پایان نامه رشته حقوق درباره : مفاتیح الجنان

دانلود پایان نامه

حمل بر مقام ثبوت کرده و روایاتی که توبه را به عبارت از استغفار، به عنوان مرتبه بلوغ آن می دانند، ناظر به مقام اثبات می دانیم» (موسوی بجنوردی، 1376، ج1، صص 48-47).
حسین مظاهری در کتاب جهاد با نفس میگوید:
اگر برای کسی از گناه یک سال، دو سال و ده سال او تلاطمی درونی پیدا شده باشد گرچه گناهانش بسیار بزرگ هم باشد، اما چون ناراحت و پشیمان است، قطعاً پروردگار عالم او را می آمرزد و توبه هم همین تلاطم درونی است و استغفار و راز و نیاز، زینتهای توبه هستند» (مظاهری، 1365، ص 153).
وقتی دل بر اثر کثرت گناهان بمیرد و هیچ نقطه نورانی در آن یافت نگردد و جولانگاه شیاطین گردد، برای اصلاح و احیاء آن، هیچ راهی جزء، توبه نیست، آن هم توبه حقیقی؛ توبه ای که آثار سازنده آن در اعمال و نیّات انسان ظاهر گردد و او را از منجلاب گناه، نجات و به سوی رب الارباب، سوق دهد (حسنی، 1377، ص 58).
امام سجاد –علیه السلام –می فرمایند:
«و امات قلبی عظیم جنایتی فاحیه بتوبه منک»

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«معصیت بزرگم باعث مرگ قلبم شده است، پس با قبول توبه ام، آن را زنده گردان» (مفاتیح الجنان، ص161مناجات تائبین).
در شرح نهج البلاغه صبحی صالح، آمده است:
«قال ذوالنون: حقیقهالتوبه ان تضیق علیک الارض بما رحبت حتی لا یکون لک فراراً ثم تضیق علیک نفسک…»
«ذو النون گفت: حقیقت توبه این است که زمین با تمام فراخی اش بر تو تنگ گردد، تا جایی که آرامش خاطر از تو سلب شده و سپس دلتنگ شوی…» (ابراهیم ، 1379، ج 11، ص184).
آیت الله دستغیب –رحمه الله علیه-حقیقت توبه را پشیمانی از گناه دانسته و می گوید:
«بنابراین حقیقت توبه همان پشیمانی از گناه است از جهت زشتی آن نزد خداوند و اینکه خلاف رضای اوست. مانند غلامی که کاری را بر خلاف رضای مولایش انجام دهد و غافل باشد که مولا او را می بیند، چون فهمیده که او را می دیده، البته سخت از کردار خویش پشیمان می شود» (دستغیب، بی تا، ج 2، ص 433).
ملا احمد نراقی حقیقت توبه را در سه چیز محقق می داند:
اول: به قوت ایمان و نور یقین؛ زیرا هر گاه بنده ای را ایمان به خدا و اعتقاد به پیغمبر او باشد و به فرموده ایشان اعتماد داشته باشد و بداند گناهی که از او صادر شده، حجابی است میان او و آنچه خدا وعده فرموده است از سعادت دنیویّه و اخرویّه و مراتب عالیه و درجات متعالیه، البته آتش ندامت و پشیمانی در دل او افروخته می شود و از یاد معاصی گذشته متألم می گردد. اگر ایمان او سست و اعتقاد او نادرست باشد، پشیمانی که یکی از اجزای توبه است، از برای او حاصل نمی گردد.
دوم: به پشیمانی و ندامت از کرده خود؛ به این معنا که دل به یاد آنچه از او صادر شده از گناهان، متألم و محزون شود و آرزو کند که ای کاش آن عمل از او صادر نشده بود و به سبب آن قرین تأسف و تألم باشد، و این نتیجه یقین سابق است. زیرا، مادامی که یقین به اینکه بواسطه معصیت به درجه هلاکت می رسی، نداشته باشی، پشیمانی از برای تو حاصل نمی گردد.
سوم: ترک آنچه مرتکب شده از معصیت در حال و عزم بر ترک آن در تتمه عمر خود و قصد تلافی تقصیری که از او صادر شده؛ این نتیجه پشیمانی مذکور است. پس مادامی که این امر متحقق نشود، توبه حاصل نمی گردد» ( نراقی، 1371، ج 2، ص326 ).
امام خمینی –رحمه الله علیه –می فرمایند:
«حقیقت توبه، رجوع از احکام و تبعات طبیعت است به سوی احکام روحانیت و فطرت. چنانچه حقیقت انابه که رجوع از فطرت و روحانیت است به سوی خدا و سفر کردن و مهاجرت نمودن از بیت نفس است به سوی سر منزل مقصود، پس منزل توبه مقدم بر انابه است» (خمینی، 1368، ص45).
حقیقت توبه همان رجوع است و جایگاه آن بازگشت دل است و از آن می توان به انقلاب درونی یا ندامت تعبیر کرد(حسنی ، 1377، ص64).
استاد مطهری در خصوص حقیقت توبه می فرمایند:
«توبه عبارت است از یک انقلاب درونی، نوعی قیام، نوعی انقلاب از ناحیه خود علیه انسان. این از مختصات انسان است. گیاه تغییر مسیر می دهد ولی خودش قیام نمی کند، نمی تواند قیام کند، این استعداد را ندارد. توبه، یعنی آن قیام درونی، اینکه مقامات عالی وجود انسان علیه مقامات دانی وجود دارد که آنها زمام امور این کشور را در دست گرفته اند، یک مرتبه انقلاب می کنند، همه اینها را می گیرند، به زندان می اندازند و خودشان با قواد و جنود و لشکریان خود، زمام امور را در دست می گیرند..» (مطهری، 1374، صص112-110).
آیت الله سید عبدالعلی سبزواری می گوید:
«به دلیل اجماع و نص حقیقت توبه همان پشیمانی است.» (الموسوی السبزواری، بی تا، ص 359).

