تحقیق رایگان درمورد قصاص

و یا در مقام دفاع بر مسلمانان واجب نیست هر چند مسلمانان حق این کار را ندارند هم چنین در کتب اهل سنت از شروط اجرای قصاص و پرداخت دیه ، به محقون الدم مقتول ذکر شده و قتل کافر حربی ، قصاص و دیه و کفاره ندارد زیرا به صورت مطلق خون او مباح است و ذمی یا مسلمان بودن قاتل نیز در این موضوع تأثیری ندارد .
در میان مذاهب اهل سنت در خصوص کافران ذمی به رغم توافق به احترام خون آنها در صورت رعایت شرایط ذمه ، در این که آیا قتل اهل ذمه توسط مسلمانان مستوجب قصاص است یا نه میان آنان اختلاف وجود دارد .
مالک و شافعی معتقدند هیچ گاه مسلمانان به جهت کشتن کافر ولو ذمی قصاص نمی شوند اما ابوحنیفه معتقد است حیات مذکور در آیه شریفه « و لکم فی القصاص حیاه » در قصاص مسلمان و به جهت کشتن ذمی ، معنای بهتری دارد زیرا دشمن دینی ، مسلمانان را به قتل ذمی تحریک می کند و وجوه قصاص یک عامل بازدارنده قوی است .
ب : حکم مرتد از دیدگاه امامیه
خون مرتد در شریعت اسلام ، هدر تلقی می گردد پس اگر کسی مرتد را به قتل برساند ، به عنوان ارتکاب قتل عمد مجازات نمی شود ، اعم از این که قبل از درخواست توبه توسط مرتد، او را کشته باشد و یا بعد از آن ، زیرا مادامی که مرتد بر ارتداد خود باقی است هر جنایتی در حق او مباح است .
مهدور الدم بودن یک انسان یا ذاتی است یا عرضی و اصل اول در شریعت اسلام ، مصونیت جان و مال انسانها است . علت اساسی این مصونیت دو چیز است : یکی ایمان و دیگری امان ، اگر این دو علت از بین برود ، طبعاً مصونیت جان و مال نیز از بین می رود . بنابراین اگر کسی مومن نباشد و در امان مسلمان ها نیز نباشد و به اصطلاح کافر حربی و یا مرتد باشد ، از مصونیت جانی و مالی برخوردار نیست و طبعاً کشتن چنین انسانی موجب قصاص نخواهد بود در مورد کشتن اهل ذمه ، اگرچه بنا به عقیده اکثر فقها قصاص وجود ندارد ولی قطعاً چنین عملی جرم و قابل مجازات است و در صورت تکرار ، موجب قصاص نیز می گردد .
بنابراین مهدورالدور بودن ذاتی ، به سبب کفر و ارتداد است و خارج شدن از این وضعیت به دو طریق امکان پذیر است : یکی پذیرفتن دین اسلام و دیگری عقد قرارداد با مسلمان ها . البته کشتن انسانی که به سبب کفر یا ارتداد مهدورالدم است ، باید با اذن حاکم اسلام باشد و اگر کسی بدون اذن او اقدام نماید ، مرتکب عملی شده است که قابل تعزیر است.
ج : حکم مرتد از دیدگاه اهل سنت

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اکثر فقهای اهل سنت معتقدند که مرتد به طور مطلق ابتدا به توبه دعوت می شود و اگر توبه کرد آزاد شده و در جامعه به زندگی عادی خود مشغول می شود، ولی اگر توبه نکرد به قتل می رسد .
ابوحنیفه بین زن و مرد قائل به تفضیل شده و همانند شیعه معتقداست که بر خلاف مرد که در صورت عدم توبه به قتل می رسد ، زن مرتد به هیچ وجه به قتل نمی رسد ، بلکه تحت فشار قرار می گیرد تا اسلام بیاورد . بدین صورت که حبس می شود و هنگامی که از حبس خارج شد دعوت به اسلام می شود و اگر ایمان آورد آزاد می شود و در غیر این صورت در حبس باقی می ماند تا بمیرد .
اصل این است که کشتن مرتد به قدرت عمومی مربوط است ، پس اگر یکی از افراد بدون اجازه این قدرت ها او را به قتل برساند و بر قدرت های عمومی سبقت بگیرد به خاطر این سبقت گرفتن مجازات می شود نه به جهت ارتکاب قتل ، و فقهای مذاهب چهارگانه این نظریه را پذیرفته اند . فقط در مذهب مالک ، مخالف وجود دارد . طرفداران مالک معتقدند که مرتد مصونیت ندارد ، لکن می گویند با این وجود قاتل او باید تعزیر شود و دیه او از بیت المال پرداخت گردد .
بند چهارم : قتل ساب النبی
ماده 262- هر کس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم و یا هریک از انبیاء عظام الهی را دشنام دهد یا قذف کند ساب النبی است و به اعدام محکوم میشود.
تبصره- قذف هر یک از ائمه معصومین علیهم السلام و یا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یا دشنام به ایشان در حکم سب نبی است.
