پایان نامه با کلید واژگان ارزش بازار، اوراق قرضه، عدم تقارن

که قبل از تحقق واقعی آن اتفاق می افتد. مثال هایی از شناسایی نا متقارن سود و زیان مربوط به سرمایه در گردش شامل:سود و زیان معاملات اوراق بهادار،کاهش ارزش موجودی ناشی از ضایعات ،نابابی و کاهش در ارزش بازار آنها،تجدید ارزیابی حساب های دریافتنی و ایجاد ذخایر برای هزینه های عملیاتی ناشی از رویداد های نامطلوب در دوره جاری می باشند.مثال هایی از شناسایی نا متقارن درسود وزیان مربوط به دارایی ها و بدهی های بلند مدت عبارتند از:مخارج تجدید ساختار،مخارج کاهش ارزش دارایی ها ناشی از سرمایه گذاری های بلند مدت با خالص ارزش فعلی منفی .در نتیجه ،حسابداری تعهدی حق انتخاب مدیران در تعیین سود در دوره زمانی مختلف را به طور قابل توجهی افزایش می دهد. در واقع تحت این نوع سیستم حسابداری ،مدیران کنترل چشمگیری بر زمان تشخیص برخی اقلام هزینه از جمله هزینه های تبلیغات و مخارج تحقیق و توسعه دارند.از سوی دیگر مدیران در سیستم حسابداری تعهدی، با گزینه های متفاوتی در مورد زمان شناسایی درآمد ها نیز روبرو هستند، از جمله شناسایی سریعتر درآمد از طریق انجام فروش های نسیه.(تئو و وانگ16 ،1998)
بنابراین، مدیران از طریق اقلام تعهدی می توانند بر میزان (عدم تقارن زمانی در شناسایی اخبار خوب نسبت به اخبار بد) موثر باشند، در حالی که وجه نقد حاصل از عملیات کمتر می تواند تحت تاثیر مدیریت قرار گیرد.
2-9 معیارهای ارزیابی محافظه کاری
محققان از سه نوع معیار ، به منظور ارزیابی محافظه کاری استفاده میکنند:
معیارهای خالص دارایی ها.
معیارهای سود و اقلام تعهدی.
معیارهای رابطه سود و بازده سهام.
تمام این معیارها با تکیه بر اثر عدم تقارن محافظه کاری در شناسایی سودها و زیانها میباشند. (واتز، 2003، 288)
معیارهای خالص دارایی ها
اگر چه ارز‌ش‌های بازار داراییها و بدهیها که خالص داراییها را تشکیل می دهند در هر دوره تغییر میکنند، اما همه این تغییرات در حساب‌ها و گزارشهای مالی منعکس نمیشود. براساس محافظه کاری، افزایش در ارزش دارایی هایی (سودهایی) که به اندازه کافی تاییدپذیر نباشند، ثبت نمی شود ، در حالی که کاهش در ارزش دارایی ها ( سودها )، با همان درجه از تایید پذیری ثبت میگردد. در نتیجه خالص داراییها کمتر از ارزش بازارشان ارائه میشوند. محققان برای برآورد این ارائه کمتر از واقع، از مدل های ارزیابی سهام واحدهای تجاری و یا نسبت ارزش دفتری خالص داراییها به ارزش سهامشان (نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار) استفاده میکنند(همان منبع، 288). بیور و رایان بیان می دارند که اختلاف ارزش های بازار و دفتری تابعی از دو جزء می باشد: (1) شناسایی سو گیرانه اقلام حسابداری؛ و (2) شناسایی با تاخیر اقلام حسابداری. آن ها بیان می کنند جزء سوگیرانه17 (BC) منعکس کننده تفاوت های مستمر (دایمی) بین ارزش های بازار و دفتری است که بخشی از آن ناشی از محافظه کاری در اندازگیری و شناخت اولیه اقلام در صورتهای مالی و بخش دیگر منعکس کننده نوسانات زود گذر در کل بازار می باشد. این برداشت از محافظه کاری ( کمتر نشان دادن مستمر ارزش دفتری نسبت به ارزش بازار)، مطابق با تحقیقات فلتهام و اولسن و استوبر18 (1996) می باشد. بیور و رایان همچنین پیشنهاد می کنند که جزء دارای تاخیر 19(LC) منعکس کننده تفاوتهای موقتی بین ارزش های دفتری و ارزش بازار های و ناشی از تاخیر سیستم حسابداری در ثبت و شناسایی سود ها و زیان های غیر منتظره20 می باشد (کاوه مهرانی، 1388).مدل های ارزش گذاری فلتهام و اوهلسن شامل پارامترهای است که میزان کمتر از واقع واقع نشان داده شدن دارایی های عملیاتی را با توجه به نرخ بالاتر استهلاک حسابداری نسبت به نرخ اقتصادی منعکس می کنند. بر آورد این پارامترها از طریق رگرسیون مقطعی ارزش سهام با سود های غیر عادی، دارایی ها و سرمایه گذاری در دارایی های عملیاتی انجام می شود(رحمانی،1388) به طوری که براساس این مدل، محافظه کاری بیانگر استمرار در تفاوت بین ارزش بازار سهام و ارزش دفتری آن است. تفاوت بین بین ارزش دفتری و ارزش بازار سهام را معمولا سرقفلی می نامند. سه منبع مهم برای سرقفلی وجود دارد که عبارتند از، نخست ارائه کمتر از واقع ارزش خالص دارایی های موجود. دوم، وجود پروژه های دارای خالص ارزش فعلی مثبت. سوم، وجود اختیارات واقعی یا فعالیت های سود آورآتی که شرکت ممکن است از آن ها برخوردار شود (پرایس21،2005،ص 10).
معیارهای سود و اقلام تعهدی
محافظه کاری بیانگر این است که سودها پایدارتر از زیان ها هستند، زیرا صورت های مالی افزایش های تاییدناپذیر در ارزش دارایی ها (سودها) را در زمان وقوع شناسایی نمیکنند، بلکه طی دورههای آتی و به هنگام ورود جریان های نقدی ناشی از این افزایش ها شناسایی میکنند. برای مثال، اگر ارزش یک دارایی افزایش یابد از آنجایی که انتظار می رود جریان های نقدی آتی افزایش یابد، بنابراین سود را طی سال های آتی و به ازای ورود جریان های نقدی مربوطه شناسایی میکنند. این بدین معنی است که سودها گرایش به پایداری و تداوم دارند . در مقابل زیان‌هایی که درجه تاییدپذیری آن ها با سودهای غیرقابل تایید یکسان است، درست در زمانی که به وقوع میپیوندند، بدون توجه به اینکه کاهش در جریان های نقدی آن ها طی دورههای آتی تحمل شوند، شناسایی می گردند. از آنجایی که به طور متوسط، این زیان ها در دورههای آتی قابل برگشت نیستند، پایداری و تداوم این کاهش سودها احتمالاً کمتر از افزایش سودها است، از این رو این
کاهش سودها ناپایدار هستند . این پایداری یا ناپایداریها و تغییرات سود، معیاری را برای محافظه کاری فراهم میآورند و این رفتار نامتقارن محافظه کاری در قبال سودها و زیان ها عدم تقارنی را در اقلام تعهدی بوجود میآورند(همان منبع، 135). گیولی و هاین (2000) چنین اظهار میکنند که محافظه کاری باعث کاهش سود گزارش شده انباشته در طول زمان میشود . آن ها بیان میکنند که اندازه اقلام تعهدی انباشته شده در طول زمان، یکی از معیارهای محافظه کاری است .
شرکت هایی که در مرحله ثبات قرار دارند و هیچ گونه رشدی ندارند و همچنین از نظر استفاده از روش های گوناگون حسابداری نیز بیتفاوت هستند، سودهایشان به جریان های نقدی نزدیک میشود و اقلام تعهدی ادواری آن ها نیز به سمت صفر میل میکند.«ثبات اقلام تعهدی منفی (از قبیل منظور نمودن انواع ذخایر) در میان شرکتها و در طول یک دوره بلند مدت نشانهای از وجود محافظه کاری است، نرخ انباشتگی اقلام تعهدی منفی شاخصی از تغییر در میزان محافظه کاری در طول زمان است (گیولی و هاین ، 2000 ،ص 292).»(واتز،2003،ص 290 و 289) بال وشیواکمار در سال 2005 میلادی، روش دیگری با استفاده از رابطه رگرسیونی بین اقلام تعهدی و جریان های نقدی دریافتند که در صورت وجود زیان های عملیاتی ارتباط اقلام تعهدی و جریانه ای نقدی قویتر است.
معیارهای رابطه سود و بازده سهام
قیمت های بازار سهام نشان دهنده تغییرات ارزش دارایی در زمانی هستند که آن تغییرات رخ میدهند، خواه اینکه آن تغییرات شامل زیان ها یا سودهایی در ارزش دارایی باشند . از این رو، می توان گفت که بازدههای سهام همواره به هنگام هستند . از آنجا که محافظه کاری پیش بینی میکند، مبنای شناسایی زیان های حسابداری بسیار به هنگام تر از سودها است ، بدین ترتیب انتظار بر این است که زیان های حسابداری بیشتر از سودهای حسابداری با بازدههای سهام، تقارن زمانی22 داشته باشند (واتز، 2003، 93). باسو (1997) با استفاده از این مبانی معیاری را تحت عنوان « عدم تقارن زمانی سود» ، برای محافظه کاری معرفی میکند. (کردستانی و بیگی، 1386)
2-10 هزینه سرمایه
مفهوم هزینه سرمایه بر این فرض مبتنی است که هدف یک شرکت عبارت است از به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران؛ هر شرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود است. هریک از گروههای سرمایه‌گذار مثلا دارندگان اوراق قرضه، سهام عادی، خواهان میزانی از نرخ بازدهی هستند که در خور ریسک مربوط به آن‌ها باشد، و در نتیجه دارای هزینه خاص سرمایه می‌باشند، ‌هزینه سرمایه‌ای هر یک از منابع خاص تامین سرمایه را، هزینه اقلام خاص سرمایه می‌نامند. بنابراین هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید بدست آورد تا بازده مورد نظر سرمایه‌گذاران در شرکت تامین شود.
2-10-1 هزینه بدهی
از آنجا که اکثر بدهی‌های بلندمدت یک شرکت به صورت اوراق قرضه است، محاسبه هزینه بدهی با توجه به خصوصیات اوراق قرضه انجام می‌شود تخمین یا تعیین هزینه خاص بدهی مستلزم محاسبه موثر بدهی شرکت است و باید این هزینه موثر را براساس نرخ سالانه بیان کرد. می‌توان این کار را با استفاده از نرخ بازده تا تاریخ سررسید انجام داد. نرخ بازده تا تاریخ سررسید یا نرخ بازده دخالی مورد نظر خریداران تعیین‌کننده میزان هزینه موثر بدهی قبل از کسر مالیات است.
به منظور محاسبه هزینه بدهی و اوراق قرضه، مرحله و محاسبات زیر بایستی انجام گیرد:
1ـ تعیین خالص وجوهی که در ازای انتشار و فروش هر برگ از اوراق قرضه عاید شرکت می‌گردد امکان دارد خالص پولی که در ازای هر برگ از اوراق قرضه بدست شرکت می‌رسد پس از کسر هزینه فروش از ارزش اسمی آن برگ کمتر باشد.
2- تعیین هزینه موثر هر برگ از اوراق قرضه قبل از کسر مالیات به این منظور باید نرخ بازدهی تا سررسید آن برگ محاسبه گردد، یعنی خالص پولی که در زمان صفر وارد شرکت می‌شود را جریان نقدی ورودی و بهره‌ای که سالیانه پرداخت می‌شود و پولی که بابت ارزش اسمی آن برگ در تاریخ سررسید پرداخت می‌گردد جریانات نقدی خروجی تلقی کرد.
3- از آنجا که هزینه بهره یک نوع هزینه قابل قبول مالیاتی است، باید هزینه آن برگ را پس از کسر مالیات محاسبه کرد آنچه بدست می‌آید هزینه خالص بدهی است.

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق با موضوعاصل تناظر، قانون کار، حل اختلاف

:Km هزینه موثر بدهی قبل از کسر مالیات بر مبنای نرخ سالیانه
t: نرخ مالیات شرکت
Kd: هزینه بدهی پس از کسر مالیات
2-10-2 هزینه سهام ممتاز
اگر شرکتی سهام ممتاز می‌فروشد، خریداران انتظار دارند در ازای پولی که آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند، سود سهام دریافت کنند. پرداخت سود سهام هزینه شرکت بابت سهام ممتاز محاسبه می باشد. برای اینکه بتوان این هزینه (سود سهام ممتاز) مبنای نرخ سالانه بیان کرد، شرکت خالص پولی را که در زمان فروش سهام (پس از کسر مالیات) دریافت می کند مبنای محاسبه قرار می دهد.
هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز به این طریق محاسبه می شود که شرکت سود پرداختی سالانه هر سهم را بر خالص پول دریافتی تقسیم می کند.

D: سهام پرداختی سالانه هر سهم
Pn: پول دریافتی از بابت فروش سر سهم
Kp: هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز
2-10-3 هزینه سهام عادی
هزینه خاص سرمایه ناشی از سهام عادی حداقل نرخ بازدهی است که شرکت باید بدست آورد تا ارزش بازار حقوق صاحبان سهام عادی شرکت حفظ شود. هنگامی که شرکت مبادرت به فروش سهم عادی می نماید و مبلغی معادل Pn ریال خالص بابت هر سهم دریافت می کند، می تواند عواید خالص دریافتی را معادل ارزش ذاتی هر سهم قر
ار دهد. زیرا سرمایه گذاران حاضر شدند که اوراق بهادار صادره را به قیمتی خریداری نمایند که مبلغی خالص معادل Pn ریال عاید شرکت شود. ارزش ذاتی یک برگ سهام عادی به شرح زیر محاسبه میگردد:

Do: سود تقسیمی هر سهم در حال حاضر
g: نرخ رشد مرکب سود تقسیمی
k: نرخ بازده مورد توقع سهامداران
برای محاسبه هزینه خاص سرمایه یک برگ سهام عادی می توان ارزش ذاتی را معادل عواید خالص دریافتی قرار داد (V=P_n) در نتیجه هزینه خاص متعلق به یک سهم عادی(K_e) از این رابطه بدست می آید:

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد درموردمتادون، سطح معنادار، حمایت اجتماعی

2-10-4 هزینه سود انباشته
سود انباشته، سودی است که باید به صاحبان سهام عادی پرداخت شود در حالیکه در شرکت انباشته شده و مجددا مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین انتظاری که وجود دارد این است که نرخ بازدهی برابر با نرخ بازدهی سهام عادی بدست آید لذا هزینه خاص سرمایه سود انباشته با هزینه خاص سهام عادی برابر است.
2-10-5 متوسط موزون هزینه سرمایه (WACC)
در بسیاری از موارد تعیین

دیدگاهتان را بنویسید