خرید پایان نامه مدیریت : مدیریت زنجیره تامین

دانلود پایان نامه

…………………. 86

5-1-4 تعیین وزن هر معیار به کمک روش MDL………………………………………..89
………………93MDL-FTOPSIS 6-1-4 ماتریس تصمیمگیری وزندار با روش
7-1-4 ارزیابی و اولویت بندی تامین کنندگان با روش MDL-FTOPSISِ………94
8-1-4 مقایسه نتایج نهایی دو روش FAHP-FTOPSIS و MDL-FTOPSIS…….95
فصل پنجم _ نتیجه گیری و پیشنهادات………………………………………………………………………………………96
پیوست ها………………………………………………………………………………………………………………………………………..98
منابع ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..104
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
در این فصل، به بیان کلیات تحقیق شامل بیان مساله، اهمیت و ضرورت تحقیق، تعاریف و ساختار فصلهای پژوهش، پرداخته شده است. به عبارت دیگر، در این فصل، اطلاعات کلی در مورد این پژوهش، ارایه گردیده است.
بیان مساله
یکی از مسایل مهم در طراحی یک زنجیره تامین، مساله انتخاب تامینکننده است. پیچیدگی این مساله در حقیت به این دلیل است که هر کدام از تامینکنندگان قسمتی از معیارهای خریدار را برآورده میکنند و انتخاب از میان آنها، در واقع یک مساله تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) است که نیاز به یک رویکرد ساختاریافته و سیستمی دارد و بدون آن چنین تصمیمگیری مهمی، احتمالا با شکست روبرو میشود. با کمک کامپیوترها، تکنیک‌های تصمیم‌گیری در تمام حوزه‌های فرآیند تصمیمگیری، بسیار قابل قبول گردیده‌اند. بنابراین کاربرد روش‌های تصمیمگیری چندمعیاره برای استفادهکنندگان، با توجه به پیچیدگی‌های ریاضی، در اجرا بسیار آسان گردیده است. تصمیمگیری، رویه‌ای برای پیدا کردن بهترین گزینه از میان مجموعه‌ای از گزینه‌های موجود است. در حقیقت انتخاب مجموعه مناسبی از تامینکنندگان برای کار با آنها، در جهت موفقیت یک شرکت، امری بسیار مهم و حیاتی است و در طی سالهای طولانی بر انتخاب تامینکننده تاکید شده است (Zhang et al, 2001).
بلمن و زاده (Bellman & Zadeh, 1970)، تئوری رفتار تصمیم را در یک محیط فازی توسعه دادهاند. مدلهای زیادی توسعه و دررشته های مختلفی مانند مهندسی کنترل، هوش مصنوعی، علم مدیریت و تصمیمگیری چندمعیاره به کار گرفته شده است. مفهوم ترکیب مجموعه تئوری فازی و تصمیمگیری چند معیاره، تصمیمگیری چندمعیاره فازی (FMCDM) را بوجود آورده است. تکنیکها وروش های مختلفی برای تصمیمگیری چند معیاره فازی وجود دارند که دارای مزایا و معایب متفاوتی نسبت به یکدیگر میباشند. در این پژوهش ابتدا با استفاده از دو روش متداول و پرکاربرد تصمیمگیری چندمعیاره، یعنی فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تاپسیس (TOPSIS) و با بهرهگیری از ریاضیات مبتنی برمجموعه های فازی، روشیارائه گردیده است تا به کمک آن تامینکنندگان یک زنجیره تامین اولویتبندی شوند، سپس بار دیگر این مساله و این بار با ترکیب دو روش منطق دیجیتالی تعدیل شده (MDL) و تاپسیس مورد ارزیابی قرار گرفته است و درنهایت به منظور دستیابی به نتایج مطلوب، نتایج حاصل از این دو روش با یکدیگر مقایسه شدهاند. روش MDL روشی برای مقایسات زوجی میباشد که بیشتر در علوم مربوط به الکترونیک و کامپیوتر مورد استفاده قرار میگیرد.
بمنظور درک بهتر این دو روش، یک مطالعه موردی نیزارائه گردیده است که طی آن تامینکنندگان یک شرکت تبلیغاتی با استفاده از دو روش رتبهبندی گردیده و سپس نتایچ حاصل با یکدیگر مقایسه شدهاند.
2-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
یک زنجیره تامین، سلسلهای از سازمانها است که در تولید و تحویل یک محصول یا خدمت درگیرند. این سلسله، از تامینکنندگان مواد خام آغاز شده و تا مشتری نهایی ادامه مییابد. مدیریت زنجیره تامین، یکی از رویکردهای موثر و کارآمد است که موجبات کاهش هزینه تولید و زمان انتظار را فراهم میآورد. این نگرش ارائه خدمات مطلوبتر به مشتریان را تسهیل میکند و فرصت و مجال نظارت اثر بخش در سیستم های حمل و نقل، موجودی وشبکه های توزیع را تضمین میکند. به این ترتیب سازمان میتواند از انتظارات و خواستههای مشتریان فراتر رود. امروزه سازمانها با مشتریانی رو به رو هستند که خواهان تنوع بالا در محصولات، هزینههای پایین، کیفیت بالا و پاسخگویی سریع میباشند.
