تحقیق – ترجمـه و تحقیق کتاب پیوندهای تاریخی و ادبی عربها، ایرانیان و ترکها …

پدرم گفت کدام یک از شما فرزند من است چرا که هر دوی شما از سوراخ سوزن فرو میروید.
بدون تردید ترجمه دقیق است و نشان میدهد که بدیع الزمان به زبان فارسی تسلّط داشت، زیرا ترجمۀ منظوم قدرت بالایی در بیان را میطلبد و این قدرت تنها برای کسی که از روشهای سخن در زبانی که از آن ترجمه میکند و زبانی که به آن ترجمه میکند آگاهی دارد فراهم میشود.
اگر بدیع الزمان از زبان فارسی ترجمه کرد، ابن ابی توبه از زبان عربی ترجمه نمود. روزی اتفاق افتاد که در یکی از مجالس وی، یکی از همنشینانش سخن ابونواس را خواند [۲۹۶]:
وخود أقبلت فی القصر سکری ولکن زین السکر الوقار
زن جوانی مست به قصر آمد اما مستی را با وقار آراسته بود.
فقلت الوعد سیدتی فقالت : کلام اللیل یمحوه النهار [۲۹۷]
بدو گفتم به وعدۀ خود وفا کن و او گفت : روز سخن شب را از میان میبرد.
ابن ابی توبه به محض شنیدن این شعر ساعتی اندیشید و به خوبی موفّق شد تا آن را به زبان فارسی ترجمه نماید.
ابوالفتح بستی که در قرن چهارم میزیست یکی از دوزبانهها میباشد. وی دارای دو دیوان است، یکی به زبان عربی و دیگری به زبان فارسی [۲۹۸]. وی کاتب امیر بست بود. صاحب یتیمه بیست و هفت صفحه از کتاب خود را به وی اختصاص داد که نمونههایی از نظم و نثر وی را در آنها آورده، اما به شعر فارسی وی اشارهای نداشته است. وی از آن جهت با دو زبانههایی که پیش از این یادآور شدیم شباهت دارد که شهرتش به شعر و نثر او به زبان عربی است نه به زبان فارسی. در اخبار ابو الفتح بستی که در سال ۴۰۰ هـ درگذشت آمده است که وی دو بیت از زبان فارسی را با این سخن ترجمه کرده است :
رمیتک عن حکم القضاء بنظره ومالی عن حکم القضاء مناص
به حکم قضا، با تیر نگاه تو را هدف قرار دادم و از حکم قضا مرا گریزی نیست.
فلما جرحت الخد منکم بمقلتی جرحت فؤادی والجروح قصاص [۲۹۹]
و آن گاه که با تیر نگاهم چهرهات را مجروح ساختم قلبم مجروح گشت چرا که زخمها را قصاص است.
همچنین گفته شده است : برخی از شعرای سلطان محمود غزنوی شیفتۀ دو بیت از شعر فارسی شدند از این رو بر آن شدند تا آنها را به زبان عربی برگردانند. این به خوبی نشان میدهد که زبان عربی در کنار زبان فارسی زبان دوم آنان بود اما نتوانستند این دو بیت را ترجمه نمایند. ولی ابوالقاسم اسفرایینی آنها را ترجمه کرد. این ابوالقاسم خود فرزند ابوالعباس اسفرایینی وزیر سلطان محمود غزنوی است که دربارۀ او گفته شده است : وی دیوان اداری را به زبان فارسی قرار داده بود تا این که وی را برکنار نمود و دیوان دوباره به زبان عربی بازگشت. این سخن ابوالقاسم در ترجمۀ دو بیت است :
فضّی ثغر لبیب ضاحک عرم مِن عشق مبسمه أصبحت مسجونا
به عشق لبخندِ سیمین دندان خردمند و خندان لبی اسیر گشتم.
بسکّرٍ قد رأیت الیوم مبسمه تحت العقیق بذاک الورد مکنونا [۳۰۰]
امروز لبی را دیدم که در شکر در زیر آن عقیق در آن گل پنهان شده بود.
چیزی که در ترجمۀ بستی و اسفرایینی ملاحظه میکنیم این است که نسبت به ترجمۀ بدیع الزمان از ظرافت و زیبایی کمتری برخوردار است. همچنین میتوان گفت که برخی از شعرای ایران شعر را به شکل تمرینی ترجمه مینمودند هرچند که در این کار موفق بوده و آن را به خوبی انجام داده باشند.
پس از اینان از میان دو زبانهها کسانی را یادآور میشویم که با آثار استعداد و ذوقشان به ویژه در زبان فارسی، به شهرت رسیدند و منزلت والایی یافتند. عمر خیام یکی از آن جمله است، شاعری که کمتر شاعری در شرق یا غرب به شهرت و معروفیتی که وی به دست آورد یا به بخشی از آن دست یافته است. همانا نام وی با ادبیات فارس پیوند خورده است که تودۀ ادبا از این امر آگاهند[۳۰۱] و میتوان گفت : خیام شعر فارسی را با شعر عربی در خیالمان پیوند میدهد. بدین سبب است که میان شعر او و شعر ابوالعلاء معری شباهتهایی وجود دارد.
نزد این دو، فلسفۀ زندگی تقریباً نشانهای مشترکی دارد، هر چند ابیاتی در لزوم مالا یلزم از ابوالعلاء ابیات معروفی از خیام را بیادمان میآورند [۳۰۲]. خیام به فقه و زبان و تاریخ آگاه بود و اما در اجزای حکمت، مانند ریاضیات و معقولات، نیز او مرد این کار بود و اشعار فارسی و عربی زیبایی دارد [۳۰۳]. همچنین او رسالۀ بسیار معروفی در جبر و مقابله دارد که آن را به زبان عربی نگاشته است. خیام یکی از نخستین کسانی است که در قرون وسطی میان جبر و هندسه پیوند ایجاد نمودند و اوست که دربارۀ جبر میگوید : جبر هنری علمی است [۳۰۴].
از شعر عربی خیام تنها چهارده بیت در اختیار داریم، بنابراین قضاوت ما دربارۀ وی به همین ابیات اختصاص دارد و در آنها محدود میشود. از شعر عربی وی نمایان میشود که گرایش وی در شعر عربی با آن چه در شعر فارسی از او سراغ داریم متفاوت است، زیرا در این شعر تا بالاترین درجه به خود مغرور بود. میگوید : وی از دنیای خود به کفش چرمینی که با رنج و تلاش خود به دست میآورد قانع است و از این رو از حوادث روزگار در امان ماند و به جایگاهی بالاتر از خورشید و ماه و ستارۀ فرقد دست یافت. این بر ضد چیزی است که از خیام در شعر فارسی او میشناسیم که در آن بر گرد زیباییهای فریبندۀ دنیا میچرخد و بر هر برههای از عمر خویش چنگ میزند تا پیش از وداع با زندگی بهرۀ خود را از کامیابی و شادی بستاند. همچنان که وی پارساست و خونریز نیست، هدایت شدهای است که گمراهان را هدایت میکند و گناهکاران را اندرز میدهد :
تدین لی الدنیا بل السبعه العلى بل الأفق الأعلى إذا جاش خاطری
اگر من به جوش آیم، دینا، بلکه هفت آسمان بلند، بلکه افق بالا مدیون من خواهد شد.
أصوم عن الفحشاء جهراً وخفیه عفافاً وإفطاری بتقدیس فاطری
آشکارا و نهان از روی پاکدامنی از زشتی و ناپسندی پرهیز میکنم و با تقدیس آفریدگار خویش افطار میکنم.
وکم عصبه زلت عن الحق فاهتدت بطرق الهدى من فیضی المتقاطر
چه بسیار گروههایی که از حق منحرف شدند و با راههای هدایت فیض پی درپی من هدایت شدند.
فإن صراطی المستقیم بصائر نصبن على وادی العمى کالقناطر
همانا راه راست من بصیرتهایی است که همانند پلهایی بر درّۀ گمراهی قرار دارند.
و چقدر تفاوت است میان خیامی که در رباعیّات خود میگوید : همانا دین وی روی برتافتن از کفر و دین است و نوشیدن شراب و هم پیالگی با دختر زیبا روی عادت اوست و به نظر او سلطان محمود در ملازمت جام فرمانروایی کرد و از آهنگ سنج آهنگ داود را میشنود و خیامی که میگوید :
متى ما دنت دنیاک کانت مصیبه فواعجبی من ذا القریب المباعد
هرگاه دنیا نزدیک شود مصیبتی خواهد بود و شگفتی من از این نزدیکِ دور است.
إذا کان محصول الحیاه منیه فسیان حالا کل ساعٍ وقاعد
اگر بهرۀ زندگی مرگ باشد، پس حال انسان تلاشگر و انسان دست از کار کشیده یکسان است.
و خیامی که در رباعیات خود میگوید : وی از دنیای خود بر جوانی خویش که بهار آن به سرعت پژمرده گشت، غمگین است و از شراب تسلّی بخشی برمیگیرد تا فراموش کند که مدت وی از زمان به زودی به پایان خواهد رسید. وی در شعر عربی خویش از غیبت دوست از زندگیاش شکوه میکند و با صدای نازک و نحیفی از جفای یاران آههای دردناکی میکشد :
زجّیت دهراً طویلاً فی التماس أخ یرعى ودادی إذا ذو خله خانا
روزگاری طولانی به دنبال پیدا کردن دوستی بودم که اگر آشنایی به من خیانت کند، او دوستی مرا حفظ نماید.
فکم ألفت وکم آخیت غیر أخ وکم تبدلت بالإخوان إخوانا

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است