در اوائل المقالات آمده است:
«می گویم؛ حقیقت توبه عبارت است از پشیمانی بر آنچه از دست رفته است. به گونه ای که این پشیمانی و ندامت باعث شود، انسان به سوی خداوند برگردد و شرط توبه آن است که اراده کند، بار دیگر، در طول زندگی، به گناهانی که از آنها توبه کرده است، پس، کسی که در توبه اش آنچه را که گفتیم (ندامت و عزم بر عدم بازگشت به گناهان) را جمع نکند، اصلا ًتائب نیست (هر چند عزم بر ترک گناهان جزء حقیقت توبه نیست)» (شیخ مفید، 1371، ص100).
در آخر کلام می گوییم: حقیقت توبه، همان بازگشت قلبی و به تعبیری دیگر همان ندامت است. عزم بر ترک و جبران مافات از جمله شرایط تحقق توبه و از لوازم و ثمره توبه واقعی بوده، و قابل انفکاک و انفصال از توبه حقیقی نیست.
2-2- 1- توبه نصوح
«یا اَیُّهَا اَلَّذینَ امَنوُا تُوبُوا إِلَی اللهِ تَوبَهً نُصُوحاً عَسَی رَبُّکُم أَن یُکَفّر عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلَکُم جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا اَلاَنهارُ» (تحریم/ 18)

«نصوح» بر وزن «فعول» و در لغت به معنای «خلوص» میباشد؛ عرب به عسل خالص از موم «ناصح» میگویند (الراغبالاصفهانی، 1404، ص78). بعضی از اهل لغت «نصح» را به معنای «دوختن» هم دانسته اند؛ به همین معناست «نَصحتُ التوبَ» یعنی، لباسم را دوختم و «الناصح» به معنای «خیاط» ( الجوهری، 1990، ص 411).
در اینکه مراد از «توبه نصوح» چیست؟ اقوالی از فقها، مفسرین و علمای اخلاق ذکر گردیده که به بیان آنها می پردازیم:
الف)-شیخ بهایی در کتاب «اربعین» (الجبعی العاملی، 1381، ص464) حضرت امام خمینی(ره) در «چهل حدیث» (الموسوی الخمینی، 1985، ص 282) « صاحب ریاض الساکلین» (الحسینی، 1413، ص124) می فرمایند:
منظور از توبه نصوح، توبه ای است که مردم را فرا خواند تا مانند آن را به جا آورند، از آنجا که آثار پسندیده اش در وجود صاحبش آشکار می گردد.
ب)- مرحوم طبرسی در تفسیر «مجمع البیان» (الطبرسی، 1414، ج 10، ص 404) می گوید:
«توبه نصوح وسیله ای است که، پرده های دیانت که به وسیله گناهان پاره شده اند، رفو می کند یا اینکه میان انسان تائب با اولیاء الهی، اتصال برقرار می کند؛ مانند دوختن تکه پارچه ها تا اینکه لباس کامل و قابل استفاده شود.» این تفسیر از توبه نصوح، با معنای لغوی آن نیز، تناسب دارد.
پ)- منظور از«توبه نصوح» توبه ایست که، شخص را نصیحت کند که دیگر به گناه باز نگردد. مؤیّد این احتمال روایاتی است که از اهل بیت (ع) نقل گردیده، از جمله روایتی از پیامبر اکرم (ص): «روی عکرمه عن ابی عباس قال معاذ بن جبل: یا رسول الله ما التوبه النصوح؟ قال ان یتوب التائب ثم لایرجع من ذنب کما لا یعود اللبن الی الضرع»(الطبرسی، 1412، ج 10، صص 404-403).
ت)- جرجانی در«التعریفات»می نویسد:
«توبه نصوح، عزم انسان است بر اینکه دیگر به گناهانی که کرده، باز نگردد.» ایشان به نقل از «ابن عباس» هم، توبه نصوح را چنین تعریف میکند: «توبه نصوح، عبارت است از پشیمانی قلبی و استغفار به زبان و از میان برداشتن افعال قبیح و اقرار تائب به اینکه دیگر به گناه پیشین بازنگردد» (الجرجانی، بی تا، ص 74).
ث)- همچنین بیان شده: «توبه نصوح توبه ای است که خالص برای خداوند تبارک و تعالی باشد به این صورت که تائب برگناهان به خاطر آنها و به این جهت که خلاف رضای الهی است، نادم گردد»( طباطبائی، 1372، ج 19، ص 389).
ج)- شخصی به نام ابی الصباح کنانی می گوید:
از امام صادق(ع) درباره گفتار خداوند پرسیدم که می فرماید:«یا اَیُّهَا اَلَّذینَ آمَنوا تُوبُوا إِلَی اللهِ تُوبَهً نُصُوحاً»؛ (تحریم /8) ای کسانیکه ایمان آورده اید به سوی خداوند توبه کنید توبه ای پاک و خالص. فرمود: توبه خالص این است که بنده از گناه خویش توبه کند پس دیگر آن گناه را مرتکب نشود. محمدبن فضل می گوید: از امام رضا (ع) همین پرسش را نمودم حضرت فرمود: بنده از گناه توبه کند پس دیگر به آن گناه باز نگردد و دوست داشتنی ترین بندگان در نزد خداوند بندگانی هستند که بسیار آزموده شده و توبه کننده اند (حرعاملی، 1381، کتاب جهاد با نفس، باب 86).
ح)- ابو بصیر می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: معنی توبه نصوح چیست؟ فرمود: یعنی توبه از گناهی که هرگز دیگر به آن باز نگردد، گفتم: پس کدامیک از ماست که بتواند این کار را بکند؟ فرمود: ای ابو بصیر به راستی که خداوند آن بندگانش که زیاد فریب بخورند و زیاد توبه کنند را دوست دارد (کلینی، بی تا، ج 2، ص432).
خ)-محمد بن هلال می گوید: از امام هادی (ع)پرسیدم توبه نصوح (خالص) چیست؟ حضرت در پاسخ من نوشت: اینکه باطن و درون(در مقام توبه) همانند ظاهر باشد و بلکه باطن از ظاهر برتر باشد (حرالعاملی، 1381، کتاب جهاد با نفس، باب87).
همچنین حضرت امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه می فرمایند:
بارالها و چه بسا بنده ای که از گناه به درگاه توبه کرده و او در علم غیب نزد تو است که توبه اش را فسخ و باطل خواهد ساخت و به جرم و گناه بازگشت می کند. من ای خدا به تو پناه می برم که اینچنین بنده ای باشم پس همین توبه مرا توبه ای قرار بده که دیگر بعد از این توبه محتاج به توبه دیگر نباشم آن توبه سبب بر محو گناهان گذشته گردد و موجب سلامتی و خطا و عصیان در باقی عمر گردد. ای خدای من از جهالت و نادانیم به درگاهت عذر خواه آمدهام و از عمل زشت خود از تو بخشش و آمرزش میطلبم پس عذرم را بپذیر. به لطف و احسان مرا در کنف رحمتت در آور و عافیت و مستور و محفوظ دار.
نتیجه میگیریم که توبه نصوح، توبه ای است که از شوائب غل و غش به دور و خالصاً لوجه الله باشد. قطعاًٌ چنین توبه ای انسان را از اینکه دوباره به گناه برگردد باز میدارد و نفس خالص، این توفیق را به تائب میدهد.
2-3- فضیلت توبه
انسان با هر گناهی که انجام میدهد، ضد ارزشی را مرتکب گردیده که باعث افول از مقام انسانیت می شود. در جامعه نیز به انسان خلافکار به خاطر ضعف نفسش، هیچ اعتمادی نیست و این به معنای بیارزش شدن وی در میان دیگر انسانها می باشد. ولی اگر چنین فردی، نسبت به اعمال قبیح خویش، نادم و پشیمان گردد، برای او یک ارزش محسوب شد، و باعث صعود او به قله رفیع انسانیت میشود. همانگونه که در قرآن کریم آمده است.
«فإن یَتُوبُوا لَکَ خَیراً لَهُم»؛ (توبه/74) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است.
پایان بحث را به سخنان حضرت علی(ع) در نهج البلاغه اختصاص میدهیم و فضائل توبه را از لسان مبارک آن گرامی، بر میشماریم:
حضرت در خطبه یکصد و چهل و سوم نهج البلاغه میفرمایند: «همانا خداوند استغفار و آمرزش خواستن را وسیله دائمی فرو ریختن روزی و موجب رحمت بر آفریدگان قرار داد.»
همچنین در حکمت هشتاد و هشت نهج البلاغه آمده است:
«دو چیز در زمین، مایه امان از عذاب خدا بود یکی از آن دو برداشته شد. پس دیگری را در یابید و به آن، چنگ زنید، اما امانی که برداشته شد، رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی ماند، استغفار کردن است. که خدای بزرگ به رسول اکرم(ص) فرمود: «وَ مَاکانَ اللهُ لِیُعَذِّ بَهُم و َأَنتَ فِیهِم و

دیدگاهتان را بنویسید