ماده 263- هرگاه متهم به سب ، ادعاء نماید که اظهارات وی از روی اکراه ، غفلت، سهو یا در حالت مستی یا غضب یا سبق لسان یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده است ساب النبی محسوب نمیشود .
تبصره- هرگاه سب در حالت مستی یا غضب یا به نقل از دیگری باشد و صدق اهانت کند موجب تعزیر تا هفتاد و چهار ضربه شلاق است.
اگر چه مشهور فقیهان قتل سبّ کننده پیامبر را نیازمند اجازه حاکم نمی دانند و حتی نسبت به آن ادعای اجماع شده است ، اما شیخ مفید و علامه حلّی در کتاب مختلف با این دیدگاه مخالف هستند و قتل سبّ کننده را نیازمند اجازه امام می دانند . دلیل این گروه روایت شرعی است از جمله روایت عبدالله نجاشی که گوید : از امام صادق (ع) پرسیدم که من سیزده تن از خوارج را که از حضرت علی (ع) برائت می جستند به قتل رسانیدم . امام فرمود : « اگر آنها را به اذن امام بکشی ، مسؤولیتی نداری ؛ اما اگر بر امام سبقت گرفتی ، باید سیزده گوسفند قربانی کنی و گوشت آنها را صدقه دهی ، چون بر امام سبقت گرفته ای » راویان این روایت عبارتند از : محمد بن حسن ، موسی بن قاسم ، ابراهیم بن ابی البلاد و عمار سجستانی . مرحوم محقق نجفی ، مضمون این روایت را متعارض با مضمون روایت های دیگر می داند که توان معارضه با آن روایات را ندارد . کلینی این روایت را به صورت مرفوع بیان کرده که علی بن ابراهیم آن را به فردی ناشناس از صحابه نسبت می دهد و می گوید : گمان می کنم این صحابی ، ابو عاصم سجستانی باشد . بنابراین ، سندِ این روایت چندان محکم نیست. مشهور فقها این روایت را حمل بر استحباب کرده اند ؛ یعنی مستحب است که از امام اجازه گرفته شود.
نکته دیگر اینکه اگر چه در منابع شرعی، قتل سبّ کننده جایز دانسته شده است، اما صرف ادعای قاتل مبنی بر اینکه مقتول، پیامبر را سبّ کرده است کفایت نمی کند؛ بلکه باید ادعای خود را در دادگاه ثابت کند و دلیل کافی اقامه نماید و گرنه به جرم قتل عمد تحت تعقیب و مجازات قرار می گیرد.
از ظاهر کلام فقیهان چنین دریافت می شود که قتل سبّ کننده بدون مراجعه به دادگاه فقط برای کسی جایز است که با گوش خود سبّ و دشنام را بشنود . بنابراین اگر کسی از دیگری بشنود که شخصی پیامبر (ص) را دشنام داده است نمی تواند خودسرانه او را بکشد . البته در روایتی آمده است که پیامبر شنید مردی از قبیله هذیل به او دشنام داده است پس دو نفر را برای قتل او فرستاد. اما این قتل با اجازه پیامبر بوده است . همچنین ازظاهر روایاتی که به صورت مطلق خون سبّ کننده را مباح می دانند ممکن است چنین استظهار شود که هر کسی می تواند چنین شخصی را که خونش بر هدر است بکشد چون خون این شخص برای همگان بر هدر است و این احتمال ، خالی از قوت نیست .
الف :جرم سبّ النبی از دیدگاه فقیهان اهل سنت
فقیهان امامیه اتفاق نظر دارند که سابّ النبی باید کشته شود و بسیاری از فقیهان اهل سنت نیز همین دیدگاه را دارند ؛ اما گروهی از ایشان مجازات سابّ النبی را زندان و تعزیر می دانند. ابن حزم در خصوص سبّ النبی می نویسد : « فقیهان در مورد سبّ النبی یا سبّ پیامبری از پیامبران خدا اختلاف نظر دارند . گروهی گفته اند که چنین عملی کفر نیست و گروهی آن را کفر دانسته اند و گروهی دیگر در این مورد توقف کرده اند که فقیهان مذهب ما نیز قائل به توقف هستند .

فقیهان اهل سنت عموماً جرم سب النبی را ذیل مبحث ارتداد مطرح کرده و سابّ النبی را مرتد می دانند ؛ اما در مورد اجرای احکام ارتداد نسبت به چنین مجرمی اختلاف نظر دارند . قرطبی از فقیهان مالکی در این خصوص می نویسد : « هر کس به خداوند تبارک و تعالی یا پیامبر وی یا یکی از پیامبران الهی ناسزا گوید و مسلمان باشد کشته می شود، بدون اینکه از او درخواست توبه شود ، اما گروهی از فقیهان چنین جرمی را ارتدادی می دانند که در آن طلب توبه می شود پس اگر توبه کرد کشته نمی شود اما اگر توبه نکرد کشته می شود و نظریه نخست مورد تأیید مذهب ماست . کافر ذمی اگرخداوند و پیامبرش را سبّ نمود کشته می شود. یک دیدگاه آن است که هر کس پیامبر را سبّ کند کشته می شود چه مسلمان باشد و چه نباشد و هر دو نظریه را ابن عبدالحکم و دیگران به مالک نسبت داده اند اما بهتر است بر کافر ذمی شرطی شود که در زمان قراردادش پیامبر را به صورت آشکار نزد مسلمانان دشنام ندهد و اگر چنین تعهدی را نقض کند به خاطر نقض تعهد کشته می شود » .
