فایل – ترجمـه و تحقیق کتاب پیوندهای تاریخی و ادبی عربها، ایرانیان و ترکها …

کربلاء بین شعراء الشعوب الإسلامیه.
المسجد بین الشعراء العربیه و الفارسیه و الأوردیه.
الأندلس بین شوقی و اقبال.
فارسیات و ترکیات، مجموعه ای از سروده ها و آوازهای محلی فارسی و ترکی است.
رمضان فی الشعر العربی و الفارسی و الترکی.
سلمان الفارسی بین العرب و الفرس و الترک.
ابوایوب الأنصاری عند العرب و الترک.
اثر الفرس فی حضاره الإسلام.
فی الأدب الشعبی الإسلامی المقارن.
الأسطوره بین الأدب العربی و الفارسی و الترکی.
المرأه فی الشعر العربی و الفارسی و الترکی.
الفلاح فی الشعر العربی و الفارسی و الترکی.
ایران و مصر عبر التاریخ.
اقبال و العالم العربی.
القدس بین شعراء الشعوب الإسلامیه.
۲-۵- نقد و بررسی بخش اول کتاب صلاتٌ بینَ العَربِ و الفُرسِ و الترکِ:
مطلب مورد بحث و بررسی ما در نیمه اول کتاب فوق الذکر را در بر می گیرد که به رابطه عربها و ایرانیان پیش از اسلام، صدراسلام و بعد از اسلام بویژه دوران فرمانروایی عباسیان می پردازد.
نویسنده دربرخی فصلهای بخش اول متن کتاب خود به آیاتی از قرآن کریم استناد کرده اما متأسفانه آدرس سوره وآیه را ذکر نکرده است که در ترجمه این موارد رعایت شده است.
با توجه به اینکه نویسنده کتاب از اهل تسنّن بوده و در ذکر صلوات و درود فرستادن بر نام مبارک پیامبراسلام (ص) و اهل بیت (ع) طبق فرهنگ مذهبی خود عمل کرده، در ترجمه این کتاب نیز براساس فرهنگ مذهبی اهل تشیّع به جای صلی الله علیه و سلم و رضی الله عنه عبارت های صلی الله علیه و آله و سلم و علیه السلام ذکر شده است.
نویسنده در بیان مطالب کتاب خود دارای نظم منطقی نیست؛گاه نویسنده آنچنان در بیان مطالب پیچیده تاریخی فرو می رود، که اصل مطلب یعنی بیان روابط میان فرهنگ، زبان و ادبیات ملت های مختلف تحت شعاع قرار می گیرد وموضوع اصلی فراموش می‌شود .
نویسنده در بسیاری از جاهایی که اشعارفارسی از شاعران ایرانی را نقل نموده است گاهی در ترجمه آنها خوب عمل نکرده و دچار اشتباه شده است .
درصفحه ۲۲ فصل اول کتاب شاهد از هم گسیختگی و عدم ارتباط بین جملات و عبارات هستیم؛ زیرا نویسنده مطالبی را به طورناقص از یک منبع ذکر کرده که این امر باعث ایجاد مشکل در فهم معنی مورد نظر شده است و اساساً بیان دشوار و غیر قابل فهم نویسنده در برخی موارد یکی از مشکلات مترجم در ترجمه این کتاب بوده است .
نویسنده در سطرچهارم صفحه ۲۹ فصل اول کتاب مطالبی را درباره به لرزه درآمدن طاق کسری و فروریختن یازده ایوان همزمان با شب تولّد پیامبراسلام(ص) بیان می کند، در صورتیکه سطرهای اخیر همین پاراگراف و نقل قول گفتگوی فیمابین انوشیروان و سطیح مبنی بر فرمانروایی چهارده پادشاه به اندازه تعداد ایوان ها بیانگر وجود چهارده ایوان می باشد لذا در این مطلب تناقض و خطایی صورت گرفته است و در کتاب عدد یازده ذکر شده است که با مراجعه به منابعی که این موضوع را یادآور شده اند و نیز با توجه به محتوای موجود در همین صفحه آن را اصلاح و عدد چهارده را قید نمودم.
نویسنده در صفحه ۱۳۰ فصل ششم کتاب بیتی از سعدی شیرازی نقل کرده و سپس به نقد و بررسی آن پرداخته است در حالیکه نویسنده فراموش کرده یاد آوری کند که سعدی شیرازی در قافیه بیت دوم شعرخود و دقیقاً در واژه « خراما » از نظر إعراب دچار اشتباه گردیده است یعنی إعراب این واژه باید مرفوع شود و منصوب نمی تواند باشد .
نویسنده در صفحه ۱۳۱ فصل ششم کتاب غزلی با این مطلع:
سلیمی منذ حلّت بالعراق ألاقی من هواها ما ألاقی
از سعدی شیرازی غزلسرای معروف ایرانی ذکر می کند و درباره بحرعروضی آن می گوید: این بیت در بحر هزج سروده شده است در حالیکه نوع وزن این بیت بحر وافر است .
در صفحه ۱۳۵ فصل ششم کتاب نویسنده گل لاله را شقایق نعمان ترجمه کرده است در حالیکه ترجمه درست آن خزامی است .
در صفحه ۱۹۳ فصل هشتم کتاب، نویسنده قطعه ای از أعشی قیس را به عنوان شاهدی بر وجود ارتباط در زمینه هنر موسیقی میان عربها و ایرانیان آورده است که در دیوان وی وجود ندارد .
فصل سوم:
عربها و ایرانیان
(ترجمه ی بخش اول کتاب صلات بین العرب و الفرس و الترک)
۳-۱- دیباچه:
این اثر در شمار یکی از پژوهش های من است که از ویژگیها و عناصر و اهداف مشرکی برخوردار می باشد و هدف آن آشنایی با پیوند وجوه مختلف میان ملت های اسلامی است که پس از فراهم نمودن تمام یا بیشتر عواملشان، تلاش خود را در آنها به خرج داده و عمر خویش را وقفشان ساختم و آنها را تمام دنیای خود قرار دادم و امیدوارم که تا زنده هستم، چیزی مرا از آنها به خود مشغول نسازد.
در واقع این موضوع مرز و پایانی ندارد و چیزی که در یک کتاب گردآوری میشود، آن گونه که باید علم و آگاهی کاملی را در بر نمیگیرد. همچنین کسی ادعا نکرده است که کاملاً بر این موضوع مسلّط بوده و در آن به هدف عالی دست یافته است و این تنها بدان سبب است که اصول آن پراکنده و شاخههایی که فراوانی آنها بیشمار و حقیقتشان روشن ناشدنی است، از آنها منشعب میگردد. همچنین مواد آن در مصادری پراکنده شدهاند که بیش از آن که با هم موافق باشند، با یکدیگر اختلاف دارند و واژگان شایع و شناخته شدۀ آن کمتر از واژگان ناشناخته و مجهول مانند آن است. بنابراین کسی که به مطالعۀ چنین موضوعی بپردازد، با معضل دشواری مواجه میشود و بر مرکبی سرکش سوار خواهد بود و به انجام کاری اقدام مینماید که سالیان درازی در راه تحقق آن سپری میشود.
به احتمال زیاد این واقعیت خود مهمترین دلیلی است بر پژوهشهایی که تا به امروز برای پرداختن به این موضوع ارائه شد، از جهت فراوانی و پر محتوا بودن آن گونه که باید باشند، نیستند. زیرا همان طور که میدانیم بیشتر این پژوهشها به نشانۀ دلالت کننده و اشارۀ گذرا اکتفا نمودهاند و در این موضوع تألیف کنندگان دو دستهاند؛ یک دسته تنها در کلیات حکم فراگیری را صادر میکنند و دیگری جزئیات را مورد توجه قرار میدهد نه چیز دیگر. حال آن که بویژه خوانندۀ عرب نیازمند پژوهشی کامل و شاملتر است تا بتواند رشتههای به هم پیوستهای در میان ملتهای اسلامی را دریابد که با یکپارچگی و در هم تنیدگی، یکدیگر را پشتیبانی میکنند و اجزای هماهنگ روشنی دارند که ناقص شدن بخشی از کمالشان، زیباییشان را معیوب میسازد یا رنگ درخشانی از رنگهایشان بیرنگ میشود.
پس شگفتآور، بلکه تأسف بار است که در شناخت بسیاری از فرهیختگانی که تازه شروع کرده یا تحصیلات دانشگاهی خود را به پایان رساندهاند، در آن چه که به پیوندهای میان ملتهای اسلامی مربوط میشود، شکاف وسیعی باشد و این چیزی است که نباید وجود داشته باشد و حقیقتی است که به هیچ دلیلی نمیتوانند آن را نادیده بگیرند. بدیهی است که اسلام، میان ملتهایی که اسلام آوردند، با وجود اختلاف نژادها، زبانها، تمدنها و آبشخورهایشان، ایجاد الفت نمود و تشابه را به جای اختلاف قرار داد و تقارب را جایگزین دوری ساخت، بلکه در بیشتر مواقع تمام این ملتها را بر یک کار گرد هم آورد.
این حقی است که هیچ شک و تردیدی در آن وجود ندارد و شگفتی، در پنهان بودن آن نیست، چرا که ابهام و پیچیدگی در آن وجود ندارد، اما شگفتی در فروکش کردن برخی از کوششها در جست و جوی محتوای نهانی و بیان مضمون آن است. همچنین شایسته بود که این پدیده، بزرگترین انگیزۀ میل شدید سازمان دهی و مرتب سازی نتایج بر اساس مقدمات و بازگرداندن پدیدهها به عواملشان قرار گیرد. این امر عزم ما را جزم نمود تا برای پرکردن جای خالی و شرکت در اشاره به نیاز ضروری چنین موضوعی، کتاب خویش را منتشر سازیم. از اینرو در فراگیری راه و روش نیرومند و محکمی تلاش نموده و موضوع را در جای مورد احتمال جویا شدیم که با وجود نادر و مورد آرزو بودن، بر پژوهندۀ آن لازم است که از هیچ کوششی دریغ نکند، همچنین راه درست و صحیح در آن دیدیم که آن را در هر مرجع اصلی و دارای صلاحیت و مراجع دیگری که به شکلی تصادفی مرور کردیم، جست و جو نماییم و این امر تنها برای گرد آوری عناصر پراکنده و پیوند دادن آنها به یکدیگر برای بوجود آوردن چیزی است، از چیزی شبیه هیچ .
در اینجا ناگزیریم درنگ نماییم، چرا که پژوهشگر باید بکوشد تا از هر منبعی که بدست میآورد، چیزهایی برگیرد و پژوهش وی باید تصویری از پژوهشهای پیشین بوده که چیزهای بیشتر و جدیدی بدان افزوده باشد و بدین صورت کتاب وی با بهره گیری از منابع گوناگون معتبر به شمار میرود، بدان سبب که ارزش کتاب برگرفته از منابع آن است. همچنین شایسته است که مؤلف بر نظرات پیشین اظهار نظر نماید و در صورت نیاز غیر از حکم سابق، حکم دیگری را صادر نماید و با نظرها مخالفت کند، زیرا تناقض اندیشهها، شناخت را به بار میآورد و باعث پیشرفت و گسترش علم میشود و آنچه که تصور درستی و حق است در آن نمودار میگردد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.