سازمانها به خوبی میدانند که نیاز به زنجیره تامین کارا دارند تا بتوانند در بازار جهانی و اقتصاد شبکهای و به هم پیوسته امروز، توان رقابت داشته باشند (Baziotopoulos, 2004). بسیاری از شرکت‌های با تجربه بر این باورند که انتخاب تأمین‌کننده، مهمترین فعالیت‌ یک سازمان به شمار می‌آید‌. همچنین از آنجا که عملکرد تأمین‌کنندگان، اثر اساسی بر موفقیت یا شکست یک زنجیره دارد، هم اکنون انتخاب تأمین‌کننده، یک وظیفه استراتژیک شناخته می‌شود. در نتیجه، تصمیم‌گیریهای نادرست در زمینه انتخاب تأمین‌کنندگان‌، پیامدهای منفی و زیانهای بسیاری را برای شرکت به همراه خواهد داشت‌. بنابراین یافتنروش های مناسب برای انتخاب مناسب تامینکنندگان که از مهمترین اجزا زنجیره تامین میباشند، دارای اهمیت فراوانی است. از طرفی، از آنجا که مواد خام و قطعات، مهمترین بخش از هزینه‌های یک شرکت را به خود اختصاص می‌دهند، مدیریت خرید صحیح، اهمیت قابل توجهی در کارایی‌، اثربخشی و سودآوری یک موسسه‌ دارد. از سوی دیگر، امروزه با توجه به مفاهیم جدید مدیریت زنجیره عرضه و موارد مشابه که موجب ایجاد مشارکت با تأمین‌کنندگان و روابط نزدیک شرکت با تأمین‌کنندگان می‌شود‌، دیگر تأمین‌کن
ندگان و مشتریان، به عنوان رقبای سازمان شناخته نمی‌شوند، بلکه اعضایی از یک مجموعه اصلی با نام زنجیره تأمین هستند که هدف هر یک، حداکثر کردن سود و افزایش بهره‌وری کل زنجیره است.
3-1 تعاریف
زنجیره تامین:
یک زنجیره تامین، همراستایی و همسویی شرکتهایی است که محصولات یا خدمات را به بازار عرضه میکنند (Lambert, 1998).
زنجیره تامین بنابر تعریف، شبکهای از امکانات و فعالیتهایی است که تمامی عملیات تولید، نظیر خرید مواد و قطعات، جابهجایی آنها، ساخت محصولات، توزیع و خدمات پس از فروش را شامل میشود.
مدیریت زنجیره تامین:
مدیریت زنجیره تامین، هماهنگی در تولید، موجودی(انبار)، مکانیابی و حمل و نقل بین شرکتکنندگان در یک زنجیره تامین، جهت دستیابی به بهترین ترکیب پاسخگویی و کارآیی، برای موفقیت در بازار میباشد (Hugos, 2003).
مدیریت زنجیره تامین، مدیریت مجموعه فعالیتها، شامل مواد اولیه و تبدیل آنها به کالاهای واسطهای یا نهایی و سپس توزیع آنها با بهرهگیری از کانالهای توزیع میباشد.
مدیریت زنجیره تامین دارای سه فرآیند عمده و اصلی است که عبارتند از :
مدیریت اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی
مدیریت لجستیک (مدیریت موجودی و جریان مواد )
مدیریت روابط در زنجیره تامین
تصمیمگیری چندمعیاره:
تصمیم‌گیری، شامل بیان درست اهداف، تعیین راه‌حلهای مختلف و ممکن، ارزیابی امکان‌پذیری آنان، ارزیابی عواقب و نتایج ناشی از اجرای هر یک از راه‌حلها و بالاخره انتخاب و اجرای آن می‌باشد. کیفیت مدیریت، تابع کیفیت تصمیمگیری است، زیرا کیفیت طرح و برنامه‌ها، اثربخشی و کارآمدی راهبردها و کیفیت نتایجی که از اعمال آنها بدست می‌آید، همگی تابع کیفیت تصمیماتی است که مدیر اتخاذمی کند. در اکثر موارد تصمیم‌گیری‌ها وقتی مطلوب و مورد رضایت تصمیم‌گیرنده است که تصمیم‌گیری براساس چندین معیار، مورد بررسی قرار گرفته باشد. معیارها ممکن است کمی یا کیفی باشند. درروش های تصمیم‌گیری چندمعیاره که در دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است، بجای استفاده از یک معیار سنجش بهینگی از چند معیار سنجش استفاده می‌شود.
مدلهای تصمیم‌گیری چند معیاره به دو دسته عمده مدلهای تصمیم گیری چندهدفه و مدلهای تصمیم گیری چندشاخصه تقسیم می‌شود. در حالت کلی، مدلهای چندهدفه به منظور طراحی و مدلهای چندمعیاره به منظور انتخاب گزینه برتر، مورد استفاده قرار می‌گیرند. تفاوت اصلی مدلهای تصمیم‌گیری چندهدفه با مدل‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره آن است که اولی در فضای تصمیم‌گیری پیوسته و دومی در فضای تصمیم‌گیری گسسته تعریف می‌گردند.
مجموعههای فازی
تئوریمجموعه های فازی، گامی برای نزدیک شدن بین قطعیت در مسائل کلاسیک ریاضیات و عدم قطعیت فراگیر در جهان واقع است. این نزدیکی در نتیجه تمایل بیحد و حصر بشر برای درک بهتر فرآیند های فکری و شناختی است (Zadeh, 1990).

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد دانلودارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مجموعه فازی براساس تابع عضویت تعریف می‌شود که تصویر مجموعه فراگیر، در بازه صفر و یک است و در آن هر یک از اعضا درجه عضویت دارند. مجموعه فازی از تعمیم و عمومیت دادن تئوری مجموعه‌های کلاسیک ایجاد شد. در تئوری مجموعه‌های کلاسیک، عضویت اعضا در یک مجموعه به صورت جملات باینری براساس شرط دودویی تعیین می‌شوند که یک عضو یا به مجموعه تعلق دارد یا ندارد. در حالی که در تئوری فازی درجات نسبی عضویت اعضا در مجموعه مجاز است.
روش MDL:
روشی برای مقایسه زوجی میباشد که در آن عناصر (گزینهها) با توجه به اهمیتی که دارند ارزشی را به خود اختصاص میدهند. این روش، تعدیل یافته روش DL می باشد. روش MDL یا DL پیشتر در زمینه های IT (Rosilah et al, 2012) ، انتخاب مواد برای طراحی مکانیکی (Dehghan-Manshadi et al, 2007)، الکترونیک و مدارهای الکترونیکی (Sutton et al, 2008)، صنایع هواپیمایی (Abdoli-Aghaei, 2011) و علم شیمی (Windmiller, 2011)، استفاده شده اما در زمینه انتخاب تامینکنندگان استفاده نگردیده است.
4-1 ساختار فصلهای پژوهش
در ادامه این تحقیق به منظور آشنایی بیشتر با مفاهیم مطرح شده، در فصل دوم به بیان مبانی نظری و بیشینه تحقیق پرداخته شده است و در بخش سوم روش تحقیق یا متدولوژی بیان گردیده است. در فصل چهارم تجزیه و تحلیل دادهها عنوان گردیده ضمن آنکه نتیجه پیادهسازی این روش بر روی یک مورد واقعی نیز در فصل چهارم آمده است و در فصل پنجم علاوه بر نتیجهگیری به بیان پیشنهاداتی برای مطالعه آتی پرداخته شده است.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
در دهه اخیر، برای بیشتر سازمانها، نحوه تأمین مواد اولیه و انتخاب تأمین‌کنندگان در زنجیره تأمین، به یک چالش تبدیل گردیده است. از آنجا که عملکرد تأمین‌کنندگان، اثر اساسی بر موفقیت یا شکست زنجیره تأمین دارد، انتخاب تأمین‌کننده، یک وظیفه راهبردی شناخته می‌شود‌. ارزیابی و انتخاب تامینکنندگان، فرآیندی است که در طی آن تامینکنندگان به عنوان یک جز از زنجیره تأمین، مورد تحلیل، ارزیابی و انتخاب قرار میگیرند. از طرفی تصمیمگیری چندشاخصه رهیافتهایی هستند که با رتبهبندی و گزینش یک یا چند تامینکننده از میان مجموعهای از تامینکنندگان سر و کار دارند. تصمیمگیریهای چندمعیاره، چارچوب موثری را برای مقایسه تامینکنندگان براساس ارزیابی معیارهای متفاوت بدست میدهند (De Boer et al, 2001).
این فصل شامل 4 بخش میشود. در بخش اول مفاهیم مرتبط با زنجیره تامین، بیان شده است، در بخش دوم به بحث پیرامون منطق فازی پرداخته شده است، در بخش سوم دو تکنیک متداول تصمیمگیری چندمعیاره یعنی AHP و TOOPSIS مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش چهارم روش MDL و در بخش پنجم پیشینه تحقیق بیان گردیده است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه :ارزیابی عملکرد

زنجیره تامین
در دهه 1990 و با پیشرفت فناوری و ورود آن به عرصه تولید، حمل و نقل، انبارها، خردهفروشی ها و توجه توام به جلب رضایت مشتری و کیفیت کالاها و خدمات، بحث زنجیره تامین به طور گستردهای در صنایع تولیدی مطرح گردید. به این ترتیب زنجیره تامین و مدیریت آن با هدف پرداختن به تمامی مسائل یاد شده و راهبری و هدایت آنها شکل گرفت.
1-1-2 تعریف زنجیره تامین:
بنا به تعریف “زنجیرههای تامین، شامل فرآیندهای چرخه حیات، شامل جریان فیزیکی، اطلاعاتی، مالی و دانش میباشند که هدفشان ارضای احتیاجات کاربر نهایی به وسیله محصولات و خدماتی است که از طریق تامین کنندگان متصل به هم ارائه میگردد” (Council, 2003).
نقطه آغازین این نظریه این است که چگونه میتوان به چرخه تولید یک محصول به صورت کل نگریست. در زنجیره تامین، فعالیتهای ساخت و توزیع یک محصول از هنگامی که اجزای مختلف آن به صورت مواد خام هستند تا هنگامی که به دست مصرفکننده نهایی میرسد به صورت یک زنجیره در نظر گرفته شده و سعی میشود به جای پرداختن به بهینهسازی مقطعی به بهینهسازی جامع پرداخته شود، به گونهای که سود کل مجموعه بهینه گردد (عالم تبریز و رحیمی، 1388).
زنجیرهتامین شامل مجموعهای از سازمانهایی است که مواد و قطعات را به جلو حرکت میدهند (Lalonde, 1997). در زنجیره عرضه، چندین سازمان مستقل از قبیل تولیدکنندگان مواد خام، تولیدکننده، محصول، عمده فروش، خردهفروش و شرکتهای پخش، وجود دارند که تمامی آنها اعضای زنجیره تامین را تشکیل میدهند و برای اینکه محصول نهایی بدست مصرف کننده برسد، تلاش میکنند. در واقع، یک زنجیره تامین همراستا و همسوی شرکتهایی است که محصولات با خدمات را به بازار عرضه میکنند.(Lambert & Ellram, 1998)
در شکل 1 نمونه ای از یک زنجیره تامین نمایش داده شده است.
شکل 1- نمونهای از یک زنجیره تامین
پژوهشگران و نویسندگان مختلف، نگرشها و تعاریف متفاوتی از زنجیره تامین ارائه نمودهاند و در این میان، برخی زنجیره تامین را در روابط میان خریدار و فروشنده محدود کردهاند. چنین نگرشی تنها بر عملیات خرید در رده اول یک سازمان تمرکز دارد. گروه دیگر به زنجیره تامین دید وسیعتری داده و آن را شامل سرچشمههای تامین برای سازمان میدانند. به این ترتیب زنجیره تامین عبارت از تامینکنندگان رده اول، دوم، سوم و غیره میباشد. چنین نگرشی به زنجیره تامین، تنها به تحلیل شبکه تامین خواهد پرداخت.
دیدگاه سوم، نگرش زنجیره ارزش پورتر است که در آن زنجیره تامین شامل تمام فعالیتهای مورد نیاز برای ارائه یک محصول یا خدمت به مشتری نهایی است. با نگرش مذکور، توابع ساخت و توزیع، به عنوان بخشی از جریان کالا وخدمات، به زنجیره اضافه میشود. در واقع با این دید، زنجیره تامین شامل سه حوزه تدارک، تولید و توزیع است.
ارتباط زنجیره ارزش سازمان با زنجیره ارزش تامینکنندگان و مشتریان، تشکیل زنجیرهای میدهد که پورتر از آن به عنوان سیستم ارزش نام میبرد، اما اسامی دیگری مانند زنجیره تامین و زنجیره ارزش نیز به آن گفته میشود.
گروهی زنجیره تامین را مجموعهای از نگرشها و تفکرات میدانند که وظیفه آن همافزایی (سینرژی) در عملکرد نهایی شرکت است.
شکل 2- سیستم ارزش پورتر
در زنجیره تامین، حصارهای سنتی رقابت بین اعضای زنجیره تا حد زیادی از بین میرود تا یک ارتباط سودمند دو طرفه بین اعضا ایجاد شود. این امر موجب بهبود جریان اطلاعات، کاهش عدم اطمینان و ایجاد یک زنجیره سودمند میشود و در نتیجه به جای سود کوتاه مدت، رابطه و سود بلند مدت مد نظر قرار میگیرد.
در هر زنجیره تامین چهار بازیگر اصلی وجود دارد که شامل تامینکننده، تولیدکننده،

دیدگاهتان را بنویسید