ابن قدامه از فقیهان حنبلی در این خصوص آورده است : «هر کس خدا را انکار کند شریک و صاحب و فرزند برای او قرار دهد یا خدا را تکذیب کند و یا او را دشنام دهد یا پیامبرش را تکذیب نماید یا دشنام دهد یا پیامبری را انکار نماید یا کتاب خدا یا مقداری از آن را انکار کند یا یکی از ارکان اسلام را انکار نماید یا محرمات اجماعی را حلال بداند ، مرتد است » .
عمر بن سراج انصاری از فقهای شافعی ، قذف پیامبر را از مصادیق ارتداد دانسته است: « ارتداد آن است که مسلمان مکلف با اختیار از طریق نیت یا سخن کفرآمیز یا عملی از اسلام برگردد و عمل او از روی دشمنی و مسخره کردن یا اعتقاد باشد مانند اینکه قرآنی را در نجاست اندازد یا پیامبری را قذف کند » . به نظر می رسد که قذف پیامبر جنبه حصری ندارد و از باب نمونه بیان شده است .

فقیهان اهل سنت ، سبّ ائمه اطهار (ع) و نیز پیامبرانی را که در نبوت آنان اختلاف است مستوجب تعزیر می دانند . جزی کلبی فقیه مالکی مذهب ، در این خصوص می نویسد : «هر کس خدا یا پیامبر یا یکی از ملائکه را دشنام دهد ، چنانچه مسلمان باشد ، کشته می شود و فقیهان در این مسأله اتفاق نظر دارند . اما در اینکه درخواست توبه از او می شود یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد . هر کس پیامبری را که در نبوت او اختلاف است ، مانند ذوالقرنین یا فرشتگانی را که در ملک بودن آنان اختلاف نظر وجود دارد ، دشنام دهد کشته نمی شود ؛ بلکه به شدت تأدیب می شود . اما هر کس به یکی از اصحاب پیامبر یا همسران یا اهل بیت او دشنام دهد ، کشته نمی شود ؛ بلکه به شدت زده می شود و زدن او تکرار می گردد و حبس او طولانی می شود » .
فقیهان اهل سنت ، سبّ النبی را ذیل مبحث ارتداد مورد بحث قرار داده اند ولی سبّ صحابی پیامبر یا خلیفگان دیگر را مستوجب اعدام نمی دانند : «عمر بن علی از معاذ بن معاذ از شعبه بن توبه عنبری از عبدالله بن قدامه بن عنزه بن ابی برزه اسلمی نقل می کند که مردی به ابوبکر توهین کرد پس گفتم او را بکشم؟ وی مرا منع کرد و گفت : این مجازات برای هیچ کس پس از رسول خدا وجود ندارد » .
گفتار چهارم : قتل کافر توسط مسلمان
بند اول : فقه امامیه
همه‌ فقهای‌ شیعه‌ به‌ استثنای‌ شیخ‌ صدوق‌ در کتاب‌ مقنع ‌، معتفدند که‌ اگر مسلمانی‌ عمداً جنایتی‌ بر کافر ذمی‌ وارد نماید و او را بکشد ، قصاص‌ نمی‌شود . البته‌ این‌ عدّه‌ _ به جز ابن‌ادریس‌ که به هیچ وجه به قصاص مسلمان در مقابل ذمی عقیده ندارد یک‌ مورد را استثنا کرده‌ و گفته‌اند حکم‌ مسلمانی‌ که‌ به‌ قتل‌ کافر ذمّی‌ اعتیاد دارد قتل‌ است‌ . این فقها درباره‌ این که‌ معیار اعتیاد به‌ قتل‌ چیست ‌، دوبار کشتن‌ یا سه‌ بار یا بیشتر و این که‌ قتل‌ چنین‌ مسلمانی‌ از باب‌ حدّ است‌ و یا از باب‌ قصاص‌ او در مقابل‌ کافر ذمّی‌ ، اختلاف‌ عقیده‌ دارند . ولی بیشتر آنان معتقدند , قتل از باب قصاص است .
برخی‌ عبارتهای‌ فقها‌ را به‌ طور خلاصه‌ نقل‌ کنیم‌.
شیخ‌ طوسی‌ می‌نویسد:
« مسلمان‌ در مقابل‌ کافر کشته‌ نمی‌شود , چه‌ کافر معاهد باشد یا ذمی یا مستأمن‌ و یا حربی‌.. . »
ابن‌ ادریس‌ در سرائر (ص 330) می‌نویسد:« اگر مسلمانی عمداً, کافر ذمی را بکشد, دیه بر او لازم است و به هیچ وجه قصاص نمی شود » .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *