر ترک گناه
قدر متیقّن از توبه و به فرموده حضرت امام خمینی (ره) رکن رکین آن، ندم و پشیمانی از مخالفت اوامر و نواهی الهی می باشد ( الموسی الخمینی، 1375، ص 275).

در تمامی آثاری که فقها و علمای اخلاق، متعرّض شروط توبه گشته اند، توبه را به عنوان اولین شرط آن ذکر کرده اند،گرچه ممکن است در شرطیت برخی موارد دیگر بین آنها اختلاف وجود داشته باشد (محمد محجوب، بی تا، ص632) حتی در مورد افرادی که عاجز از اتیان برخی شروط دیگر باشند، توبه آنها به مجرد عدم و پشیمانی از گناه محقق می گردد، با این استدلال که« المیسور لایسقط بالمعسور» (الزحیلی، 1997، ص541).
4-2-1- 2- عزم بر عدم بازگشت
در تائب، عزم بر ترک معاصی شرط است و او باید اشتغال به اوامر الهی و ترک نواهی او را، در خود به وجود آورد و تصمیم و عزم خویش را جزم نماید که به گناه باز نگردد. اما اگر توبه او صرف ترک گناه باشد ولی در دل، هوای بازگشت به آن را داشته باشد یا تصمیم بر ترک نگرفته، در حال تردید به سر برد و احتمال بازگشت به آن گناه برود، توبه محقق نمی گردد، بلکه چنین فردی امتناع از گناه نموده است (فیض کاشانی، 1374، ص 152).
«عبدالرحمن جزیری» پیرامون شرایط پذیرش توبه سارق می نویسد:
«ائمه چهارگانه اجماع دارند براینکه اگر سارق از سرقت توبه نمود و اماره بر درستی توبه او قائم گشت و عزم بر ترک بازگشت به سرقت برای بار دوم را نداشت، خداوند توبه او را می پذیرد» (الجزیری، 1990، ص184).
در مقابل، برخی معتقدند: «توبه صرفاً با رجوع از معاصی محقق می گردد و رجوع نیز با پشیمانی حاصل می شود، بنابراین عزم بر عدم عود به معصیت، به جز در قسم خاصی از توبه، یعنی توبه نصوح، به جهت روایات وارد در این باب معتبر نمی باشد» (الطباطبائی القمی، بی تا).
اما حق در مقام این است که، اگر مراد از «عزم بر عدم عود» قصدی است که محقق نمی گردد مگر بعد از اطمینان به حصول مورد عزم، برای معتبر دانستن آن دلیلی نداریم، چرا که هیچ کس هنگام ابتلا به معصیت اطمینان ندارد که آن معصیت را ترک میکند، اما اگر مراد از عزم بر ترک، اراده تائب بر عدم عود به آن گناه باشد،گرچه اطمینان به حصول مراد خود نداشته باشد، چیزی منفک از ندم و پشیمانی تائب نخواهد بود. نکته قابل توجه این است که پشیمانی از معصیت و عزم بر ترک، با احتمال صدور آن فعل منافاتی ندارد، چرا که آنچه در حال توبه لازم است، عزم تائب بر استمرار ترک میباشد، اما این دلیل نمیشود که امری مانع از این استمرار نشود؛ مثلاً کسی که عادت به استفاده از مواد مخدر دارد، بعد از توجه به مضّرات آن، تصمیم به ترک استعمال میگیرد، لکن عادت قهری ممکن است مانع از اجرا و استمرار عزم او شود. لذا وجود چنین حالتی برای تائب، مانع از تحقق توبه سابق وی نیست. بنابراین عزم بر عدم عود به گناه با تغییری که مذکور افتاد. از شرایط معتبر در توبه و لوازم لاینفک آن می باشد (البجنوردی، 1377، صص41-340).
شرطیت آن نیز، در لسان ائمه (ع) منحصر به قسم خاصی از توبه نمی باشد. مؤیِّد این مطلب روایتی از حضرت (ع) است که میفرمایند:
«گناهان درد و استغفار داروی آن و عزم بر عدم عود، شفای گناهان میباشد (الطبرسی، 1988، ص 129).
4-2-1- 3- توانایی بر انجام گناه سابق
سؤالی که در این جایگاه مطرح می گردد عبارت است از اینکه آیا امکان صدور گناه از شخص تائب در باقی عمر شرط صحّت توبه است؟ و آیا توبه کسی که دیگر قادر به ارتکاب معصیت نیست، مقبول واقع نمی شود؟ یا اینکه وجود قدرت در صحت توبه، شرط نیست؟ مرحوم«شیخ بهائی» میگوید: «معظم فقها، قائل به عدم اشتراط قدرت بر ارتکاب معصیت، در صحت توبه می باشند» (الجبعی العالمی، 1415، ص463). این گروه از فقها معتقدند: حال تائب عاجز از عود به گناه مانع از تحقق توبه نیست. کما اینکه بسیاری از پیرانی که عاجز از ارتکاب معصیت هستند نسبت به ارتکاب معاصی در ایام جوانی خویش، نهایت پشیمانی را دارند و متأسف هستند. آیا در چنین مواردی میتوان گفت: چنین اشخاصی تائب نیستند؟ و آیا چنین فرض بعید از مقام قرب الهی نیست؟ بنابراین توبه چنین افرادی با صرف پشیمانی از گناهان گذشته محقق میگردد (عارف، 1374، ص4-153). حتی برخی مانند «علامه مجلسی» در «بحارالانوار» اجماعی را هم در این مورد نقل میکند (مجلسی، 1403، ص46) اما با عنایت به اینکه محققینی همچون «سید محمد مجاهد» در کتاب خود «فی رحاب توبه» بعد از مراحل سؤال مذکور، به اختلاف میان علمای اخلاق در این مورد اشاره نموده و حتی نقل میکند: ابو هاشم معتزلی پذیرش توبه شخص ناتوان از ارتکاب معصیت سابق را، رد نموده است؛ چرا که معتقد است، به دلیل عدم قدرت بر ارتکاب فعل، عزم بر عدم عود به گناه موردی، محقق نمی گردد (مجاهد، 1377، ص25).
بنابراین

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *