تحقیق با موضوع تولیت

دانلود پایان نامه

است.
گفتار چهارم: شخصیت حقوقی وقف در حقوق ایران

در قانون مدنی ایران صحبتی از شخصیت حقوقی وقف نشده است. دلیل این امر می‌تواند پیروی قانونگذار از متون فقهی شیعه باشد که در آنها به طور صریح نهادی به عنوان شخصیت حقوقی مورد بحث قرارنگرفته است. با این وجود روند قانونگذاری در ایران به نحوی بوده است که تئوری شخصیت حقوقی با شناسایی شخصیت حقوقی شرکت‌های تجاری در حقوق ایران گسترش یافت و زمینه را جهت شناسایی شخصیت حقوقی برای وقف آماده کرد.
اولین گام با تصویب قانون اوقاف مصوب 22/4/1354 برداشته شد که قانونگذار در ماده 3 آن مقرر داشت: «اوقاف عام دارای شخصیت حقوقی است و متولی یا سازمان اوقاف حسب موردنماینده آن محسوب می‌باشد» این قانون تحول بزرگی در نهاد وقف ایجاد کرد و با رسمیت شناختن شخصیت حقوقی برای اوقاف عام بسیاری از مشکلات اداری این سازمان حقوقی را حل نمود و اداره امور موقوفات عامی که متولی نداشتند ویا مجهول التولیه بودند را برعهده سازمان اوقاف واگذار نمود.
باتصویب قانون مذکور این بحث مطرح شد که چرا این امتیاز حقوقی تنها برای اوقاف عام شناخته شده است و اوقاف خاص از آن محروم مانده‌اند؟ به نظر می‌رسددلیل احتراز اولیه قانونگذار آراء فقهی ای بود که بر اساس آن میان وقف عام و وقف خاص در تعیین اثر وقف تفاوت می‌گذاشتند حال آنکه شخصیت حقوقی برای وقف افراد را به وقف تشویق می نمود و برای متولی وقف نیز سهولت در امور اداری را به همراه داشت.
روند انتقادی حقوقدانان به قانونگذار ادامه یافت تا آنکه سرانجام قانونگذار در تاریخ 2/10/1363 در ماده 3 «قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه» مقرر داشت: «هر موقوفه دارای شخصیت حقوقی است و متولی یا سازمان حسب مورد نماینده آن می‌باشد» بدین ترتیب تمامی مباحث پیرامون شناسایی و یا عدم شناسایی شخصیت حقوقی در مورد وقف خاص نیز خاتمه یافت.
همانطور که در شرکت‌های تجاری اساسنامه شرکت مبنای شرکت می باشد وسندی است که به آن اعتبار می‌دهد ودر آن مواردی از قبیل مقررات و نحوه اداره بیان می‌شود در اموال موقوفه نیز این شخص حقوقی بر اساس وقف نامه ایجاد می شود.
شخصیت حقوقی وقف بدون نیاز به ثبت و از زمان انعقاد وقف شکل می‌گیرد و مانند سایر اشخاص حقوقی می‌تواند در صورت لزوم معامله کند و طرف معامله نیز واقع شود.
پایان شخصیت حقوقی وقف نیز امکان پذیر است. تا زمانی که عین موقوفه باقی است شخصیت حقوقی وقف به حیات خود ادامه می دهد و در صورتی که مال موقوفه تلف شود شخص حقوقی وقف نیز پایان می‌یابد. همچنین در صورتی که به ضرورت مال موقوفه به فروش برسد، وقف همچنان ادامه خواهد یافت زیرا که در این صورت جایگزینی که اقرب به غرض واقف تهیه می‌شود مال موقوفه خواهد بود. و شخصیت حقوقی وقف را ادامه می‌دهد.
در این رابطه ایراد گرفته‌اند که در صورتی که با تلف قهری مال موقوفه شخصیت حقوقی وقف پایان بیابد» شخصیت حقوقی وقف از نهاد شخصیت حقوقی فاصله می‌گیرد زیرا که «در شخصیت های حقوقی کنونی، دارایی شخصی مفهوم کلی و مستقل از اجزاء آن است و با از بین رفتن هیچ مالی وجود شخص از بین نمی‌رود ولی در وقف، وجود عین موقوفه از ارکان اساسی این سازمان حقوقی است.»
ملاحظه می‌شود که حتی امروزه نیز شخصیت حقوقی وقف در حاله‌ای از ابهام است زیرا علی رغم شناسایی صریح اصل شخصیت حقوقی وقف توسط قانونگذار،عملی کردن کامل این تئوری با برخی ازمبانی فقهی در ظاهر هماهنگ نیست. در همین راستا نیز می‌بینیم که بزرگان حقوق دراین رابطه نوشته‌اند: «نسبت به مکان ایجاد شخصیت حقوقی… که به صرف اختصاص اموال به جمعیت معین به وجود آید و با تلف عین موقوفه نیز باقی بماند (به دلیل تغییر اجزاء دارایی شخصیت حقوقی) به نظر می‌رسد که… نام سازمانی را که باتلف دارایی آن نیز موجود فرض شود نمی توان وقف نامید. نفوذ این عمل حقوقی تابع قواعد عمومی است و چنین سازمانی پس از ثبت دارای شخصیت حقوقی می شود زیرا انجمن است»
در راستای جمع بندی بحث شخصیت حقوقی وقف باید در نظر داشت زمانی که قانونگذار در اقدامی نوین شخصیت حقوقی را برای اوقاف عام به رسمیت شناخت با استقبال حقوقدانانی مواجه شد که قبل از تصویب قانون به ضرورت شناسایی شخصیت حقوقی برای اوقاف پی برده بودند. پس از آن انتقادها متوجه قانونگذار شد که به چه دلیل تنها برای اوقاف عام شخصیت حقوقی در نظر گرفته شده است و اوقاف خاص از این امتیاز محروم مانده‌اند حال آنکه ضرورت شناسایی برای این دسته از اوقاف نیز مبرهن بوده است. به مرور زمان قانونگذار نیز اهمیت این مسأله را دریافت و گذر زمان و گسترش اندیشه‌ی شخصیت حقوقی در حقوق ایران به قانونگذار این اجازه را داد تا برای اوقاف خاص نیز شخصیت حقوقی قائل شود.

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق با موضوع جاذبه‌های گردشگری

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

حال سئوال اینجاست که آیا زمان آن نرسیده است تا شخصیت حقوقی وقف رابه طور کامل شناسایی کنیم؟ بدین وسیله بسیاری از مشکلات ناشی از وقف اموالی که در گذشته موضوعیت نداشته‌اند وامروزه به عنوان مال شناسایی شده اند حل می‌شود. به علاوه لزوم حبس عین به شکل سنتی خود از بین می‌رود. «این امکان با پخته شدن و پرورش دو نظریه شخصیت حقوقی و دارایی به وجود می‌آید. زیرا اگر پذیرفته شود که اختصاص اموال به مصرف خاص و برای رسیدن به هدف معین، شخصیت حقوقی بوجود می‌آورد واین موجود اعتباری می‌تواند دارایی خاص داشته باشد و نیز اگر دارایی مفهومی کلی و مستقل از اجزاء آن است و با فزونی و کاستی اجزاء از بین نمی‌رود، برای استمرار وقف کافی است گفته شود که آنچه وقف شده در شمار دارایی این شخصیت است و انتقال و تلف هر جزء به آن مفهوم کلی صدمه نمی‌زند.»
پایان شخصیت حقوقی وقف نیز زمانی خواهد بود که هدف از وقف به پایان برسد و یا غیرممکن گردد. بدین شرح با شناسایی دارایی به عنوان یکی از عناصر شخصیت حقوقی می توان گفت حتی باوجود از بین رفتن کل جنبه مثبت دارایی، شخص حقوقی موقوفه همچنان باقی می‌ماند.
در صورتی که بخواهیم به دید سنتی نسبت به وقف پایبند باشیم می‌توان در اساسنامه وقف مقرر کرد تا در صورتی که جنبه منفی دارایی شخص حقوقی موقوفه بیش از جنبه مثبت شد (بدین معنا که مال موقوفه به کلی از بین رفته باشد) شخصیت حقوقی وقف پایان یابد. این شرط با شخصیت حقوقی وقف تداخلی نداشته و به نظر فقها که تلف عین موقوفه را پایان وقف می‌دانند نیز نزدیک است و همچنان اجازه می‌دهد تا از مزایای دیگر دارایی و شخصیت حقوقی وقف استفاده کامل نمود.
اگر به صورت تاریخی به مسأله نگاه شود متوجه می‌شویم که هدف از حبس عین تداوم وقف بوده است والا «حکمت وجود قید حبس عین از بین رفته است و به لحاظ نظری هیچ نیازی به آن احساس نمی شود» حتی برخی معتقدند: «برای وقف، حقیقت شرعیه‌ای نیست بلکه یک امر عقلایی است که میان پیروان تمام ادیان و شا ید نزد غیر پیروان ادیان نیز مرسوم باشد» وقف از جمله معاملاتی است که شارع قیود بسیار محدودی را برای آن مقرر کرده است. حال واقف ابزار حقوقی جدیدی را به عنوان نهاد شخصیت حقوقی در دست دارد که می‌تواند با بهره بردن از آن بسیاری از دشواری‌های نهاد وقف را حل کند. در گذشته آمادگی لازم برای شناسایی شخصیت حقوقی وقف به صورت امروزی وجود نداشته است منتها با گذر زمان زمینه آن فراهم شد مانند زمانی که فروش خون نیز حرام شمرده می‌شد اما بنا به ضرورتهای پزشکی مباح شمرده شد. قانونگذار با در نظر داشتن تمام ارکان شخصیت حقوقی اقدام به شناسایی این نهاد حقوقی برای وقف کرده است. شناسایی کامل این نظریه نه تنها آسیبی به وقف وارد نخواهد کرد بلکه منجر به شکوفایی، پیشرفت و گسترش بیش از پیش آن نیز خواهد شد.
مبحث چهارم: شرایط اداره، تبدیل و پایان وقف
در این مبحث ابتدا به نحوه‌ی اداره مال موقوفه توسط متولی و ناظر می‌پردازیم. سپس در گفتار دوم، فروش واستبدال مال موقوفه را بررسی می‌کنیم و در گفتار سوم نیز مختصراً به پایان وقف اشاره خواهیم داشت .
گفتار اول: اداره وقف
مدیریت نهاد وقف توسط متولی و ناظر صورت می‌گیرد. این بحث در فقه تحت عنوان ولایت و نظارت مطرح شده است. برای مثال صاحب عروه در تکمله العروه الوثقی فصل ششم بحث خود را با عنوان «فیما یتعلق بالناظر» آورده است که در ضمن آن مباحث مربوط به تولیت را طرح کرده است.
در قانون مدنی ایران تولیت در ماده 75 به معنای اداره کردن امور موقوفه آمده است. «متولی شخصی است که از طرف واقف برای اداره‌ی وقف معین می‌شود» ماده 3 قانون تشکیل و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه در تعریف متولی مقرر داشته «متولی موقوفه کسی است که به موجب مفاد وقفنامه و مقررات قانون مدنی یا این قانون واجد این سمت باشد»
واقف می‌تواند خود را نیز متولی موقوفه قرار دهد. ماده 75 قانون مدنی در این رابطه می‌گوید: «واقف می‌تواند تولیت یعنی اداره کردن امور موقوفه را مادام الحیوه یا در مدت معینی برای خود قرار دهد و نیز می‌تواند متولی دیگری معین کند که مستقلاً یا مجتمعاً با خود واقف اداره کند. تولیت اموال موقوفه ممکن است به یک یا چند نفر دیگر غیر از خود واقف واگذار شود که هر یک مستقلاً یا منضماً اداره کنند و همچنین واقف می‌تواند شرط کند که خود او یا متولی که معین شده است نصب متولی کند و یا در این موضوع هر ترتیبی را که مقتضی بداند قرار دهد» ماده 81 قانون مدنی نیز مقرر داشته: «در اوقاف عامه که متولی معین نداشته باشد اداره موقوفه طبق نظر ولی فقیه خواهد بود»
در حال حاضر قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه در رابطه با تولیت اوقاف در ماده یک خود وظایفی را برای سازمان مقرر داشته است که برخی از بندهای این ماده به مسأله تولیت مربوط بوده و مطابق آن امور ذیل به عهده این سازمان است:
اداره امور موقوفات عام که فاقد متولی بوده یا مجهول التولیه است و موقوفات خاصه در صورتی که مصلحت وقف و بطون لاحقه و یا رفع اختلاف موقوف علیهم متوقف بر دلالت ولی فقیه باشد.
اداره امور اماکن مذهبی اسلامی که ترتیب خاصی برای اداره آنها داده نشده است به استثناء مساجد و مدارس دینی و تکایا.
انجام امور مربوط به گورستانهای متروکه موقوفه‌ای که متولی معین ندارد و اتخاذ تصمیم لازم در مورد آنها»

مطابق ماده 78 قانون مدنی «واقف می‌تواند بر متولی ناظر قرار دهد که اعمال متولی به تصویب یا اطلاع او باشد» فقها کلمه ناظر را در مباحث مربوط به وقف مرادف با متولی به کار برده‌اند. اما در قانون مدنی «نام مقامی است که برای بازرسی و نظارت بر کار متولی تعیین می‌شود و خود در اداره وقف دخالت مستقیم نمی‌کند»
نظارت ناظر ممکن است استصوابی و یا اطلاعی باشد. نظارت استصوابی بدین معناست که متولی باید قبل از اقدام به هر عملی در امور موقوفه نظر ناظر را جلب کند حال آنکه نظارت اطلاعی آگاه شدن بر امور مربوط به موقوفات از عایدات و مصارف آن است و متولی صرفاً می‌باید عملیات خود را به اطلاع ناظر برساند. شرح جزئیات مربوط به متولی و ناظر خارج از حوصله بحث ما است.
گفتار دوم: فروش و استبدال مال موقوفه
از جمله مباحثی که در وقف مطرح می‌شود مسأله جواز و یا عدم جواز فروش مال موقوفه است. با توجه به اینکه در فصل دوم مسأله فروش اوراق بهادار را مطرح خواهیم کرد در اینجا لازم است تا به طور خلاصه به ذکر کلیت این بحث بپردازیم.
هدف از وقف جاریه بودن ان است بنابراین هرگونه عملی که ناقل مالکیت باشد ودوام نهاد وقف را در معرض خطر قرار دهد امری است خلاف اصل. فروش مال موقوفه در این دسته از اعمال قرار دارد، شیخ مرتضی انصاری در این رابطه فرموده‌اند: «ظاهراً حکمت حرمت بیع وقف، تضییع نشدن حق سه گروه

دیدگاهتان را بنویسید