ارسال و اجرای حکم جلب در دعاوی حقوقی و کیفری چیجوریه؟

واسه گرفتن حکم جلب اول باید بدونیم که دستور جلب در دعواهای حقوقی و کیفری با همدیگه متفاوته. اولین نکته ای که باید بدونیم اینه که در دعواها و پروندهای کیفری همیشه بحث از اتفاق یک جرمه. در دعواهای حقوقی حتما لازمه که حکمی قطعی صادر شده و به مرحله اجرا رسیده باشه و پولی از محکوم علیه پیدا نشده باشه تا بشه از دادگاه واسه اون خواسته جلب نمود. اما در دعواهای کیفری بعضی وقتا دستور یا قرار جلب افراد حتی پیش از ارسال هرگونه حکم یا گرفتن مجرمیت، صادر می شه.

ارسال دستور جلب در دعواهای حقوقی

در دعواهای حقوقی، یعنی در خواسته و دادخواستایی که بحث از اتفاق یک جرم نیس بلکه افراد واسه مطالبه حقوقِ پولی و غیر پولی خود، یا اجازه دادگاه واسه انجام بعضی امور، یا مشخص کردن وضعیتی خاص به مراجع قضایی (همون دادگاها) مراجعه می کنن، حکم جلب بیشتر واسه امور پولی و به ویژه هنگامی که پولی از شخصی طلب دارین کاربرد داره. گرچه جلب در این دعواها به موجب خواسته محکوم له (خواهان اصلی که حکم به نفع اون صادر شده) ممکن هستش و بی خواسته، دادگاه خود رأسا جلب صادر نمی کنه، ولی نباید اینجور پنداشت که به محض ارسال حکم میشه خواسته جلب محکوم علیه (شخصی که در رأی دادگاه محکوم به پرداخت وجه یا خسارتی (محکوم به) شده) رو از دادگاه نمود. صد درسته که پیش از اون مقدماتی لازمه.

۱. اول باید رأی به دلیل نبود اعتراض یا طی نمودن مراحل تجدید نظر و واخواهی (در صورت وجود) قطعی شه.

۲. بعد یک برگ اجراییه به نشانی شخص محکوم فرستاده می شه و ازش خواسته می شه که میزان محکوم به رو پرداخت کرده یا برابر اون پولی از هر قبیل مثل ملک، خودرو یا هر پولی که در بازار ارزشی برابر میزان محکوم به داشته باشه معرفی کنه یا به دادگاه مراجعه کرده و ترتیبی جهت پرداخت ثروث مشخص کنه یا اینکه با دادخواست اعسار خود رو از پرداخت محکوم به ضعیف معرفی کنه.

۳. اگه هیچ کدوم از این حالتا اتفاق نیفتد، شخص محکوم له باید به دنبال پولی از شخص بدهکار خود بیاد. به این منظور الان در دادگاه بیشتر استعلامی از ثبت، بانک مرکزی و راهور ناجا واسه یافتن ملک، حساب بانکی یا خودرویی از موکل باید انجام شه و دادگاه به این نتیجه برسه که پولی از محکوم علیه پیدا نشده و واسه دسترسی به اون واسه اجرای رأی چاره ای جز ارسال جلب و سپردن اون به محکوم له جهت یافتن شخص محکوم وجود نداره.

در این مرحله در صورتی که آدرس مشخص و قابل دسترسی از محکوم وجود داشته باشه یا در هر کدوم از مراحل قضاوت حضور یافته و آدرسی از خود معرفی کرده باشه اقدام به ارسال جلب در محل مشخصی صادر می شه. در این حالت اگه در مدت معتنابهی (مثل دو یا سه ماه) دسترسی به محکوم علیه ممکن نشه، یا در حالتی که از اول آدرس مشخصی ازش در دسترس نباشه، میشه از دادگاه خواسته ارسال حکم جلب سیار رو نمود. در هر صورت دادگاه بنا به فوریت و شرایط و احوال پرونده می تونه از اول حکم جلب سیار رو صادر کنه، بعضی وقتا هم پیش از ارسال هرگونه حکم جلبی، دادورز یا همون مأمور اجرای حکم با مراجعه به نشانی معرفی شده، نبود برسی به محکوم به در اون محل رو گواهی می کنه و اینطوری ارسال حکم جلبِ سیار از اول از هر نظر واسه دادگاه فراهم می شه.

مطلب مرتبط :   عوامل موثر در رفتارهای فوبی و روش های درمان ان

مرحله بعدی مراجعه به کلانتری مربوطه که بنا به موقیعت می تونه کلانتری محل زندگی شخص محکوم علیه یا محلی که فرد در اونجا دیده شده، واسه اجرای جلبه. پس از ثبت دستور رییس کلانتری مربوطه یک مأمور واسه دستگیری فرد در اختیار شما قرا خواهد گرفت که این مرحله هم نیازمند هماهنگیای مقتضی با کلانتری مربوطه و بعضی وقتا انتظار طولانی جهت رؤیت فردیه که قصد جلب اونو دارین.

در آخر باید در نظر داشت در این نوع جلب، به محض پرداخت محکوم به یا معرفی ثروث یا ثبت دادخواست اعسار، به اصطلاح از دستور جلب رفع اثر می شه، به این معنی که دیگر امکان حبس کردن شخص از بین خواهد رفت. به موجب قوانین جدید، حتی در صورت دریافت دستور جلب به محض ثبت دادخواستِ اعسار فرد آزاد میشه.

در آخر باید گفت که کلا جلب در دادگاهای حقوقی به خاطر به دست آوردن ماله و هر زمانی که ثروث از راهی دریافت شه، دیگر جلب محلی از اعراب نداره.

ارسال دستور جلب در دعواهای کیفری

هر زمان که بحث از جرمی باشه که در قانون از اون نام برده شده، موضوع دعوای کیفری مطرح می ­شه. دعوای کیفری با شکایت فرد در اداره پلیس یا دادسرا شروع می شه. زمانی که شکایت ثبت شه نیازه که واسه تکمیل تحقیقات علاوه بر شاکی، متهم هم (در صورتی که معلوم باشه) تحت بازجویی و تحقیقات بگیره. واسه حضورِ متهم اول باید به نشانی ای که شاکی اعلام نمودهه احضاریه فرستاد. حال در این مرحله بعضی وقتا پیش میاد که متهم در نشانیِ معرفی شده حضور نداره.

اگه متهم به هر دلیل (مثلا اگه احضاریه و برگه ی ابلاغ به دست اون نرسیده باشه یا به اختیار خودش به دادسرا نرفته باشه) در دادسرا یا پیش پلیس واسه توضیحات مورد خواستهِ دادسرا یا دادگاه حاضر نشه، مقامِ رسیدگی کننده (که در دادسرا دادیار یا بازپرسه) اقدام به ارسال جلب واسه اون نشون میده. در این مرحله جلب شخص نه به دلیل گناهکاری اون یا اجرای حکمی که بر علیه اش صادر شده، بلکه به دلیل نبود توجه به دستور مقام قضایی صادر می ­شه.

مطلب مرتبط :   صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری چیه؟ 

پیش از ورد به بحث ارسال و اجرای حکم جلب لازمه که با بعضی مفاهیمی که در متن مورد استفاده قرار گرفته آشنا شید:

زمانی که شاکی از شخصی شکایت می کنه و هنوز دلیلی بر محکومیت اون شخص به دست نیامده و اتهام اون قطعی نشده، اون شخص مُشتکی عنه (یعنی شخصی که ازش شکایتی انجام شده) یا متهم نامیده می شه. زمانی که وضعیت جرم مشخص و مجرمیت اون فرد ثابت شه نامِ محکوم علیه یا مجرم به اون گفته می شه. البته از عنوان محکوم علیه بیشتر در موارد حقوقی استفاده شده و از مجرم در موضوعات کیفری.

اجرای حکم جلب

متهم پس از دستگیری به دلیل حکم جلب، پیش مقام قضایی برده شده و به محض حضور در دادسرا و ادای توضیحات مورد نظر اون مقام قضایی، اگه اتهام به اون منتسب نباشه یا از پایه در مظان اتهام نباشه (مثلا به عنوان شاهد یا مطلع حاضر شه) از جلب، رفعِ اثر میشه. در غالب موارد در این مرحله هم دستور جلب در صورت وجود شاکی، در اختیار اون قرار میگیره تا مُشتَکی عنه رو پیش مراجع قضایی حاضر کنه. این جور جلب در مورد شاهد یا فردی که به عنوان مطلع به وسیله مقام قضایی احضار می شه ممکنه اتفاق بیفته. یعنی اگه فردی به عنوان شاهد یا مطلع به دادسرا دعوت شه و عذر موجهی واسه نبود حضور خودش در موعد مشخص شده نداشته باشه، جلب میشه. البته هیچ شخصی رو نمیشه به گفتن حرفی مجبور کرد اما به دلیل ندیده گرفتن دستور مقام قضایی ممکنه این افراد هم جلب شن.

در دعاوی کیفری علاوه بر مرحله تحقیقات، امکان ارسال دستور جلب در مرحله اجرای رأی هم هست. زمانی که رأی محکومیتِ قطعی در مورد جرمی صادر شه، محکوم علیه یا مجرم واسه اجرای رأی به دادسرا احضار می شه (اجرای رأی هم برعهده ی شعبیه به نام شعب اجرای احکام که در دادسرا مستقرند). در این مرحله اگه شخص محکوم واسه اجرای رأی در دادسرا حاضر نشه دستور جلب اون صادر میشه و رأسا یا با معرفی شاکی هرجا که پیدا شه جلب میشه. در مورد محکومیت به پرداخت پولی، مثل جزای نقدی یا دیه، شخص محکوم واسه مشخص کردن نحوه ی پرداخت اون ثروث به دادسرا احضار می شه و در صورتی که ترتیبی واسه پرداخت اون ثروث مشخص کنه، آزاد میشه ولی در مورد محکومیت به حبس، تا پایان مدت محکومیت خود اگه تغییری در وضعیت اون (مثل گذشت شاکی یا تغییر قوانین یا حتی نحوه ی اعمال مجازات) ایجاد نشه تا پایان مدت محکومیت یا رد ثروث حاصل از جرم، در زندان خواهد موند.


دیدگاهتان را بنویسید